آئینه عفاف صفحه 516

صفحه 516

شام زفاف جامه ی خود داد بر فقیر

ایثار را حقیقت و کان بود فاطمه

زان پیشتر که خقلت حوا شود به خلد

مسند نشین باغ جنان بود فاطمه

دردا که بعد مرگ پدر شد غریب و زار

اشکش بسان ژاله روان بود فاطمه

آماج تیر جور زمان گشت سینه اش

زین رو قدش ز غصه کمان بود فاطمه

رخساره اش ز سیلی دشمن کبود بود

وز این ستم به آه و فغان بود فاطمه

از پهلوی شکسته و از محسن شهید

تا گاه مرگ ناله کنان بود فاطمه

«خوشدل» به خاک رفتن در تیره شام او

مظلومی اش عیان به جهان بود فاطمه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه