آئینه عفاف صفحه 477

صفحه 477

این جورها که رفت به زهرا پس از رسول

آتشفشان به خرمن او همچو اخگر است

با آنکه او ز پاکی و مهر و عفاف و شرم

آرام جان آن پدر مهر گستر است

این بود سرنوشت بهین دختر رسول

آن کس که خاک بوس درش چرخ اخضر است

گوئی که آن ستم زده دخت رسول نیست!

یا این هلاک غم شده زهرای دیگر است

ورنه چگونه اینهمه جور و جفا کشید؟

آن ماه رو که نور دو چشم پیمبر است

ورنه چگونه آن تن رعنا و دلفریب؟

در نوبهار عمر چنین زرد و لاغر است

ورنه چگونه رفت بخاک آن تن لطیف؟

با آنکه از شکوفه ی گل باصفاتر است

ورنه چگونه گشت خزان در بهار عمر؟

آن گلبنی که اینهمه پر بار و پر بر است

باید بسر زنیم و گریبان کنیم چاک

امروز روز ماتم زهرای ازهر است

تنها نه «ورزی» گریه نماید به ماتمش

چشم ستارگان هم از این ماجرا تر است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه