آئینه عفاف صفحه 224

صفحه 224

مقصد عالم توئی زینت آدم توئی

عفت مریم توئی اخیر خیر الخیار

مام حسین و حسن فخر زمین و زمن

همسر تو بوالحسن تازی دلدل سوار

ای که نداری خبر از شرف و قدر او

یک ورق از فضل او فهم کن و گوش دار

بر ورقی یافتم از خط بابای خویش

راست چو برگ گل ریخته مشک تتار

بود که روزی رسول بعد نماز صباح

روی به سوی علی، کرد که ای شهسوار

هیچ طعامیت هست تا به ضیافت رویم

نام تکلف مبر عذر توقف میار

گفت که فرمای تا جانب خانه رویم

خواجه روان گشت و شاه بر اثرش اشکبار

زانکه به خانه طعام هیچ نبودش گمان

تا به در خانه رفت جان و دل از غم فکار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه