- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- انواع اختلاف 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- تدبیر بی نظیر 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- حقیقت توحید 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- دو شکل خداشناسی 17
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در دیده ناید 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- افعال الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- برگزیده خدا 25
- پی نوشت ها 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای دوست 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- پی نوشت ها 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- ریشه های کفر 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- پی نوشت ها 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- روزه و سلامت تن 47
- اسرار حج 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- و اما وظیفه 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- پی نوشت ها 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پی نوشت ها 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- پی نوشت ها 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک تشریعی 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- پی نوشت ها 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- پی نوشت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- اقسام کفر 80
- جولان نفاق 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- توصیف شتر فتنه 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- پی نوشت ها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- سابقه انصار 94
- پی نوشت ها 94
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- واپسین احتجاج 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- پی نوشت ها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
وقتی می توان چیزی را با چشم دید که مقابل چشم ما قرار گیرد؛ پس باید آن شی ء محدود باشد. باید سطحی داشته باشد تا نوری به آن سطح بتابد و آن نور در چشم ما منعکس شود و اثر آن به مغز منتقل شود تا دیده شود. اگر خداوند بخواهد قابل رؤیت با چشم باشد لازمه اش این است که کل خدا در مقابل چشم قرار گیرد که در این صورت کل خدا محدود می شود، و یا باید دست کم بخشی از خدا در مقابل چشم قرار گیرد که در این صورت باید خدا دارای اجزایی باشد تا یک جزءاش در مقابل چشم قرار گیرد؛ اما محدودیت و ترکیب در وجود خدا محال است. پس اگر ما معنای رؤیت با چشم را درست درک کنیم می فهمیم که اصلاً چنین چیزی درباره خدا محال است.
چرا در وهم ناید
اگر منظور از ادراک وهمی همین صورت خیالی باشد، آن هم مایه هایش را از ادراکات حسی می گیرد. گرچه اسب بال دار در خارج نیست، اما اسب و بال پرندگان را دیده ایم. قوه خیال با ترکیب صور این محسوسات صورت اسب بال دار را می سازد. اگر هیچ اسبی و هیچ بال پرنده ای را ندیده بودیم نمی توانستیم اسب بال دار را هم تصور کنیم. سرمایه این ادراکات جعلی و ساختگی از ادراکات حسی گرفته شده است؛ حال اگر جایی ادراکات حسی امکان نداشت، ادراکات وهمی و خیالی هم معنا ندارد.
چرا در وصف ناید
بعد از این دو، نوبت به وصف زبانی می رسد. ما با زبان آنچه را که در ذهنمان تصور کرده ایم می گوییم. وقتی تصور صحیحی از چیزی در ذهنمان نداشته باشیم بیان صحیحی هم از آن نخواهیم داشت. از آن جا که ما نمی توانیم با ابزارهای ادراکی خودمان تصور صحیحی از خدا داشته باشیم، نمی توانیم او را به طور صحیح توصیف کنیم. نمی توانیم کیفیتی، شکلی و ... برای او بیان کنیم. همه این ها ادراکات حسی است و همان طور که با چشم نمی توان خدا را دید، با حس لامسه هم نمی توان خدا را درک کرد؛ زیرا در این جا هم باید جسمی باشد که دست من با آن تماس بگیرد و لازمه جسم بودن، محدود بودن است.
انواع مفاهیم عقلی
در این جا سؤالی مطرح می شود و آن این که وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «انار فی الفکر معقولها؛ خدا برای ذهن ما درک عقلی روشنی نسبت به خودش قرار داده است» این درک عقلی چگونه پیدا می شود؟ طبق آن تحلیلی که اشاره شد، ادراکات عقلی ما از ادراکات حسی سرچشمه می گیرد؛ حال وقتی ادراک حسی به خدا تعلق نمی گیرد، چگونه می توانیم از او ادراکی عقلی داشته باشیم؟ این سؤالِ قابل دقتی است. من برای این که جوابی داشته باشم یک اشاره کوتاهی می کنم؛ ان شاءالله کسانی که اهل تحقیق هستند مسأله را دنبال می کنند. جوابی که ما می دهیم این است که ادراک عقلی دو گونه است. یک نوع ادراکی است که همان طور که گفتیم با تجرید جزئیات از آنها انتزاع می شود. نوع دیگر ادراک عقلی، از تجرید ادراکات جزئی به دست نمی آید؛ بلکه خود عقل به نحوی آن ها را ابداع می کند. وقتی شما سیبی را درک می کنید با چشم رنگش را می بینید، با شامه بویش را استشمام می کنید، با دست نرمی یا سردی و گرمی اش را درک می کنید و ... . این مجموع ادراکاتی است که نسبت به این سیب دارید و به این وسیله سیب را می شناسید. در این جا ابتدا هر یک از این ادراکات حسی را تجرید می کنیم و یک مفهوم کلی به دست آوردیم و بعد این ها را به هم ضمیمه می کنیم و از مجموع این ها درکی عقلی نسبت به سیب پیدا می کنیم. این گونه درک را در اصطلاح معقول درک ماهوی یا معقولات اولی می گوییم. این درک به ماهیت اشیاء تعلق می گیرد؛ اما در همین جا ما یک چیز دیگر را هم درک می کنیم. وقتی سیب را شناختیم گاهی می گوییم: «سیب موجود است» و گاهی می گوییم: «سیب نیست». در این عبارت غیر از مفهوم سیب، مفهوم دیگری هم کنار آن می بینیم و آن مفهوم «هست» و «وجود» است. این مفهوم را چگونه به دست می آوریم؟ ما تا این دو مفهوم را روی هم نگذاریم این مفاهیم حکایت نمی کنند از این که می دانیم سیبی وجود دارد. اگر بخواهیم تصدیق کنیم که «سیبی در خارج هست» باید غیر از مفهوم سیب مفهوم دیگری هم داشته باشم و آن مفهوم وجود یا موجود است. فرضاً اگر ما فقط درکی از خدا داشته باشیم ممکن است کسی بگوید: خدا نیست. این درک به تنهایی اعتقاد به خدا را نشان نمی دهد. تا وقتی که نگوییم: «خدا هست» اعتقاد ما را بیان نمی کند. پس ما مفهوم دیگری هم این جا داریم و آن مفهوم «وجود» است. مفاهیم دیگری هم هست که از سنخ همین مفهوم وجود است و از قبیل مفهوم سیب، زرد، سرخ، شیرین، کروی و ... نیست؛ مانند مفاهیم علت، معلول، ممکن، حادث، قدیم و ... . این دسته از مفاهیم را معقولات ثانی فلسفی گویند. این ها مفاهیمی است که خود عقل می سازد؛ البته معنای این سخن این نیست که بدون ارتباط با خارج این مفاهیم را می سازد. ارتباط وجود دارد؛ اما نه به این صورت که ابتدا ادراکی جزئی باید باشد و آن را تعمیم بدهد؛ ما درکی حسی از چیزی به نام وجود نداریم که بگوییم: این را با چشم دیدیم یا با حس دیگری درک کردیم، بعد مفهوم کلی وجود را از آن گرفتیم؛ بلکه چیزی را با علم حضوری می یابیم و برای آن مفهومی می سازیم که به اصطلاح معرفت شناسی روز، جنبه سمبلیک دارد؛ یعنی اشاره ای دارد به آن واقعیتی که قابل درک با علم حضوری است. این مفهوم مثل مفهوم سرخ نیست که سرخی خارجی را نشان دهد و در ازای آن، چیزی باشد که با چشم دیده می شود. یک بحث بسیار مفصل، پیچیده و عمیق فلسفی در این جا وجود دارد که اصلاً ما مفهوم وجود را چگونه درک می کنیم. مفهوم علت هم این گونه است؛ مثلاً وقتی می گوییم: «آتش علت حرارت است» ما حرارت آتش را با لامسه درک کرده ایم و فهمیده ایم و شعله آتش را با چشم دیده ایم؛ اما علیت آتش را چگونه درک کرده ایم؟ مفهوم علت با چه حسی درک می شود تا از آن درکی عقلانی داشته باشیم؟ این یک بحث بسیار دقیقی است و بنده نتوانستم در کتاب ها جواب روشن و قانع کننده ای برای آن پیدا کنم. اجمالا گفته می شود: این نوع درک ها حیثیت های وجودی را بیان می کنند نه حیثیت های ماهوی را. این مفاهیم را معقولات ثانی و مفاهیم ماهوی را معقولات اولی می گویند. معقولات ثانی طور دیگری از درک است که از آنِ عقل است و به صورت سمبلیک از وجود خارجی و خصوصیت وجود حکایت می کند. این درک طوری است که ذهن ما می تواند آن را تعمیم دهد به طوری که برای آن مصادیق بی نهایت اثبات کند و می تواند درک کند که این علیت، از آنِ موجودی بی نهایت باشد؛ یعنی ممکن است علتی باشد که وجودش بی نهایت باشد. این خاصیت این نوع ادراک عقلی است. ادراکات ماهوی این خاصیت را ندارد. خداوند به عقل ما قدرتی داده است که می تواند مفهومی بسازد که جنبه سمبلیک نسبت به حقایق خارجی داشته باشد. به قول اهل معقول مفهوم آن اعتباری است؛ ولی از حقایق عینی حکایت می کند. این مفاهیم به موجودات غیر مادی حتی وجود خدا هم قابل اطلاق اند؛ چون ماهیت خاصی را نشان نمی دهند و فقط نحوه وجود را بیان می کنند.
نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه
مفاهیم ثانی فلسفی را درباره خدا هم می توان به کار برد؛ ولی چون در این جا هم ذهن ما فوراً آن ها را با امور حسی قیاس می کند، برای این که ما در اشتباه تشبیه نیافتیم، باید بگوییم: «اما نه مثل چیزهای دیگر». به ما دستور داده اند که در وصف خدای متعال بگویید: «خدا عالم است؛ اما نه مثل علم ما و ...». در روایات این روش را، روش بین التعطیل و التشبیه نامید ه اند. فرموده اند در توصیف خدا نباید بگویید: «شناختی از خدا نداریم» و همچنین نباید بگویید: «شناختی داریم مثل شناخت سایر موجودات». درک اوصاف الهی درکی مبهم است؛ او موجودی است بی نهایت؛ آیا ما بی نهایت را می توانیم تصور کنیم؟ با این که بی نهایت است، حتی دو جزء هم ندارد. هر یک از این صفات را با برهان اثبات می کنیم؛ اما نمی توانیم در ذهنمان تصوری از آن ها داشته باشیم. خود وجود خدا عین علم، عین قدرت و عین حیات است. ذهن ما نمی تواند این را درک کند؛ چون درک وهمی یا خیالی یا حسی به چیز جزئی و محدود تعلق می گیرد؛ آن ادراکات عقلی هم که از ادراکات حسی گرفته شده از همین مصادیق محدود حکایت می کنند؛ اما آنچه که از راه معقولات ثانی درک می شود، به خاطر قدرتی است که خدای متعال به عقل انسان داده است که یک مفهومی را می سازد که می تواند مصداقش موجود نامحدود باشد. این عنایت خاصی است که خدای متعال به عقل انسان کرده که می تواند چنین مفاهیمی را بسازد و به این نحو به وجود حقیقی خدا اشاره کند، بدون این که کنه آن را بتواند نشان دهد. به این درک، می گویند: «معرفت بوجه»؛ یعنی ما یک جهتی، یک حیثیتی عقلانی نسبت به خدای متعال درک می کنیم؛ اما معنای این به هیچ وجه آن نیست که کنه خدا را درک کرده ایم یا تصوری ذهنی از خدا داریم. پس أنار فی الفکر معقولها، می تواند اشاره باشد به این که خدای متعال به عقل انسان قدرتی داده که مفاهیمی را درک کند که این مفاهیم به نحوی قابل اطلاق بر خداست. می گوییم: خدا موجود است، عالم است، قادر است، حی است و ... . ما باید بدانیم که می توان خدا را شناخت و باید هم شناخت. اگر گفته شود: باید خدا را شناخت؛ اما نمی شود خدا را شناخت! این چه بایدی است؟! این یعنی تکلیف به محال! اگر شناخت خدا محال است چگونه این همه در ادعیه از خدا درخواست می کنیم: خدایا! معرفت خودت را به ما بده؟ کسانی متأسفانه گفته اند نمی توان خدا را شناخت؛ بعضی تصریح کرده اند که حتی نباید بر خدا اطلاق موجود کرد و همه آنچه ما برای خدا اثبات می کنیم به معانی سلبی برمی گردد. موجود است یعنی معدوم نیست و ... ! در مقابل این ها باید گفت: آیا تا ما درکی از معنای عالم نداشته باشیم می توانیم بگوییم خدا جاهل نیست؟ وقتی می توانیم بگوییم «جاهل نیست» که بدانیم جهل یعنی نفی علم. یک سؤال روشنی که به این گرایش متوجه است این است که: اوصافی که مکرر، قرآن برای خدا ذکر می کند برای چیست؟ این گرایش کج سلیقگی است. حقیقت مسأله این است که عقل، این مفاهیم را درک می کند؛ اما نسبت به ما، مصداق این مفاهیم محدود و ناقص است و نسبت به خدا، مصداقش بی نهایت است؛ اما به هر حال علم ما علم است و جهل نیست علم خدا هم علم است. خدا این توان را به عقل من داده که مفهومی را درک کند که می تواند هم مصداق بی نهایت داشته باشد و هم مصداق ضعیف. اگر ما بگوییم: این قدرت را نداریم، در واقع کفران نعمت خدا را کرده ایم. ما همین کلمه ذات را که به خدا نسبت می دهیم و می گوییم ذات خدا این هم مفهومی است و عقل ما این مفهوم را درک می کند. این معنایش این نیست که کنه ذات خدا را درک کرده ایم. این همان معرفت بوجه است که خدا توانش را به همه انسان ها داده است؛ البته یک درک دیگری فوق این درک ها هست که یک مرتبه ای از آن در فطرت همه انسان ها هست و آن درک حضوری و شهودی خداست؛ آن درکی است که خیلی قیمتی است و امیدواریم که ما هم توفیق کسب مرتبه ای از آن را پیدا کنیم، ان شاءالله.
پی نوشت ها
1 . بلاغات النساء، ص27 و بحارالانوار، ج29 ص220.
2. نور، 35.