شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 101

صفحه 101

همچنین آن جا که از عدم یاری مردم گله می کردند در مقام توجیه آن فرمودند: شاید گمان می کنید هنگامی که پیغمبر از دنیا رفت دیگر کار تمام شده و هر کاری دلتان می خواهد می توانید انجام دهید در حالی که: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ.7 این آیه عجیبی است که شایسته است دقت کنیم که چرا حضرت این آیه را در این جا قرائت کردند. قرآن می فرماید: اگر پیغمبر به موت طبیعی از میان شما برود یا کشته شود شما باید دست از دینتان بردارید و به عقب بگردید؟! اگر چنین کنید به خدا ضرری نمی زنید. اما اگر شکرگزار نعمت خدا باشید خدا به شما پاداش خواهد داد. حضرت زهرا سلام الله علیها با تلاوت این آیه در این مجلس می خواهند بگویند: اگر گمان کرده اید که چون پیغمبر از دنیا رفته است دیگر نباید از ما حمایت کنید مصداق این آیه می شوید و باید بدانید با این کار به خدا ضرری نخواهید زد بلکه خود ضرر خواهید کرد. به دنبال آن می فرمایند: «وَ قالَ مُوسی إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ؛8 اگر همه شما مسلمانان و هر انسانی که روی زمین زندگی می کند همه کافر شوید سر سوزنی به خدا ضرر نمی خورد و بر دامن کبریاییش گردی ننشیند.» مگر در آن مجلس، کسی می خواست دست از دینش بردارد؟ چرا حضرت این آیه را می خوانند؟

گناه مختل کننده دستگاه معرفتی

وقتی بحث ارث بودن فدک مطرح شد و به حضرت این گونه جواب دادند که انبیاء ارث باقی نمی گذارند حضرت فرمودند: «بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُونَ؛9 یعنی این گونه نیست که امر بر شما مشتبه شده باشد و واقعا نمی دانید که پیغمبر هم ارث می گذارد؛ بلکه این صحنه ها را درست کردید تا آ نچه دلخواه خودتان است را عملی کنید. من باید صبر کنم تا آن چه اراده الهی است تحقق پیدا کند.» سرانجام در این فرازی که امشب خواندیم آیه بیست وچهارم از سوره محمد صلی الله علیه وآله را عینا ذکر می فرمایند و اقتباسی از آیه چهاردهم سوره مطففین را در کلام خویش می آورند؛ یعنی مفاهیم آن آیه را به صورت خطاب به مخاطبان می گویند. آیه چهاردهم سوره مطففین می فرماید: کلاّ بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ؛ یکی از حقایقی که قرآن روی آن تاکید دارد این است که اعمال زشت انسان تدریجا باعث می شوند که انسان حقیقت را درک نکند و کم کم ایمانش ضعیف شود و سرانجام کارش به کفر بیانجامد. همان طور که آیه بیست وسوم سوره جاثیه می فرماید: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَی عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَی سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَی بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ؛ اگر معبودِ کسی هوای نفسش شود یعنی تسلیم هواهای نفسانی اش شود خداوند چشم و گوشش را کور و کر می کند و در حالی که اهل علم و فهم است گمراهش می نماید و پرده ای روی چشم و گوشش می کشد. چه کسی می تواند چنین کسی را هدایت کند؟!» یعنی چنین کسی هرگز هدایت نخواهد شد. چنین مضمونی در آیه چهاردهم سوره مطففین هم هست که می فرماید: کلّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ؛ کسانی که اهل معصیت بودند و دائما با خداوند مخالفت می کردند اعمال زشتشان چرکی بر روی دلشان شد و زنگاری روی آیینه قلبشان و دیگر چیزی در آن منعکس نمی شود. حضرت خطاب به این مسلمانان می فرمایند: شما به دنبال هوای دلتان هستید و به این خاطر اعمالی را انجام دادید که دلتان سیاه شد و دیگر درک نمی کنید. بعد می فرماید روزی از طرف خدا پرده برداشته خواهد شد و چیزهایی ظاهر خواهد شد که هیچ وقت فکرش را نمی کردید. آن روز است که خواهید فهمید چه گناه بزرگی مرتکب شده اید(فکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ).10 به راستی چرا حضرت زهرا سلام الله علیها در این مجلس این آیاتی را تلاوت کردند که همه خطاب به کفار و مشرکان هستند؟ حضرت آن آیات را تلاوت کردند چراکه با آن چشم تیزبین و حقیقت بینشان می دیدند این راهی که شروع شده و زاویه ای که باز شده است به کفر و شرک منتهی می شود؛ ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَ کَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون.11 دانشجوی متدینی را می شناختم که وقتی به لندن رفته بود شنیده بود که آنجا برخی از کارخانه های نان، فرِ نان پزی را با روغن خوک چرب می کنند تا نان آسان تر خارج شود. لذا تحقیق کرده بود تا کارخانه ای را پیدا کند که روغن نباتی مصرف می کند تا از پاکی نانی که می خورد مطمئن باشد. همین شخص کم کم کارش به جایی رسیده که اصل دین، وحی، نبوت و همه چیز را انکار می کند. این گونه نیست که هر کس فاسق است از ابتدا فاسق بوده است؛ البته هستند کسانی که از اول هم خراب اند اما قرآن می فرماید: «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ * وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْب وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْب بودند کسانی که نعمت های بزرگ و معارفی ژرف به آن ها دادیم و در ابتدا آدم های خوبی بودند و خداوند دعایشان را مستجاب می کرد؛ اما آن ها به دنبال هوای نفسشان رفتند و سرانجام کارشان به آن جا رسید که حکایتشان حکایت سگ شد.» کار مسلمانانی که در رکاب پیامبر بودند به جایی رسید که حضرت زهرا سلام الله علیها این گونه آن ها را توبیخ می کنند. چرا؟ زیرا حضرت می دیدند که با این فاصله ای که آن ها از حق می گیرند سرانجامشان به کفر منتهی می شود. اگر بنا گذاشتیم بر این که به حکم خدا بی اعتنایی کنیم و کم کم بگوییم: «بله، اسلام و اسلام گرایی خوب است اما زمان این موضوعات گذشته است و اکنون زمان ملی گرایی و ارزش های انسانی است!» در این صورت باید منتظر چنین سرنوشتی باشیم.

راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها

بعد از رسول خدا کسی می توانست اسلام را حفظ کند که مثل خود پیغمبر باشد و خداوند بر مسلمانان منت گذاشت و چنین انسانی را آفرید و به مردم معرفی کرد؛ اما مسلمانان از او فاصله گرفتند و از آن جا راه باطل شروع شد. از این رو کار همین مسلمانان به آن جا رسید که در کربلا فرزند پیغمبر را به فجیع ترین وضعی به شهادت رساندند. اگر دیدیم کسی نماز می خواند و روزه می گیرد دلیل نمی شود که از همه جهت انسان درستی است؛ بلکه باید اعتقادش را بررسی کرد. اگر گفت: «بله، خدا فرموده علی ولی باشد؛ ولی فعلا ما صلاح می دانیم که کس دیگری در رأس باشد»، معنای آن این است که خود را در عرض خدا قرار می دهد! امام صادق علیه السلام درباره کسی که حکم نائب امام را رد کند می فرمایند: «فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُکْمِ اللَّهِ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّه»12 چگونه رد کردن حرف او منجر به شرک می شود؟ زیرا او از طرف خدا حکم می کند. حال کسی که بر خلاف او حرف می زند حرف خود را در عرض حرف خدا قرار داده است و می گوید: قانون خدا یک قانون است و قانون من هم یک قانون! و این یعنی شرک. تهدیدات و توبیخات حضرت زهرا سلام الله علیها برای این است که به ما بگوید: مواظب باشید از محور حق فاصله نگیرید. علی مع الحق والحق مع علی؛ اگر از علی فاصله بگیرید راه انحراف را در پیش گرفته اید و نهایتاً این راه به کفر می انجامد. ما باید قدر نعمت ولایت را بدانیم. 1400 سال علمای ما زحمت کشیده اند تا مذهب تشیع را برای ما حفظ کنند. ائمه معصومین علیهم السلام برای صیانت از این نعمت و جلوگیری از ایجاد انحراف در راه حق فرمودند: «وقتی به ما دسترسی ندارید به کسانی که عالم به علوم ما هستند مراجعه کنید. آن ها حاکم بر شما هستند و بر شما ولایت دارند.» ولایت فقیه ساده به دست ما نرسیده است. معنی ولایت فقیه هم فقط دوستی نیست. اهل تسنن می گویند: معنای سخن پیغمبر اکرم که فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، یعنی هر کس دوست من است و من هم دوست او هستم، علی را هم دوست بدارد. ما هم دوست علی هستیم. امثال صاحب عبقات و صاحب الغدیر چه قدر زحمت کشیدند تا اثبات کنند که منظور از مولا فقط دوستی نیست بلکه منظور ولایت است؛ یعنی اطاعت علی بر شما واجب است. در زمان ما هم ممکن است کسانی درباره ولایت فقیه بگویند: ولایت فقیه یعنی فقها را دوست بدارید. در حالی که ولایت فقیه یعنی اطاعت ولی فقیه مثل اطاعت امام معصوم واجب است. شایسته است که در درجه اول این مسأله را خودمان باور کنیم و در درجه بعد شبهه کسانی که دچار شبهه شده اند را برطرف کنیم.

وفقناالله و ایاکم ان شاءالله.

پی نوشت ها


1 . محمد، 24.
2 . نساء، 29.
3 . بقره، 188.
4 . توبه، 49.
5 . آل عمران، 85.
6 . مائده، 50.
7 . آل عمران، 144.
8 . ابراهیم، 8.
9 . یوسف، 18.
10 . ق، 22.
11 . روم، 10.
12 . الکافی، ج1 ص67.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه