آئینه عفاف صفحه 254

صفحه 254

طی گشت قرنها و رساتر رسد به گوش

از پشت در به ناله صدای خدا خدا

کو مهدیت که مرقد پاکت نشان دهد

ای خاک آستان تو بر چشم توتیا

غیر از خدا، که حق مدیحت ادا کند؟

مدحت کجا و «صاعد» و این طبع نارسا

یا فاطمه

آن شب که پنهانی ز چشم خلق، مولا

جسم شریفت را نهان در خاک می کرد

از بهر همدردی به مولا، اشک خونین

جاری به دامان شفق افلاک می کرد

چشم زمان از بهر دفنت آب می ریخت

مهد زمین از غم گریبان چاک می کرد

آهسته آهسته علی از جور امت

شکوه حضور سید لولاک می کرد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه