شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 14

صفحه 14

مراتب شکر

مسأله شکر این قدر مهم است که بزرگانی از متکلمین آن را از بدیهیات عقل شمرده و آن را دلیل وجوب خداشناسی می دانند. اولین مرتبه شکر این است که انسان به زبان بگوید: خدایا شکر؛ الحمدالله. مرتبه بعد این است که این نعمت را نگه دارد و آن را تضییع نکند. آیا اگر دوستی به شما هدیه ای بدهد، بعد ببیند اهمال کرده اید و آن هدیه از بین رفته است از شما گله مند نمی شود؟ حفظ نعمت خود، مرتبه دوم شکر است. یعنی انسان نعمت را در راهی که او نمی پسندد به کار نگیرد. نباید نعمت را به نفع دشمن و در مقابل نعمت دهنده بکار برد! یعنی نباید نعمت را در راه گناه به کار گرفت. آخرین مرتبه شکر این است که اگر در آن نعمت تکلیفی برای ما قرار داده حالا یا تکلیف واجب یا مستحب آن را ادا کنیم؛ اگر ثروتی به ما داده و از ما خواسته که بخشی از آن را به فقرا بدهیم کوتاهی نکنیم. این هم شکر این نعمت است. این ها مراتب مختلف شکر است. گفتیم که برای شکر، علاوه بر آگاهی، به انگیزه، میل و گرایش هم نیازمندیم؛ این احساس را که بدهکاریم و باید دینمان را ادا کنیم، خداوند در فطرت انسان ها نهاده است ؛ خیلی هم زیباست! اما در اثر مسامحه و سهل انگاری همین امر فطری کم کم ضعیف می شود و اثر خود را از دست می دهد و آن انگیزندگی از بین می رود. کسانی که به سیگار و دخانیات و ... مبتلا می شوند، در ابتدا وقتی دخانیات استعمال می کنند سرفه می کنند و ناراحت می شوند؛ ولی کم کم خو می گیرند و طوری می شود که اگر استعمال نکنند ناراحت می شوند. این یعنی خراب کردن فطرت خدادادی! فطرت الهی این بود که وقتی دود سیگار وارد ریه انسان شد سرفه کند و ناراحت شود؛ ولی خودش این را خراب می کند و آن را از اثر می اندازد؛ بلکه اثر معکوس در آن ایجاد می کند! گاهی انسان در اثر خودخواهی، خودپرستی و لذت گرایی مفرط، کارش به جایی می رسد که اصلاً آن روح شکرگزاری و قدردانی اش از بین می رود و بی تفاوت می شود! این گونه افراد فقط به منافع خودشان می اندیشند و در این فکرند که از هر کسی هرچه می توانند بدوشند. وقتی نیازشان تأمین شد خدمات و الطاف دیگران را فراموش می کنند. با این روش آن فطرت خدادادی دیگر خاموش می شود. خدا این فطرت را داد؛ ولی این انسان با این رفتارهای سوء خودش آن را ضعیف کرده، گاهی حتی تبدیل به ضد می کند!

تقویت امور فطری

در مقابل، عواملی هم وجود دارد که می تواند این احساس و گرایش فطری را تقویت کند. امور فطری را می توان با عوامل خارجی تقویت کرد. در امور غریزی هم این امکان وجود دارد؛ مثلاً وقتی انسان گرسنه می شود، اگر بوی کباب به مشامش برسد آن احساس گرسنگی تقویت می شود. این احساس یک امر درونی است؛ ولی بوی غذا آن را تقویت می کند. میل به دیدن چهره زیبا در درون انسان وجود دارد؛ اگر انسان چشمش را کنترل نکند و چند بار به نامحرم نگاه کند، این میل در او تقویت می شود؛ در این صورت دیگر مبارزه با شیطان مشکل می شود. این عامل خارجی است که آن احساس درونی را تقویت می کند. باید سعی کنیم عوامل خارجی تقویت کننده امور خوب را فراهم کنیم و در مقابل، از تقویت عوامل گناه دوری کنیم. هر چه نگاه انسان کمتر به نامحرم بیافتد انگیزه گناه در او کمتر می شود. خدای متعال با دادن نعمت ها، انگیزه شکر و ستایش را در ما به وجود آورده است، و استحمد الی الخلائق بإجزالها؛ با فراوان دادن نعمت ها زمینه حمد و برانگیختن این احساس را در انسان فراهم کرده است. گویا با عملش از ما می خواهد که او را ستایش کنیم؛ ولی به این اکتفا نکرده و ثنّی بالندب إلی أمثالها؛ کار مضاعفی هم انجام داده و آن این که رسماً دعوت و امر به شکرگزاری کرده است. اگر امر به شکر هم نکرده بود، ما باید بر اساس عامل وجدانی و فطری شکر می کردیم؛ ولی به این اکتفا نکرده و مکرر در قرآن مجید مردم را به شکر دعوت می کند؛ أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ،3 و از این که در میان انسان ها آدم های قدرشناس و شکرگزار کم اند گله می کند؛ وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ.4 پس علاوه بر این که ما عاملی فطری برای شکر کردن داریم و وجدان ما، ما را وادار می کند به این که در مقابل نعمت های الهی شکرگزار باشیم، باید ابتدا نعمت های الهی را بشناسیم. از همین جا باید بفهمیم آن علومی که ما را با نعمت های خدا آشنا می کند می تواند در تبیین تکامل ما مؤثر باشد. به خصوص من به دوستان طلبه سفارش می کنم فیزیولوژی انسانی را مطالعه کنند تا بفهمند خداوند چه قدر به ما نعمت داده است. در میان علوم طبیعی، علمی که باعث می شود انسان بیشتر قدر نعمت های خدا را بداند «زیست شناسی انسانی» است. حضرت زهرا سلام الله علیها در این فرمایش اخیرشان به این نکته های لطیف با تعبیراتی که هم از نظر ادبی و هم از نظر آهنگ کلام خیلی گوش نواز و زیباست اشاره می کنند. ترتیب کلام حضرت بسیار حکیمانه است. این کلام اثر تربیتی بسیار قوی ای دارد و با همین چند جمله انسان می تواند بفهمد که در چه موقعیتی قرار دارد و چه وظیفه ای در پیشگاه الهی دارد و خدای متعال اصلا چرا این نعمت های فراوان را به او می دهد و چرا این نعم را به او گوشزد می کند. این نعمت ها را به او گوشزد می کند تا بداند که از خداست تا با آن احساسی که خدا در نهاد انسان قرار داده انگیزه شکر پیدا کند و شکرش موجب افزایش نعمت ها و دوام نعمت هایش بشود و از این نعمت های خدا بیشتر استفاده کند و لیاقت نعمت های بی نهایت الهی را در عالم ابدی پیدا کند. هیچ یک از اینها نفعی برای خدا ندارد. آیا اگر همه عالم تمام عمرشان را صرف شکر خدا کنند چیزی بر خدا افزوده می شود؟! خدا منزّه است از این که در اثر کار دیگران بر او حالتی پیدا شود. ما چه هستیم که بتوانیم در خدا رضایت ایجاد کنیم! همه اینها لطف اوست برای این که لیاقت دریافت رضایت، رحمت و قرب او را پیدا کنیم و این نعمتی فوق همه آن نعمت های دیگر است. پروردگارا! ما را شکرگزار و عارف به نعمت های خودت قرار بده.

پی نوشت ها


1. بلاغات النساء، ص27 و بحارالانوار، ج29 ص220.
2 . ابراهیم، 7.
3 . لقمان، 14.
4 . سبا، 13.

حقیقت توحید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه