رنج‌های زهرا علیهاالسلام صفحه 323

صفحه 323

و لم تزل مهضومة مظلومة

بردّ دعواها و رضّ الاضلع

أم للذی أودت به جعدتهم

یومئذ بکأس سمّ منقع [376] .

ای کاش می‌دانستم که برای کدامیک نوحه‌سرایی کنم و در غم چه کسی اشک دیدگانم را روان سازم: آیا برای وصی پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله که در محرابش، پیش از آن که به رکوع رود، شمشیر بر فرق سرش فرود آمد یا برای بتول- فاطمه- که به فرمان آنان از ارثش- که حق مسلم او بود- محروم شد؛ و سخن کسی که به او گفت: ای زن! ادعای باطلی کرده‌ای، برگرد. پدرت با صدای بلند و در میان گروه، گروه اعلام کرد که ما گروه پیامبران برای فرزندان من ارث نمی‌گذاریم. آنچه از ما می‌ماند، غنیمت است (برای تمام مسلمین) است. پس آنچه پدرت گفته بشنو و بدان راضی باش. فاطمه گفت: پس نحله‌ی پدرم، بهترین بندگان خدا، شفیعی که شفاعت او پذیرفته است، را به من بدهید. گفتند: آیا بیّنه‌ای داری که بشنویم و مورد پذیرش ما باشد؟ گفت: دو فرزندم و شوهرم حیدر- علی- در این باره بهترین گواهان هستند. گواهی آنان را نپذیرفتند. نص کتاب هم آنان را قانع نکرد. فاطمه همواره از ردّ خواسته‌اش و پهلوی شکسته‌اش رنجور و شکسته، مظلوم و ستمدیده بود. یا برای او- حسن علیه‌السلام- که جعده کاسه‌ای سم به او خورانید.

شیخ علی بن عبدالعزیز خلیعی حلی (و 750 ق)

یا ربّ نوزعت میراث والدها

مثلی و من طولبت باحقد و الإحن

و من تری جرّعت فی ولده اغصص

کابن مرجانة الملعون جرّعنی

و من تری کذبت قبلی و قد علموا

أنّ الاله من الارجاس طهّرنی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه