آئینه عفاف صفحه 469

صفحه 469

زهرای بتول آمد امروز

خرم شد از او جهان چو نوروز

تا آنکه شود بسان خورشید

از پرتو مهر عالم افروز

تا آنکه دو تن امام و رهبر

گردند از او فضیلت آموز

تا شوهر نامدار خود را

سازد به مصاف کفر پیروز

تا آنکه شود ز گوهر پاک

تابنده چراغ بزم افلاک

آمد به جهان زنی که مریم

سر پیش جلالتش کند خم

چون آسیه صد کنیز دارد

هاجر خورد از ندیدنش غم

پر نورتر از ستاره و ماه

پاکیزه تر از نسیم و شبنم

خوشتر ز نوای دلپذیرش

هرگز نشنیده گوش عالم

او نور دو دیده ی پدر بود

روشن چو ستاره ی سحر بود

او همسر حیدر است و یارش

از او است دو طفل نامدارش

از کودکی آن دو سرور دین

بودند همیشه در کنارش

دیدار جمال آن دو می کرد

آسوده ز رنج روزگارش

افسوس که هر دو زود گشتند

سوزنده چو شمع بر مزارش

چون او بجوانی از جهان رفت

دنبال پدر به لا مکان رفت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه