آئینه عفاف صفحه 502

صفحه 502

انسان کامل، آنکه کمالی است بیزوال

فخر سلاله ی بشر و مهر انور است

رکن و مقام و خیل و حرم، آسمان قدر

در پیش آستان رفیعش محقر است

در جنب سایبان جلالش به نیم جو

ور خود شکوه قیصر و جاه سکندر است

با خاک درگهش به بهشتم نیاز نیست

خاک در تو هر که بروبد، توانگر است

«از نامه ی سیاه نترسم که روز حشر»

بانوی ما شفیعه ی صحرای محشر است

گر کاروان به بانگ درای تو می رود

او را امید همره و توفیق رهبر است

ره یافتن به کوی سعادت در این سفر

بی توشه ی محبت او، نامیسر است

با یاد مهرزای توام خاطر آشناست

با مهر دلنواز توام، روح خوگر است

ای ساحل نجات و دیار پناه و امن

مهر تو در حوادث جانگاه، سنگر است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه