فَدَک، از غصب تا تخریب صفحه 242

صفحه 242

یک باره تکان خورد اشکهایمان ریخت اما سعی کردیم آنها توجه نکنند. (از اینجا به بعد سخنرانی با گریه شنوندگان همراه بود).

پرسیدم این مسجد را یعنی حضرت فاطمه ساخته اند، گفت بله، آخرین بار هم این مسجد را عثمانی ها ساخته اند. الان متروک است در همان جایی که بودیم رودخانه بود. رو به رویمان هم نخلستان بود، نخلستانهایی که نخلهایش هم داشت خشک می شد، راهنما گفت: «هذا بستان فاطمه» من گفتم: یعنی این نخلستان از آن زمان تا بحال است. گفت بله، همین جا نقطه بستان و نقطه عبور آب بود و سپس گفت: «هذا وادی فاطمه» وادی معمولاً به آن جاهایی می گویند که رودخانه ها بعد از اینکه از دره ها عبور کند جلویشان باز می شود. معانی دیگری هم دارد.

بعد از دور چیزی را نشان داد و گفت: «این چشمه های حضرت فاطمه» است. البته چشمه ها دارد خشک می شود به خاطر اینکه چاهای عمیق زده اند. هر چه از خدا خواسته بودیم خدا به ما در این سفر به ما داده بود. یکی یکی مکانهای مهم «فَدَک» را دیدیم سؤالات زیادی کردیم. آن راهنما هم بدون هیچ تعصبی هر چه می دانست به ما گفت و ضبط هم شد. توضیحاتی به ما دادند بعد ما آمدیم به شهرداری برای مراسم معارفه.

من احساس کردم مردم آنجا علاقه مند به حضرت فاطمه هستند خیلی با احترام اسم ایشان را می برند. خوب می دانند این آقای راهنما خودش از مأمورین امر به معروف حکومت سعودی در مدینه بود، ما فکر می کنیم اینها سخت گیر هستند ولی ما سخت گیری ندیدیم. حتی مأموران عربستان که با ما آمده بودند و زیاد هم بودند. از وزیر تا سطوح پایین تر آمده بودند. از ما تشکر کردند و گفتند: شما باعث شدید ما یک جای شناخته نشده کشورمان را شناختیم، و از شما تشکر می کنیم. آنها هم قدرانی کردند، به هر حال این «فَدَک» بود.

من می خواهم عرض کنم این حادثه «فَدَک» با این حوادثش بحث بیشتری می طلبد بدون آنکه تفرقه آمیز باشد. «فَدَک» می تواند وسیله اتحاد باشد. خدا کند روزی بیاید مردمی که به حج می روند، یک تور بگذراند و بروند از آنجا و «فَدَک» را هم ببینند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه