خدا به عظمت آل اللَّه ما را از خواب غفلت بیدار کند. فقط میخواستم این مطلب را بگویم اگر روزی روزگاری بعضیها به فکر بیفتند شهادت فاطمه زهراعلیها السلام را پایمال بکنند و اسمش را وفات بگذارند؛ بزرگترین خیانت را به مکتب تشیّع کردهاند، شهادت است نه وفات. ما باید به این مسأله معتقد باشیم تا این لکّه ننگ روی پرونده آنان باشد تا ما روزی به فکر تبعیّت از اینها نیفتیم.
«السَلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَة یا سَیِّدَةَ نِساءِ العالَمِینَ السَلامُ عَلَیْکِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُه»
ارباب مقاتل نوشتهاند: بی بی فاطمه زهراعلیها السلام وصیّت کردند:
«یا عَلی! کَفِنّی بِاللَیْلِ وَ دَفَنّی بِاللَیْلِ».
شب مرا غسل بده و شب مرا کفن کن. این برای این است که امروز نگوییم «وفات».
فرمود: راضی نیستم آنهایی که به من ظلم کردند در تشییع جنازه من شرکت کنند. با کمال مظلومیّت، فاطمه زهراعلیها السلام به خاک سپرده شد و الآن هم نمیدانیم کجا فاطمه زهراعلیها السلام را زیارت کنیم. امیرالمؤمنینعلیه السلام پیکر فاطمه زهراعلیها السلام را برای خاکسپاری آماده کردند، یک وقت دیدند بندهای کفن فاطمهعلیها السلام باز شد و دستهای فاطمهعلیها السلام از زیر کفن بیرون آمد. علیعلیه السلام میفرماید:
«إِنِّی أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّهَا قَدْ حَنَّتْ وَ أَنَّتْ وَ مَدَّتْ یَدَیْهَا وَ ضَمَّتْهُمَا إِلَی صَدْرِهَا مَلِیًّا».(30)
دستها از کفن فاطمهعلیها السلام بیرون آمد بچّههایش را به سینه گرفت. ملائکه به خروش آمدند، یاعلی! بچهها را از سینه مادر جدا کن.
عرض میکنیم امیرالمؤمنینعلیه السلام بچّهها را با نوازش از سینه مادر جدا کردند امّا در گودال قتلگاه عدّهای عرب جمع شدند «وَ اجْتَمَعَتْ عِدَّةٌ مِنَ الأعْرابِ وَ جَرّوها أوْ جَزّوها عَنْ جَسَدِ أبِیهْا»(31)؛ وقتی سکینه نازدانه بدن پدر را در بغل گرفته بود با ضربههای تازیانه...
اللّهُمَّ اغْفِرْ بِآلِ مُحَمَّدٍ ذُنُوبَنا وَ اسْتُرْ بِهِمْ عُیُوبَنا وَ اشْفِ بِهِمْ مَرْضانا، سَلِّمْ بِهِمْ مُسافِرِینا؛ اللّهُمَّ اقْضِ حَوائِجَنا وَ اکْفِ بِهِمْ مُهِمَّاتَنا؛ اللّهُمَّ أیِّدْ إمامَ زَمانِنا وَ عَجِّلْ فِی فَرَجِهِ وَ ظُهُورِهِ وَ اجْعَلْنا مِنْ أعْوانِهِ وَ أنْصارِهِ؛ اللّهُمَّ أیِّدْ عُلَمائَنا الربَّانِیّینَ لا سِیَّما المَنْظُورِینَ مِنْهُمْ بِجاهِ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ.