آئینه عفاف صفحه 336

صفحه 336

1- 169. معرا: برهنه، ناپوشیده، عریان.

ز وصل و نسل موضوئی و مطلق

ز جفت مثل بیرونی و بالا

به هست خویش دیمومی (1) و دائم

به ذات خویش قیومی و برپا

نه با قدس تو زیبد زن نه فرزند

نه در بود تواَم شاید نه اما

زهر عیبی و هر نقصی مقدس

ز هر حمدی و هر نعتی معرا

منم در ظل ذاتت عبد مملوک

کمال رب نداند عبد، اصلا

مرا اندیشه ی لا و نعم نیست

به عبد آن کن که می زیبد ز مولا

زهی حسن و زهی عقل و زهی شرم

چنین کردش به ذات خود شناسا

سخن ز اصل حیات ماسوی (2) بود

که با زهرا چه نسبت دارد اینجا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه