آئینه عفاف صفحه 35

صفحه 35

بانوی خاندان فضیلت

ای افتخار عالم هستی لقای تو

پاینده چون بقای حقیقت بقای تو

اسلام سرفراز به ایمانت از نخست

خورشید پرتوی ز فروزنده رای تو

من هیچ کس دگر نشناسم به روزگار

بانوی خاندان فضیلت، سوای تو

الحق که هر چه فخر و شرف بود در جهان

می خواست خاص شخص تو باشد خدای تو

فرزند مصطفایی و زهرای پاکدل

ای مصطفای تو همه محو صفای تو

شوی تو مرتضی و رضایت رضای او

زین رو بود رضای خدا در رضای تو

دخت خدیجه بودی و در خانه ی علی

چشم زمانه خیره بماند از وفای تو

فرزند، چون حسین و حسن خود که آورد؟

آورده ای تو، جان دو عالم فدای تو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه