آئینه عفاف صفحه 36

صفحه 36

حلم حسن که پایه ی دین استوار داشت

کرد آشکار تربیت جانفزای تو

در خانه ی تو درس شهامت فراگرفت

آن پاکباز خسرو گلگون قبای تو

پرورده ای چو زینب کبری تو دختری

دختر نه، بلکه ضیغم دختر نمای تو

هر کس ترا شناخت به حق اعتراف کرد

بیگانه با خدا نشود آشنای تو

ای سرور زنان دو عالم که بود و هست

فردوس آیتی ز مبارک سرای تو

دنیا نساخت با تو و کاری شگفت نیست

این خاکدان پست کجا بود جای تو؟

مانند شمع سوختی و اشک ریختی

جانسوز همچو ناله ی نی شد، نوای تو

پیش تو خاک بود فدک زانکه در فلک

بوسد به افتخار، ملک خاک پای تو

زان رو شدی فسرده چو گل کز نفاق و کفر

بی اعتنا شدند به بانگ رسای تو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه