- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- انواع اختلاف 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- حقیقت توحید 14
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- آفرینش بدون الگو 20
- افعال الهی 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- برگزیده خدا 25
- پی نوشت ها 25
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- نسیم های دیار دوست 27
- فلسفه نبوت 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای دوست 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- پی نوشت ها 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- روزه و سلامت تن 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- اسرار حج 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- میدان های مقاومت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پی نوشت ها 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک تشریعی 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- پی نوشت 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- پی نوشت ها 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- جولان نفاق 80
- اقسام کفر 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- سابقه انصار 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پی نوشت ها 94
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- واپسین احتجاج 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
افعال الهی
آفرینش از عدم
... ابْتَدَعَ الْأَشْیَاءَ لَا مِنْ شَیْ ءٍ کَانَ قَبْلَهَا، وَ أَنْشَأَهَا بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَةٍ امْتَثَلَهَا، کَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِیَّتِه؛1 حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از شهادت به وحدانیت الهی و اشاره به منّتی که خدا بر بندگان گذاشته که معرفت خودش را برای آن ها میسر نموده است فرمودند: اما حقیقت ذات الهی و کنه صفات او برای هیچ کس قابل شناخت نیست. به تعبیر دیگر، احاطه علمی بر ذات الهی و بر صفات او امکان ندارد؛ حتی می توان گفت: حقیقت افعال الهی را هم درست درک نمی کنیم. می دانیم که خداوند در جنین روح می دمد و او را زنده می کند یا مرده ها را در قیامت زنده می کند یا ... و الفاظی را در این موارد به کار می بریم؛ اما حقیقت آن را درک نمی کنیم. شاید خدای متعال به بعضی از اولیای خودش مرتبه ای از افعال خود را ارائه فرموده است؛ مثلاً مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله علیه فرمودند: ابراهیم نمی خواست زنده شدن مرده ای را ببیند؛ بلکه می خواست حقیقت احیاء را درک کند، و خدای متعال به وسیله زنده کردن پرندگان به دست خود حضرت ابراهیم علیه السلام آنچه امکان داشت را به او نشان داد. شاید معجزات انبیاء در واقع کار خدا بود که به دست آن ها اجرا می شد و ایشان حقیقت فعل خدا را می یافتند؛ اما دیگران در شرایط عادی نمی توانند حقیقت فعل خدا را درک کنند. نمی توانند بفهمند خدا چگونه خلق می کند؟ چگونه می میراند؟ و ... به این افعال الهی تنها مفاهیمی را اطلاق می کنیم، مثلاً می گوییم: «او زنده می کند» و این مفاهیم را می فهمیم. این مفاهیم از قبیل معقولات ثانی است که برای حقایق خارجی جنبه سمبلیک دارد. حضرت زهرا سلام الله علیها درباره آفرینش می فرمایند: ابتدع الأشیاء لا من شی ء کان قبلها؛ خدا همه اشیاء عالم را آفرید؛ اما برای آفریدن آن ها احتیاج به ماده قبلی نداشت؛ زیرا اگر آن ماده مخلوق بود که جزء همین مخلوقات بود. حضرت می فرمایند: خدا مجموع این عالم را از یک ماده دیگری خلق نکرده است. اگر این مجموعه احتیاج به ماده قبلی داشته باشد، تسلسل لازم می آید. اگر به حسب تصویر ذهنی، خدا را در یک طرف قرار دهیم و عالم را هم یک طرف، برای پیدایش این عالم غیر از اراده خدا احتیاج به هیچ چیز دیگری نیست. اگر در قران آمده است که برخی اشیاء از برخی اشیاء دیگر خلق شده اند، مثلاً می فرماید: «وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ؛2 هر موجود زنده ای را از آب آفریدیم»، این آیات با فرمایش حضرت زهرا سلام الله علیها منافات ندارد؛ زیرا حضرت می فرمایند: خداوند مجموع اشیاء را از ماده قبلی نیافرید و این منافات ندارد با این که بعضی اشیاء از بعض دیگر خلق شده باشند. خدا برای خلق این مجموعه به ماده ای که روی آن کار کند احتیاج ندارد.منشأ این شبهه عمدتا از این جاست که ما مفهومی که از صنع و حتی از خلق و آفریدن داریم این است که باید چیزی باشد تا روی آن تغییراتی ایجاد کرد تا به چیز دیگری تبدیل شود؛ مثلاً برای ساخت انگشتر، باید طلایی باشد تا زرگر آن را ذوب کند، در قالب بریزد، و کارهای دیگری روی آن انجام دهد تا انگشتر ساخته شود. در این جا می گوییم: «صنع الخاتم؛ انگشتر را ساخت.» وقتی گفته می شود: خدا صانع عالم است، گمان می شود که باید ماده ای باشد تا خدا روی آن کار کند و عالم را خلق کند؛ اما اگر هیچ ماده ای نباشد، خدا چگونه عالم را خلق کند؟! این ها افکار نادرست و خامی است. به خاطر اُنسی که ما به کارهای خودمان داریم نمی توانیم درست درک کنیم که چیزی از عدم محض به وجود آید. این امر عجیبی نیست؛ چراکه ما نمی توانیم حقیقت خود خدا را هم درک کنیم. اگر بنا باشد که آن چه را حقیقتش را درک نمی کنیم انکار کنیم، در همین عالم ماده خیلی چیزها را باید انکار کنیم.
آفرینش بدون الگو
نکته دیگر این است که انسان عملاً نمی تواند بدون الگو و نمونه کاری انجام دهد؛ بر این اساس گمان می کنیم که وقتی خدا چیزی را خلق می کند باید صورتی ازلی و ابدی وجود داشته باشد تا خدا براساس آن صورت، هر چیز دیگری را خلق کند! اما باید بدانیم که آفرینش خدا براساس الگوگیری از الگوی قبلی نیست. برحسب فرض ذهن، وقتی ما خدا را در یک طرف قرار می دهیم و همه عالم را در طرف دیگر، دیگر چیزی نیست که بگوییم این الگوی آفرینش است. اگر گفته شود: صورت هایی ذهنی الگوی آفرینش است! می گوییم: این صورت ها مخلوق اند یا خالق؟ اگرمخلوق اند که جزء عالم اند، و اگر مخلوق نیستند باید عین خدا باشند و گرنه کثرت در ذات خدا لازم می آید و هیچ کثرتی در ذات الهی نیست. پس هیچ نمونه ای برای هیچ موجودی قبل از آفرینش الهی وجود ندارد؛ لذا حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: « وَ أَنْشَأَهَا بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَةٍ امْتَثَلَهَا، کَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ؛ خدا الگوگیری نکرده است از مثال هایی که آنها را سرمشق خودش قرار دهد و بر اساس آن ها خلق کند؛ تنها چیزی که در پیدایش عالم مؤثر بوده قدرت خداست.» در خلال مباحث گذشته هم گفتیم که قدرت خدا عین ذات خداست. پس فقط ذات مقدس الهی بوده و با اراده او همه عالم پیدا شده است.
مشیت الهی
و ذرأها بمشیته؛ در زبان عربی در مورد آفرینش عالم تعبیرات مختلفی به کار می رود؛ مانند ایجاد، خلق، ابداع، انشاء، ذرء و ... که در این جا «ذرأها» به کار رفته است. این تعبیر در قرآن هم آمده است: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ.3 برخی از اهل معقول برای هر کدام از این تعبیرات، اصطلاح خاصی قرار داده اند و هر یک از این تعبیرات را به دسته ای از مخلوقات اختصاص داده اند. گرچه با وجود اصطلاح، دیگر به توضیحات فراوان احتیاجی نیست، و از این جهت جعل اصطلاح کار خوبی است، اما باید بدانیم که این اصطلاحات با تعبیرات لغوی که در آیات و روایات به کار رفته و با استعمالات عرفی صدرصد تطابق ندارد؛ لذا باید هر اصطلاح را در فضای خودش به کار ببریم و وقتی وارد فضای عمومی شدیم، توجه مان به معنای لغوی باشد. در باب مشیت الهی و این که خداوند عالم را با مشیت خود خلق کرد، بحث های زیادی واقع شده و می شود. من فقط اشاره ای به این بحث می کنم تا دوستان اهل فضل آن را دنبال کنند و اگر دوست داشته باشند در این باره تحقیق کنند و رساله ای بنویسند. سؤال اول این است که مشیت با اراده چه فرقی دارد؟ سؤال دوم این است که مشیت و اراده از صفات ذاتی اند یا از صفات فعلی؟ سؤال سوم این است که اسماء الهی با ذات الهی چه رابطه ای دارند؟ برخی متکلمین، به خصوص متکلمین اشعری، اراده را از صفات ذاتی و جزء قدمای ثمانیه می دانستند. می گفتند: اراده خدا قدیم است و چیزی است غیر از علم و غیر از ذات خدا. برخی دیگر به استناد امثال این روایت که می فرماید: خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِیئَةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْیَاءَ بِالْمَشِیئَة،4 گفتند: معلوم می شود که مشیت مخلوق است. در بعضی روایات آمده است که خدا اسم هایی برای خودش خلق کرده و اسمی را در ذات خودش خلق کرده است که از ذات خودش خارج نمی شود. باید توجه داشته باشیم که در این جا تعبیر خلق به معنای عرفی و به اصطلاح فلسفی نیست، و معنای آن این نیست که این اسمی که خدا برای خودش قرار داده مخلوقی است که به آن گفت: ای اسم موجود شو! اگر این گونه باشد، سؤال می شود که با چه آن اسم را موجود کرد؟ به عنوان یک وجه عرض می کنم که شاید مناسب تر این باشد که بگوییم خلق در مورد آن اسمی که مخصوص ذات الهی است به معنای «جلوه» است. درباره خلقت عالم باز پندار غلطی از طرف برخی اندیشمندان قدیم مطرح شده است و آن این است که می گفتند: «پیدایش عالم از خدا نوعی جبر است؛ یعنی خدا نمی توانست خلق نکند. ذات خدا خلق را اقتضا دارد و اراده و مشیت در این جا نقشی ندارد»؛ یعنی پیدایش عالم از ذات الهی تبارک و تعالی العیاذ بالله جبری است. در مقابل این پندار غلط، آیات و روایات به شدت تأکید دارند که همه چیز به مشیت الهی وابسته است. به پیغمبر یاد می دهد که وقتی می خواهی کاری را انجام دهی بگو: ان شاءالله (وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَدًا * إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ)،5 و از آداب دینی ما این است که در هر کاری ان شاءالله بگوییم و در قلبمان این باشد که هیچ کاری بی مشیت خدا انجام نمی گیرد؛ حتی در قرآن معنای لطیفی به کار برده و فرموده است: «وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ؛6 حتی مشیت شما هم بی مشیت خدا امکان ندارد». خدا خیلی تأکید دارد که ما خدا را این گونه بشناسیم که هیچ کار و هیچ چیزی در عالم بی مشیت و اراده او تحقق پیدا نمی کند. شاید مشیت و اراده وقتی با هم استعمال می شوند معنایشان با هم فرق کند؛ اما وقتی به جای هم دیگر به کار می روند به یک معنا هستند. به هر حال روی کلمه شاء خیلی تأکید شده است. قرآن تأکید دارد که ما خدا را به هیچ وجه دست بسته ندانیم. آن جایی که ما گمان می کنیم که قضای حتمی است و علت تامه موجود است، غافلیم از این که یک جزء دیگر برای علت هست و آن خواست خدا است؛ اگر او بخواهد همه این ها به هم می خورد. در هیچ حالی نباید ما فکر کنیم که خدا دست بسته شد و دیگر خدا هم نمی تواند تغییری بدهد! خدای دست بسته که دیگر خدا نیست. این وابستگی به مشیت خدا در همه مخلوقات هست، خواه قدیم باشد یا حادث، مجرد باشد یا مادی. وجود هر مخلوقی وابسته به اراده خدا و به یک معنا تجسم اراده خداست. قرآن می فرماید: فَإِذَا قَضَی أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ.7 جمود بر لفظ اقتضا می کند که بگوییم: اول باید امری باشد که متعلق قضا قرار گیرد و خدا هم باید اول علم داشته باشد، سپس اذن، بعد مشیت و بعد اراده تا می رسد به تقدیر و بعد قضا. وقتی به قضا رسید کار تمام است. قضا یعنی کار را تمام کرد. وقتی کار را تمام کرد، یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ، به آن موجودی که مشمول قضای الهی شده می گوید: باش! آن هم موجود می شود. حالا که می خواهد چیزی را موجود کند، باید به آن بگوید: باش! پس باید قولی از خدا صادر شود؛ با جمع این شرایط آن امر موجود می شود. پس غیر از ذات خدا این چیزها باید باشد. حال سؤال می شود: این ها خدا هستند یا غیر خدا؟ خدا که کلام نیست؛ خدا می گوید: باش! و این کلام با گفتن خدا موجود می شود. اگر این کلام، خدا بود حادث نبود؛ بلکه همیشه وجود داشت. اگر مخلوق است، نقل کلام می شود به این مخلوق. وقتی خدا می خواهد این کلام را خلق کند باید به این کلام هم بگوید: باش! و همین طور هَلُمّ جَرّاً و تسلسل لازم می آید. پس برای یک خلق باید خدا بی نهایت بگوید: باش! این اقتضای جمود بر لفظ است. اما وقتی دقت کنیم می یابیم که خدا می خواهد با این بیان بگوید: غیر از این که خدا هست و می خواهد این امر به وجود آید، دیگر احتیاج به چیزی نیست؛ قرآن می فرماید: قرآن به اذن خدا هدایت می کند (بإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَی صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ)؛8 معنای این آیه این است که خدا هدایت می کند به اذن خودش؛ آیا معنای این آیه این است که خدا اول باید اذنی را ایجاد کند و بعد به وسیله این اذن آن هدایت را؟ یا نه منظور این است که خدا احتیاج به اذن کسی ندارد؟ مثل آن جا که از کسی می پرسند: این کار را به اذن چه کسی انجام دادی؟ و او در جواب می گوید: به اذن خودم! به اذن خودم یعنی احتیاج به اذن کسی ندارم؛ معنای این حرف این نیست که به اذن خودم احتیاج دارم! این تعبیر در محاورات عرفی و عقلایی هم به کار می رود. این که خدا به اذن خود هدایت می کند، یعنی خدا احتیاج به اذن کسی ندارد. این که در روایت آمده است: خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِیئَةَ بِنَفْسِهَا؛ اشیاء را با مشیت خلق می کند؛ اما مشیت را با خودش خلق می کند، یعنی چه؟ یعنی پیدایش مشیت احتیاجی به خلق ندارد. خدا عالم را به اذن خودش خلق می کند یا هدایت می کند، معنایش این نیست که واقعاً باید اذنی ایجاد کند و بعد در سایه آن اذن کارش را انجام دهد! بلکه معنای آن در حد فهم ما این است که پیدایش مشیت احتیاج به واسطه ندارد. سؤال دیگر این است که مشیت و اراده آیا عین ذات اند یا خارج از ذات؟ اگر اراده و مشیت را به معنای محبت برگردانیم، عین ذات می شوند. صفات ذاتی منحصر نیست به آن صفاتی که در کتاب های کلامی ذکر شده است. اگر کسی ادعا کند که حب الهی نسبت به ذات خودش و نسبت به آثار ذات، عین ذات خداست، و اراده و مشیت به معنای حب باشد، اراده و مشیت هم از صفات ذات می شوند. در قرآن هم اراده به معنای حب آمده است( تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللّهُ یُرِیدُ الآخِرَةَ)9. حضرت زهرا سلام الله علیها در این کلام بر روی دو مطلب تأکید می کنند؛ اول این که آفرینش مجموع عالم از ماده قبلی نبوده و وجودش ابداعی است؛ یعنی خلقها علی نحو الابداع (نه به معنای اصطلاحی). دوم این که خدا به هیچ وجه دست بسته نیست و همیشه با مشیت خود کار می کند. هر چه را خلق کند چه عمرش کوتاه باشد و چه بی نهایت، باز به مشیت او وابسته است.
وصلی الله علی محمد و آله.