رنج‌های زهرا علیهاالسلام صفحه 344

صفحه 344

مگر قنفذ عدوی- او نیز یکی از کارمندان او بود- که چیزی از او نگرفت و آنچه از او گرفته بود بیست هزار درهم می‌شد، به او بازگرداند، و نه از او عُشر گرفت و نه نصف عشر.

ابان گفت: سلیم گفت: با علی علیه‌السلام ملاقات کردم و از این کار عمر از او پرسیدم. فرمود: آیا می‌دانی چرا از قنفذ دست برداشت و چیزی از وی غرامت نگرفت؟ گفتم. نه. فرمود: زیرا او بود که وقتی فاطمه علیهاالسلام آمد تا بین من و آنان قرار گیرد، با تازیانه‌اش او را زد، چنانکه وقتی فاطمه علیهاالسلام از دنیا رفت، جای تازیانه همچون بازوبند روی بازویش مانده بود. [399] .


6- ابان گفت: سلیم گفت: در حلقه‌ای در مسجد رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله حاضر شدم که جز سلمان، ابوذر، مقداد، محمّد بن ابی‌بکر، عمر بن ابی‌سلمه، قیس بن سعد بن عباده، همه از بنی‌هاشم بودند. عباس به علی علیه‌السلام گفت: به نظر شما، چرا عمر، قنفذ را مانند دیگر کارمندانش وادار به پرداخت غرامت نکرد؟

علی علیه‌السلام نگاهی به اطراف انداخت. چشمانش پر از اشک شد، پس فرمود: این پاداش ضربه‌ی تازیانه‌ای بود که به فاطمه علیهاالسلام زد. وقتی فاطمه علیهاالسلام از دنیا رفت، اثر این ضربه همچون بازوبندی روی بازوی او بود... [400] .


7- سلیم از ابن‌عباس: در ذوغار بر علی علیه‌السلام وارد شدم. صحیفه‌ای برایم بیرون آورد و گفت: پسر عباس! این صحیفه‌ای است که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بر من املا فرمود و من، به خط خودم نوشتم. گفتم: یا امیرالمؤمنین! آن را برایم بخوان. علی علیه‌السلام آن را برایم خواند. همه‌ی حوادث پس از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله تا شهادت حسین علیه‌السلام، و اینکه چگونه کشته می‌شود، چه کسی او را می‌کشد و چه کسانی با او به شهادت
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه