آئینه عفاف صفحه 253

صفحه 253

ای فاطمه شفیعه ی محشر، عنایتی

کز درگهت ولای تو ماراست مدعا

از مهر تست، خانه ی خورشید جان ما

وز حب تست خلوت دل باغ دلگشا

بیگانه خود، ز لطف خدا کرد در دو کون

هر کس نشد به مهر ولای تو آشنا

حبل الله است حب تو و آل اطهرت

ای همدم و انیس دل شاه اولیا

ای یاد تو تداوم ابر بهار اشک

ای نام تو ز عقده ی دلها گره گشا

قرن چهارده، شد، و داغت نشد ز دل

سوگت هماره هست غم افزا و جانگزا

زین غم چگونه اشک نباریم کز ستم

آتش زدند خانه ات ای منتهی الرجا

آید هنوز از در و دیوار بوی خون

ای فاطمه چه دیدی از آن قوم بی حیا

گوئی هنوز دست به پهلو گرفته ای

گوئی هنوز فضه ی خود می کنی صدا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه