آئینه عفاف صفحه 56

صفحه 56

به هر جا شد گهرافشان سحاب از دیده ی گریان

روان گردید جوی و چشمه و رود و شط و دریا

چو شبنم روی گل شوید، صبا راه چمن پوید

رخ گل بوسد و بوید، به یاد وامق و عذرا

به باغ اندر نگر زریون (1) به سر بنهاده طشت زر

که چون خورشید محشر هست یک نی از زمین بالا

چرا از لاله و نرگس نمی پرسند اهل دل

که اندر دستشان آیا که داد این ساغر و مینا؟

عجب نبود اگر لاف کلیمی می زند بلبل

که گلبن آتش طور است و گلشن سینه ی سینا

ترا پیوسته می خواند به سیر گلشن وحدت

دهان غنچه ی خاموش و بانگ بلبل گویا

در این فرخنده فصل بهجت افزا، به که بگذارم

قدم از گلشن صورت به سیر گلشن معنا

در آن گلشن چو دیگر بلبلان رطب اللسان گردم

به پای گلبنی کز آن گل توحید شد بویا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه