فَدَک، از غصب تا تخریب صفحه 84

صفحه 84

1- 131. سنن ابی داود، جلد 3، صفحه 144، حدیث 2973 کنز العمال، جلد 4، صفحه 371، حدیث 10960.

2- 132. دلائل الصدق، جلد 3، صفحه 54.

[دلایل اینکه سکوت مردم دلیل رضایت آنها نبوده است]

1. بی تفاوتی مردم آن زمان

1. نخستین مطلب نقضی که در جواب این سؤال می توان گفت: این است که: همانگونه که هیچ کس بر ابابکر ایراد و اشکالی نگرفت، هیچ کس بر حضرت زهرا علیها السلام نیز ایراد و اشکالی نگرفته است. یعنی وقتی حضرت زهرا علیها السلام ادعای مالکیت «فَدَک» نمودند، و بدنبال آن مسائل بعدی پیش آمد، کسی بر این ادعای حضرت ایرادی نگرفت، و کسی با ایشان مخالفت نکرد، و لااقل کسی به ایشان نگفت: شما با این ادعا قدر و منزلت خود را پائین می آورید.

پس باید بگوئیم: مردم آن زمان به هیچ یک از دو طرف درگیری کار نداشتند، و نسبت به جریانات سیاسی بی تفاوت بودند، در نتیجه ما نمی توانیم سکوت آنان را در مقابل ابابکر دلیل بر رضایت آنها و در نتیجه، دلیل بر صحت مدعای ابابکر بگیریم.

2. اشکال نگرفتن مردم بر تغییر سنتهای رسول اللَّه صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم

چگونه می توان ایراد نگرفتن و سکوت مردم را حجت قاطع و دلیل روشن بر حقانیت ابابکر دانست، در حالی که آنها علناً حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می کردند، و سنتهای پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم را تغییر می دادند، و کسی بر آنها اشکال نمی گرفت. آیا عمر بی پروا بر روی منبر فریاد نزد:

«دو متعه، متعه حج و متعه زنان، در زمان رسول خدا حلال بود و من آنها را منع کرده، بر انجام آنها کیفر می کنم»؟ (1)

آیا کسی بر این گفته بی شرمانه او ایراد گرفت؟ آیا کسی به او اعتراض کرد که تو چه حقی داری که حلال خدا را حرام می کنی؟ و یا لااقل کسی از او توضیحی در این رابطه خواست؟.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه