رنج‌های زهرا علیهاالسلام صفحه 239

صفحه 239

یا امیرالمؤمنین! اگر حدود آن را تعیین کنم، آن را برنمی‌گردانی.

به حقّ جدّت که برمی‌گردانم.

حدّ اول عدن است.

چهره هارون تغییر کرد و گفت: عجب!

حدّ دوم، سمرقند.

رنگ رخسار هارون تیره‌تر شد.

حدّ سوم آفریقا.

چهره‌ی هارون سیاه شد و گفت: عجب!

حدّ چهارم ساحل دریا در امتداد خزر و ارمنستان.

بنابراین چیزی برای ما باقی نماند. پس بفرما در جای من بنشین!

امام کاظم علیه‌السلام فرمود: به تو گفتم که اگر حدود فدک را تعیین کنم، آن را برنمی‌گردانی.

در این موقع بود که هارون تصمیم گرفت امام را به شهادت رساند و یحیی بن خالد این مأموریت را بر عهده گرفت... [268] .

شگفتا! زهرا علیهاالسلام همان عابده‌ی زاهده که شب با شوهرش علی علیه‌السلام روی پوستی می‌خوابید که روز، شتر را روی آن علف، می‌دادند [269] باقی ماند.

به همین دلیل ما با این گفته موافق نیستیم که زهرا علیهاالسلام با کلامی که متضمن نوعی جسارت به علی علیه‌السلام و سرزنش او بود، آن حضرت را مخاطب ساخت مگر اینکه روایت معنای دیگری داشته باشد که فهم ما بدان نمی‌رسد یا قرینه‌ای داشته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه