آئینه عفاف صفحه 380

صفحه 380

من را که عقل و فضل و هنر دارم

هیچم نیاورد سر انکارش

زو بر گرفت جامه ی پشمینی

زو برگزید کاسه ی سوفارش

بکشید سوی احمد مرسل رخت

بربست زان دیار کرم بارش

شمس وجود احمد و خود زهرا

ماه ولایت است ز اطوارش

دخت ظهور غیب احد، احمد

ناموس حق و صندوق اسرارش

هم مطلع جمال خداوندی

هم مشرق طلیعه ی انوارش

هم ماه بارد از لب خندانش

هم مهر ریزد از کف مهیارش

این گوهر از جناب رسول الله

پاک است و داور است خریدارش

کفوی نداشت حضرت صدیقه

گرمی نبود حیدر کرارش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه