- مقدمه 1
- سلام بر سؤلهای بزرگ ! 2
- دختری در جستجوی پدر 6
- دین را با آتش حفظ میکنم ! 8
- این خانه را ترک کنید 11
- هرگز حرف بدون سند نزنید 13
- خلیفه چهارم مرا بشناسید 16
- من چنین و چنان خواهم کرد 17
- قرار نبود که تو دروغگو شوی ! 19
- ای کاش آن دستور را نمیدادم ! 23
- وقتی دخترم را میبینم 26
- ای خلیفه نفرین شده 30
- چرا یقه آن بیحیا را نمیگیری ! 32
- سکوت تو چقدر قیمت دارد؟ 39
- مردمی که رنگ عوض کردند 41
- کوچه و بازار را پر از آدم کنید 44
- چرا سنگ در دست خود گرفتهاید ! 46
- در جستجوی حقیقت آمدهام 50
- نمیگذارم کفر و بتپرستی برگردد 54
- مدال غیرت عربی را به چه کسی بدهم؟ 56
- آفرین بر این قانون تو 60
- چوب درخت عرعر را ببین ! 64
- من این حرف را سه بار گفتهام 67
- تابوتی برای دل مهتاب 69
- انتخاب اسم فقط با هماهنگی حکومت 72
- امروز درِ خانه خود را میبندم 78
- آیا دوست داری حدیث شناس شوی؟ 80
- به دنبال دوستان خود هستی 84
- منابع تحقیق 94
- اشاره 112
- نویسنده، کتب، ناشر 112
- سامانه پیامکوتاه 30004569 113
- کتب نویسنده 114
- رمان مذهبی 114
- کتب فارسی 114
- آموزههای دینی 117
- کتب عربی 119
- نشر وثوق 120
- سامانه پیام کوتاه نشر وثوق 30004657735700 121
- تلفکس: 700 35 77-0253 121
- همراه: 39 58 252 0912 121
- خرید کتابهای فارسی نویسنده 121
علی(ع) آن روز یاران بسیار اندکی داشت و اگر دست به شمشیر میبرد، همه آنها کشته میشدند.
سکوت تو چقدر قیمت دارد؟
برادر سُنّی! تو میگویی هیچکس جرأت نداشت به خانه علی(ع) حمله کند، زیرا اگر کسی میخواست این کار را بکند، قبیله قریش به یاری علی(ع) میآمدند و او را یاری میکردند، این سخن توست: «قریش بزرگترین و قویترین قبیله در عربستان به حساب میآمد و در درون قریش، بنیهاشم قویترین قوم بشمار میآمد، بهطوریکه همه، برتری آن را پذیرفته بودند. عموزادههای این تیره، بنیامیه بودند که بعضی اوقات با بنیهاشم رقابت مینمودند، امّا اگر پای کسی دیگر به میان میآمد این دو فوراً با هم یکی میشدند».
تو از قبیله قریش سخن گفتی، اکنون من از تو سؤل میکنم آیا تو از کینه عرب جاهلی چیزی شنیدهای؟ آیا میدانی که قبیله قریش، کینه علی(ع) به دل داشتند؟
حتماً شنیدهای که جنگ بدر و اُحد و احزاب را همین قریش به راه انداختند. در این جنگها، این شمشیر علی(ع) بود که به یاری اسلام آمد. اگر شجاعت و فداکاری او نبود، کفّارِ قریش، اسلام را از بین برده بودند.
آری! در آن جنگها، علی(ع) بدون هیچ واهمهای، به جنگ کفّار قریش میرفت و آنان را به خاک و خون میانداخت. بسیاری از خانوادههای قریش، یکی از افرادشان به دست علی(ع) کشته شده بود!
آیا قریش میتوانست کینه علی(ع) را به دل نگیرد؟ آنان چگونه میتوانستند خون عزیزان خود را فراموش کنند؟
در سال هشتم هجری مکّه فتح شد و کفّار قبیله قریش، مسلمان شدند، امّا آنان کینه علی(ع) را از یاد نبردند.
وقتی پیامبر از دنیا رفت، کینههایی که در دلها بود، بار دیگر زنده شد، آنها وقتی دیدند ابوبکر به خلافت رسید، خوشحال شدند و بعضی از آنان حتّی عُمَر را در هجوم به خانه فاطمه(س) یاری کردند.
خالدبنولید از خاندان قریش بود، پدرِ او به دست علی(ع) کشته شده بود. خالدبنولید در روز هجوم به خانه فاطمه(س)، همراه عُمَر بود و او را یاری کرد.50