آئینه عفاف صفحه 265

صفحه 265

مشرق عفت

در امشب فی الحقیقت معنی عصمت مجسم شد

منور تا ز نور روی زهرا چشم عالم شد

درخشان آفتابی تافت رخ از مشرق عفت

که در خاک قدومش بوسه زن عرش معظم شد

«الا یا ایها الساقی ادر کأسا» کز این شادی

جهان پیر برنا گشت و خاک تیره خرم شد

میی گلرنگ زان خمخانه ام کن در قدح امشب

که خاک پای مستان درش آئینه ی جم شد

رخ از کتم عدم افروخت آن فرخنده مولودی

که از هستیش رکن عالم ایجاد محکم شد

دری رخشنده از دریای عصمت جلوه گر آمد

که خلق از پرتو رخساره اش خورشید اعظم شد

شد از صلب محمد کوکب رخشنده یی تابان

که از وی آدم خاکی ز کرمنا مکرم شد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه