- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- انواع اختلاف 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- حقیقت توحید 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- فطرت توحیدی انسان 17
- دو شکل خداشناسی 17
- پی نوشت ها 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال الهی 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- پی نوشت ها 27
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالت های پیامبر 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پی نوشت ها 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- پی نوشت ها 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- ریشه های کفر 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- اسرار حج 47
- روزه و سلامت تن 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- حج تمرین بندگی 48
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک تشریعی 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- پی نوشت ها 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- پی نوشت 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- اقسام کفر 80
- جولان نفاق 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 83
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- سابقه انصار 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پی نوشت ها 94
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- واپسین احتجاج 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
شکر نعم الهی
نعمت های الهی وبندگان
وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّکْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَی الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّی بِالنَّدْبِ إِلَی أَمْثَالِهاَ.1 این خطبه شریف آن قدر زیبا و در اوج فصاحت و بلاغت است که حتی متخصصین فن هم عاجزند از این که دقایق نکاتی را که در این عبارات رعایت شده بیان کنند. انسان وقتی این خطبه شریف را می خواند می فهمد یک زیبایی خاصی دارد. بخش اول خطبه که حمد خداست خود به چهار بخش تقسیم می شود و هر بخش با سه جمله بیان شده که از لحاظ سجع، نظم و وزن، ترکیب خاصی دارد؛ در بخش اول می فرمایند: الحمد لله علی ما أنعم و له الشکر علی ما ألهم و الثناء بما قدم؛ در بخش دوم می فرماید: من عموم نعم ابتدأها و سبوغ آلاء أسداها و تمام منن أولاها؛ و در بخش سوم می فرمایند: جم عن الإحصاء عددها و نأی عن الجزاء أمدها و تفاوت عن الإدراک أبدها. این جملات را در جلسات گذشته توضیح دادیم. در بخش چهارم حضرت زهرا سلام الله علیها با سه جمله دیگر قسمت حمد را تمام می کنند. این سه جمله که باز با سجع و قافیه خاصی بیان می شود در واقع رابطه نعمت های الهی را با بندگان بیان می کند. در جمله های قبلی، کثرت، کیفیت و طولانی بودن مدت نعمت ها را بیان کردند که اینها ویژگی های خود نعمت هاست. در این بخش رابطه نعمت ها با خلایق و تعاملی که بین متنعّمین با این نعمت هاست مورد توجه قرار گرفته است. حضرت می فرمایند: «وَ نَدَبَهُمْ لِاسْتِزَادَتِهَا بِالشُّکْرِ لِاتِّصَالِهَا، وَ اسْتَحْمَدَ إِلَی الْخَلَائِقِ بِإِجْزَالِهَا، وَ ثَنَّی بِالنَّدْبِ إِلَی أَمْثَالِهَا؛ با دادن این نعمت های فراوان، انگیزه حمد را در مردم برانگیخت و گویا با عمل از آنها درخواست کرد که حمد خدا را به جا بیاورند. علاوه بر این آنها را دعوت کرد به این که امثال این نعمت ها را از خدا بخواهند.» در این سه جمله چند نکته را بیان می فرمایند. نکته اول این است که علاوه بر این که خداوند نعمت هایی را ابتدائاً به بندگانش عطا کرده، مردم را به شکر نعمت های الهی دعوت کرده است تا بر نعمت هایشان افزوده شود. این باب خود، نعمت عظیمی فوق نعمت هاست. خداوند با آن نعمت هایی که ابتدائا عطا کرده چیزی را فروگذار نکرده است؛ ولی علاوه بر این راه دیگری برای بندگان باز کرده است تا بتوانند نعمت های خود را افزایش دهند. این سنت دیگری است. سنت اولی الهی این است که هر چه لازمه زندگی مخلوقات این عالم است به آنها عطا کند؛ ولی لطف بالاتری در حق مخلوقات خود کرد و آن این که اجازه داد از نعمت های بیشتری استفاده کنند. زندگی انسان با غذایی که قوت لایموتی باشد دوام پیدا می کند و ضرورتی ندارد که انواع میوه، سبزی، گوشت، شیر، عسل، روییدنی های مختلف و ... را در اختیار او قرار دهد. بدون اینها هم امکان سپری کردن زندگی برای انسان وجود داشت. تنوع غذاها خود نعمت افزوده ای است. در سایر مسائل هم همین طور است. برخی امور برای انسان در حد ضرورت و نیاز است؛ ولی این امکان وجود دارد که بیش از آنچه نیاز دارد از نعمت های خدا استفاده کند و لذت بیشتری از نعم الهی ببرد. راه آن این است که از نعمت هایی که خدا به او داده است قدردانی کند. این یک سنت قطعی و استثناناپذیر در تدبیر الهی است. قرآن با تعبیراتی که نظیر آن کمتر در بیان سایر سنت های الهی آمده است می فرماید: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛2. اذان به معنای اعلان است؛ اما باب تفعّل باعث می شود که این اذان خیلی صریح تر و گویاتر و قطعی تر بیان شود. «تَأَذَّنَ» یعنی اعلام آشکار و مؤکد کرد. سپس موضوع این اعلام با این تعبیر بیان شده است که لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ. یعنی لازیدنکم نِعَمَه. می توانست بفرماید: «إن شکرتم زادکم الله؛ اگر شکر به جا بیاورید خدا نعمت تان را زیاد می کند»؛ ولی این طور نفرموده، بلکه با جمله ای که به قول ادبا جواب قسم است می فرماید: لَئِن شَکَرْتُمْ یعنی والله لئن شکرتم؛ جواب قسم هم با لام تأکید و نون تأکید ثقیله آمده؛ لذا کاملاً تأکید کلام رعایت شده است. یعنی این سنت الهی جای هیچ شبهه ندارد و این یک قاعده قطعی بی استثناء است که اگر شکر نعمت ها را به جا بیاورید نعمت شما را البته البته افزایش خواهم داد. وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛ اما اگر کفران نعمت کنید منتظر عذاب باشید. تهدید می کند که اگر کفران کردید بدانید که عذاب من سخت است؛. البته نمی فرماید: لأعذبنّکم. با این بیان در واقع خداوند مردم را به این وادار کرده که درخواست زیادتی نعمت کنند. بیان این مطلب باعث می شود که در مردم انگیزه برای شکر بیشتر پیدا شود. بد نیست این جا بابی را باز کنیم برای این که آقایان مطالعه و تحقیق کنند. شکر یک عمل اختیاری است و هر عمل اختیاری یک زمینه فکری می خواهد؛ یعنی انسان برای انجام عمل به علم و آگاهی نیاز دارد؛ ولی بیش از آن یک زمینه انگیزشی می خواهد؛ یعنی انسان باید انگیزه ای داشته باشد که آن عمل را انجام دهد. دلش بخواهد. غیر از دانستن، خواستن هم باید باشد. این دو اگر به هم ضمیمه شوند، کار اختیاری انجام می گیرد. خیلی کارها هست که همه ما می دانیم خوب است ولی انجام نمی دهیم؛ چون انگیزه اش را نداریم. انسان زمانی کاری را که می داند خوب است انجام می دهد که انگیزه اش را داشته باشد. یکی از بزرگ ترین نقش های مربی این است که انگیزه های شخص را تقویت کند؛ کاری کند که محبت و عاطفه ای در او پدید بیاید. دانستن این که خداوند نعمت های فراوانی به ما عطا کرده کافی نیست تا ما انگیزه شکر پیدا کنیم. یک چیز دیگر هم می خواهد. باید دلمان هم بخواهد که شکرگزار باشیم. این عاملی است که خدای متعال به طور فطری در وجود انسان قرار داده است. آدمی زاد طوری آفریده شده که به طور طبیعی وقتی بفهمد کسی خدمتی برای او انجام داده در دلش این احساس پیدا می شود که در مقابل او خضوع کند و خود را بدهکار او بداند و سعی کند به نحوی لطف او را جبران کند. حداقل در زبان بگوید: متشکرم، و تا این کار را نکند گویا گمشده ای دارد. چند سال پیش در سفری به آمریکا از ما برای سخنرانی در یکی از دانشگاه ها دعوت کرده بودند. بعد از سخنرانی در سرسرای دانشگاه رفت و آمد و شلوغ بود. در این انبوه جمعیت دانشجویی خیلی اصرار می کرد خودش را به ما نزدیک کند. از دوستان خواهش کردم راه را باز کنید ببینیم چه می گوید. ایشان نزدیک آمد و گفت: «فقط می خواستم به شما بگویم خیلی متشکرم!» این را گفت و رفت. او کمبودی احساس می کرد که تنها با این اظهار تشکر آرام شد. این یک امر فطری است. انسان نمی تواند نسبت به کسی که به او احسان کرده بی تفاوت باشد. البته این امر اختصاص به انسان ندارد؛ در حیوانات هم هست. بعضی حیوانات از بسیاری از انسان ها شکرگزارترند. به بعضی از حیوانات اگر لقمه نانی یا تکه استخوانی بدهند مدت ها در مقابل انسان کرنش می کند! این امری خدادادی در همه حیوانات است و در انسان این کار باید آگاهانه تر انجام گیرد. مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی در جلسه ای درباره شکر فرمودند: برای شکر چند چیز لازم است؛ اول این که انسان بداند آنچه دارد نعمت است. بعد بداند که این نعمت از خداست. اگر این را از خود بداند در او انگیزه شکر ایجاد نمی شود. انسان وقتی در مقام شکر برمی آید که توجه پیدا کند به این که این نعمت از خداست و خدا آگاهانه و با قصد این را به او داده؛ نه اینکه گمان کند در طی یک سیر جبری به او رسیده است. بعد از این که دانست نعمت است و دانست که این نعمت را خدا به او داده است، آن گاه آن احساس فطری به آن ضمیمه می شود و درصدد شکر برمی آید. این احساس فطری قدرشناسی را باز خدا در وجود ما خلق کرده و این خود، نعمتی است و شکر می خواهد.