آئینه عفاف صفحه 501

صفحه 501

روح بهار، خنده زد و شادباش گفت

دامان چرخ، پر گل و پر در و گوهر است

بلبل به سرو و لاله و سنبل سلام گوی

گل نازکانه بر همه جا سایه گستر است

چون آفتاب زرکش صبح امید و عشق

هر ذره در سرادق آفاق، بتگر است

ساغر به دست، پیر فلک سرخوش است و شاد

«پیرانه سر، هوای جوانیش در سر است»

پرسیدم از خرد که جهان را چه اوفتاد

کاینگونه شاد و خرم و پر زیب و پر فراست

روح القدس ز کنگره ی عرش گفت هان

مولود با سعادت زهرای اطهر است

دخت نبی که گوهر رخشای عصمت است

درج شرف که همسر والای حیدر است

زهرای پاک، نور شبستان کاینات

کز خاک، تا سپهر برین سایه گستر است

نور هدی و چشمه ی نور خدا که او

بر یازده امام، مربی و مادر است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه