- مقدمه 1
- سلام بر سؤلهای بزرگ ! 2
- دختری در جستجوی پدر 6
- دین را با آتش حفظ میکنم ! 8
- این خانه را ترک کنید 11
- هرگز حرف بدون سند نزنید 13
- خلیفه چهارم مرا بشناسید 16
- من چنین و چنان خواهم کرد 17
- قرار نبود که تو دروغگو شوی ! 19
- ای کاش آن دستور را نمیدادم ! 23
- وقتی دخترم را میبینم 26
- ای خلیفه نفرین شده 30
- چرا یقه آن بیحیا را نمیگیری ! 32
- سکوت تو چقدر قیمت دارد؟ 39
- مردمی که رنگ عوض کردند 41
- کوچه و بازار را پر از آدم کنید 44
- چرا سنگ در دست خود گرفتهاید ! 46
- در جستجوی حقیقت آمدهام 50
- نمیگذارم کفر و بتپرستی برگردد 54
- مدال غیرت عربی را به چه کسی بدهم؟ 56
- آفرین بر این قانون تو 60
- چوب درخت عرعر را ببین ! 64
- من این حرف را سه بار گفتهام 67
- تابوتی برای دل مهتاب 69
- انتخاب اسم فقط با هماهنگی حکومت 72
- امروز درِ خانه خود را میبندم 78
- آیا دوست داری حدیث شناس شوی؟ 80
- به دنبال دوستان خود هستی 84
- منابع تحقیق 94
- نویسنده، کتب، ناشر 112
- اشاره 112
- سامانه پیامکوتاه 30004569 113
- کتب فارسی 114
- رمان مذهبی 114
- کتب نویسنده 114
- آموزههای دینی 117
- کتب عربی 119
- نشر وثوق 120
- سامانه پیام کوتاه نشر وثوق 30004657735700 121
- تلفکس: 700 35 77-0253 121
- خرید کتابهای فارسی نویسنده 121
- همراه: 39 58 252 0912 121
آیا کتاب «صحیح بخاری» را میشناسی؟ آیا میدانی این کتاب چقدر مهم است؟
صحیح بخاری، بهترین کتاب اهلسنّت میباشد. آنها به این کتاب، اعتقاد زیادی دارند و آن را برادرِ قرآن میخوانند.
نویسنده این کتاب، استاد بُخاری است، او در شهر «بخارا» به دنیا آمد، برای همین او را استاد بُخاری نام نهادهاند، او برای کسب علم و دانش، از شهر خود به عربستان و مصر و عراق سفر نمود. استاد بُخاری ، به هر استادی اعتماد نمیکرد، همین ویژگی اوست که باعث شده تا کتاب او، حرف اوّل را در میان صدها کتاب بزند.16
من خبردار شدهام که استاد بُخاری در شهر کوفه است. من دوست دارم او را ببینم، برای همین از فرصت استفاده میکنم و به شهر کوفه میروم. یادت نرود ما قرن سوم هجری هستیم. استاد بُخاری به کوفه آمده است تا نزد علامه ابنابیشَیبه شاگردی کند.17
* * *
به من میگویی که علامه ابنابیشَیبه کیست؟ گویا بار اوّلی است که نام او را شنیدهای!
علامه ابنابیشَیبه از بزرگترین دانشمندان این روزگار است، او دریای علم است، هر کس میخواهد از علم و دانش بهره ببرد، نزد او میآید، بیجهت نیست که استاد بُخاری این روزها در کوفه است و در درس این علامه حاضر میشود.
بیا با هم به مسجد کوفه برویم، الآن درس علامه ابنابیشَیبه شروع میشود.
وارد مسجد کوفه میشویم، این مسجد چه حال و هوایی دارد! در اینجا معنویت موج میزند. ابتدا دو رکعت نماز میخوانیم.
آن طرف را نگاه کن!، چه جمعیّت زیادی در آنجا جمع شده است، آنها شاگردان علامه ابنابیشَیبه هستند. آیا میتوانی آنها را بشماری؟ تعداد آنها بسیار زیاد است. من شنیدهام در سفری که استاد به بغداد داشت، سیهزار نفر در درس او شرکت میکردند.