- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- پی نوشت ها 2
- انواع اختلاف 2
- وحدت و اختلاف 2
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- پی نوشت ها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- پی نوشت ها 12
- شکر نعم الهی 13
- پی نوشت ها 14
- حقیقت توحید 14
- مراتب شکر 14
- تقویت امور فطری 14
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- دو شکل خداشناسی 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- آفرینش بدون الگو 20
- افعال الهی 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- پی نوشت ها 24
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 25
- عالم نور 26
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- نسیم های دیار دوست 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- پی نوشت ها 33
- صراط مستقیم 34
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- پی نوشت ها 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- پی نوشت ها 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- خاکستر در طوفان 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- پی نوشت ها 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- پی نوشت ها 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- اسرار حج 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه و سلامت تن 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- جان ها فدای اسلام 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- میدان های مقاومت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- پی نوشت ها 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- پی نوشت ها 66
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- پی نوشت ها 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک تشریعی 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- پی نوشت 77
- توبیخ راحت طلبان 78
- جانباز جنگ احد 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- شیطان هنوز زنده است 80
- اقسام کفر 80
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- جولان نفاق 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- پی نوشت ها 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- پی نوشت ها 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- پی نوشت ها 94
- سابقه انصار 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- واپسین احتجاج 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- پی نوشت ها 98
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- حاکم مطلوب 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
هدف آفرینش
خداوند؛ مختار علی الاطلاق
... کَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَی تَکْوِینِهَا، وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِی تَصْوِیرِهَا؛1 در جلسه قبل به این مطلب پرداختیم که فاعلیت الهی نسبت به افعالش، از جمله خلق عالم، اختیاری است و همه چیز در این عالم در چارچوب خواست و مشیت الهی واقع می شود؛ لذا قرآن مجید اصرار عجیبی دارد که همه چیز را منوط به مشیت الهی توصیف کند، چه در امور تکوینی از قبیل وسعت و تنگی روزی و طول عمر و چه در امور تشریعی. در امور تشریعی، قرآن می فرماید: هم اصل تشریعات باید به اذن و مشیت الهی باشد و وقتی عده ای چیزی را حرام یا حلال اعلام می کنند می فرماید: «قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللّهِ تَفْتَرُونَ؛2 خدا به شما اجازه داده این ها را بگویید یا بر خدا افترا می بندید؟»، و هم عمل به تشریعات را وابسته به مشیت الهی می داند و می فرماید: «وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ؛3 حتی ایمان آوردن شما از دایره مشیت خدا خارج نیست.» علاوه بر مرگ و حیات، افعال اختیاری ما هم وابسته به اذن و مشیت خداست. بر این اساس نکته مهمی که در این عبارات کوتاه این خطبه شریف مورد تأکید قرار گرفته همین است که آفرینش این عالم به مشیت خداست (ذرأها بمشیته). کلمه «ذرأ» معمولاً در مورد تکثیر یک موجود به کار می رود؛ مثل تکثیر از راه توالد و تناسل. قرآن می فرماید: «ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ؛4 خداست که موجودات را بر روی زمین پخش می کند»؛ یعنی گمان نکنید بعد از خلق پدر و مادر این کار از دست خدا خارج شده است و دیگر ربطی به اراده و مشیت خدا ندارد. پدیده های عالم طبق سنت هایی به وجود می آیند که خدا در عالم قرار داده است. گاهی هم مثل معجزات، راه های اختصاصی و استثنایی دارد. حال که همه چیز در این عالم با مشیت خدا تحقق پیدا می کند و خدا هیچ کار جبری و قهری ندارد، نهایت اختیار از آنِ خداست. در کار سایر موجودات مختار از جمله انسان، عواملی جبری وجود دارد؛ لذا همه چیز در اختیار ما نیست. اختیار ما در میان مجموع اسباب و عللی که در کار ما نقش دارند، شاید یک صدم هم سهم نداشته باشد. این عوامل را خدا قرار داده است و تحت اختیار ما نیست و هر وقت هم بخواهد آن ها را می گیرد. اما اختیار در کار خدای متعال به تمام معنا وجود دارد؛ هیچ شرط، قید یا مانعی برای کار خدا وجود ندارد؛ لذا اختیار حقیقی از آنِ خداست.
علت غایی در افعال انسان
وقتی ما انسان ها کار خودمان را تحلیل می کنیم می بینیم زمانی کاری را انجام می دهیم که انگیزه ای داشته باشیم؛ مثلاً ما می توانیم غذا بخوریم و می توانیم نخوریم؛ اما وقتی که احساس گرسنگی می کنیم انگیزه غذا خوردن پیدا می کنیم. فعل اختیاری نیازمند یک عامل تعیین کننده است. کار اختیاری در صورتی انجام می گیرد که نفعی داشته باشد، مانع ضرری شود، نیازی را تأمین کند یا رنجی را برطرف کند؛ در یک کلمه باید خیری داشته باشد تا انسان سراغ آن برود. ما چون آن خیر را نداریم و می خواهیم آن را تحصیل کنیم سراغ آن کار می رویم. اگر سراغ غذا می رویم برای این است که سیری برای ما خیری است و آن را نداریم؛ غذا می خوریم تا سیر شویم؛ یعنی با کار اختیاری می خواهیم چیزی را که نداریم پیدا کنیم. آنچه که ما در نظر می گیریم تا با انجام فعل به آن برسیم، هدف ما از آن کار است که در اصطلاح فلسفی به آن علت غایی می گویند. حال بعضی می گویند: علم به آن هدف علت غایی است و برخی دیگر می گویند: شوق به آن، علت غایی است. من خودمانی تر می گویم: «علاقه به آن هدف علت غایی است.»
علت غایی در افعال الهی
حال ممکن است سؤال شود: آیا خداوند که با اختیار خود عالم را خلق کرد، از این کار هدفی داشت یا خیر؟ اگر هدفی داشت، هدفش چیست؟ چه چیزی را ندارد که می خواهد با انجام دادن این کار به آن برسد؟ برخی گفته اند: خدا اصلاً هدفی ندارد. اصلاً نسبت دادن هدف، غرض و علت غایی به خدا غلط است. غرض و هدف در مخلوقات مطرح می شود. بعضی گفته اند: خدا عالم را خلق کرد تا فایده ای به دیگران برساند، نه برای این که خود فایده ای ببرد. لازمه این سخن این است که خدا رضایت یا کمال بندگانش را ندارد و می خواهد به آن برسد. معنای این سخن این است که خدا احتیاج دارد! فیلسوفان اسلامی بحث پیچیده ای را مطرح کرده اند که من نتیجه اش را در یک جمله می گویم؛ ایشان می گویند: درباره خدای متعال بلکه در همه مجردات، علت غایی و علت فاعلی یکی است. معنای این سخن چیست؟ آیا وقتی گفته می شود خودش برای خودش علت غایی است، یعنی خودش را ندارد و می خواهد به خودش برسد؟ به نظر بنده علت غایی در واقع آن علاقه ای است که موجود مختار به آن غایت دارد؛ به تعبیر جامع تر، دوست داشتن انگیزه انجام کار اختیاری است؛ اما دوست داشتن در موجودات مختلف فرق می کند. برای خداوند متعال می توان نوعی دوستی فرض کرد که مثل سایر صفات ذاتی، عین ذات اوست. خدا خوبی و خیر را دوست دارد و خیر مطلق، ذات خودش است؛ حال چیزی که مرتبه ای از خیر او را منعکس کند آن هم بالتبع برای او مطلوب می شود. گاهی ما چیزی را به خاطر خودش دوست داریم و گاهی به خاطر انتسابش به چیزی دیگر. وقتی شما کسی را خیلی دوست داشته باشید، عکسش را هم دوست خواهید داشت. با این که آن عکس، تکه کاغذی بیش نیست آن را هم دوست دارید؛ زیرا این عکس دوست را نمایش می دهد. تا مادامی که او را دوست دارید این عکس و هر آنچه به او منتسب است را هم بالتبع دوست دارید. ما در و دیوار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها را می بوسیم چون به محبوب انتساب دارد و از آن جهت آن ها هم برای مامطلوب اند. این خاصیت محبت است. آنچه برای خدا اصالتاً ارزش دارد ذات خودش است. هیچ چیز از خدا دوست داشتنی تر نیست. او همه کمالات را به نحو اشد و اکمل دارد و هر کس هم هر کمالی دارد از او دارد؛ پس دوست داشتنی ترین چیزها ذات خداست. خدا اصالتاً خودش را دوست دارد؛ لذا آثار خود را هم بالتبع دوست دارد. هر چیزی که بیشتر بتواند خدا را نشان دهد برای او مطلوب تر است. چرا خداوند مکرر در قرآن می گوید: اللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ، یُحِبُّ التَّوَّابِینَ، یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ و ... ؟ چون کسانی که واجد این صفات می شوند بیشتر می توانندآیینه و جلوه گاه خدا باشند. انسان اکمل یعنی وجود مقدس پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله محبوب ترین بندگان برای خداست؛ چون وجود او و صفات او بیش از همه چیز می تواند خدا را نشان دهد. او حبیب الله است؛ چون خیرات و کمالاتش از همه بیشتر است و بهتر از همه می تواند صفات خدا را در خلق نشان دهد. ائمه اطهار، انبیاء و اولیای خدا بر حسب اختلاف مراتب و کمالاتشان همین طور هستند. نکته دیگر که باید به آن توجه داشت این است که ما گاهی یک چیزی را دوست داریم ولی می بینیم برای رسیدن به آن باید کارهای زیادی انجام دهیم؛ مثلاً جوانی می خواهد با دختر یک خانواده ثروتمند و اسم و رسم داری ازدواج کند. می بیند اگر بخواهد با این دختر ازدواج کند باید هم پول، هم کسب و کار آبرومند و هم تحصیلات خوبی داشته باشد. تصمیم می گیرد همه این ها را فراهم کند. او اصالتاً ازدواج با آن دختر را می خواهد و بقیه، همه مقدمه است. این کارها را انجام می دهد چون مقدمه رسیدن به معشوق است. کسی که آرزوی رفتن به خانه خدا را دارد به دنبال کسب حلالی می رود تا هزینه این سفر را تأمین کند و همین طور سعی می کند سایر مقدمات را فراهم کند. همه آن ها هم مطلوب اند؛ همه دوست داشتنی اند، اما به خاطر شیء عزیزتری! اگر آن نبود این کارها انجام نمی گرفت. می توان دو یا چند چیز را در طول هم دوست داشت؛ یک چیز اصالت داشته باشد و بقیه جنبه فرعی داشته باشند. در حج، زیارت خانه خدا اصالتاً مطلوب است؛ اما زیارت قبر پیغمبر صلی الله علیه وآله هم مطلوب است. این دو چون با هم تزاحمی ندارند هر دو مطلوب اند؛ اما یکی از آن ها در واقع فرع دیگری است. دو هدف اند؛ اما هر دو در یک حد مطلوبیت نیستند و یکی جنبه ثانوی دارد. اولین مطلوب خدای متعال در اصل، ذات خودش است که هیچ کمبودی ندارد. او از تنهایی هم هیچ رنجی نمی برد. خدا از اول تنها بوده تا آخر هم تنهاست. در زیارت جامعه ائمة المؤمنین که زیارت بسیار ارزنده ای است و جا دارد که با دقت خوانده شود، آمده است: یَا ذَا الْقُدْرَةِ الَّتِی صَدَرَ عَنْهَا الْعَالَم ...ابْتَدَعْتَهُ ... لَا لِوَحْشَةٍ دَخَلَتْ عَلَیْکَ إِذْ لَا غَیْرُکَ وَ لَا حَاجَةٍ بَدَتْ لَکَ فِی تَکْوِینِهِ وَ لَا لِاسْتِعَانَةٍ مِنْکَ عَلَی مَا تَخْلُقُ بَعْدَهُ بَلْ أَنْشَأْتَهُ لِیَکُونَ دَلِیلًا عَلَیْکَ بِأَنَّکَ بَائِنٌ مِنَ الصُّنْع؛5 بهترین چیزی که او را راضی می کند توجه و علم به خودش است. این بالاترین مرتبه ابتهاج است. بعد از ابتهاجی که نسبت به ذات خودش دارد، ابتهاجی است که از داشتن کامل ترین مخلوقاتش دارد که در درجه اول پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله قرار دارند و بعد حضرت زهرا و امیرالمومنین و بعد از ایشان سایر ائمه صلوات الله علیهم أجمعین و بعد الاقرب فالاقرب. خدا عالم را خلق کرد چون دوست داشت آیینه هایی برای خودش تحقق پیدا کنند. اگر سند این حدیث قدسی صحیح باشد که می فرماید: «یا رسول الله اگر تو نبودی عالم را خلق نمی کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود هیچ یک از شما را خلق نمی کردم» توجیه قابل فهم آن این است که وقتی خدای متعال می خواهد امثال و نظایر پیامبر اکرم ـ با اختلاف مراتبی که دارند ـ تحقق پیدا کنند، باید سلسله پیوسته ای تحقق پیدا کند. امام زمان عجل الله تعالی فرجه وقتی می تواند به وجود آید که پدری مثل امام حسن عسگری علیه السلام و مادری مثل نرجس خانم داشته باشد؛ همین طور تا برسد به حضرت زهرا سلام الله علیها. اگر حضرت زهرا سلام الله علیها نبود، امامان علیهم السلام تحقق پیدا نمی کردند و اگر ائمه علیهم السلام نبودند نور پیغمبر اکرم و رسالت ایشان باقی نمی ماند. اسلام به برکت ائمه اطهار باقی ماند. آن رشته ای که این ها را به هم پیوند می دهد حضرت زهرا سلام الله علیهاست؛ لذا می فرماید: لولا فاطمة لما خلقتکما. قطعاً می دانیم که مقام پیامبر اکرم از همه آن ها بالاتر است. نمی شود گفت: وجود پیغمبر فرع وجود حضرت زهراست؛ اما می شود گفت: این مجموعه، مطلوب خداست و این مجموعه به هم پیوسته است و حضرت زهرا سلام الله علیهاست که می تواند این مجموعه را به هم پیوند دهد. حال با توجه به مباجث مطرح شده اگر از ما بپرسند: خدا عالم را برای چه خلق کرد؟ می گوییم: خدا فاقد چیزی نبود تا با خلق عالم نفعی ببرد؛ اما ممکن است آن مخلوق نیاز داشته باشد. خدا سیبی را خلق می کند؛ به دنبال آن بوی سیب را هم خلق می کند؛ اما بوی سیب وقتی هست که سیبی باشد. آن بوست که احتیاج دارد به این که یک جوهری باشد تا قائم به آن باشد؛ نه این که خدا احتیاج داشته باشد. این شرط تحقق این مخلوق است نه شرط افاضه او. شرط قابلیت قابل است نه شرط فاعلیت فاعل. او نیازی ندارد؛ بلکه عالم را خلق کرد چون اصالتاً خودش را دوست دارد؛ از آن حب، حب به کامل ترین مخلوقات بالتبع حاصل می شود و چون پیغمبر صلی الله علیه وآله کامل ترین و نزدیک ترین موجودات به خداست، می توان گفت: عالم را برای پیغمبر خلق کرد؛ البته او هر چیزی را به اندازه خیری که دارد دوست دارد. آن ها هم به همان اندازه ای مطلوب اند که بتوانند دلالت بر حکمت الهی، عظمت الهی، علم الهی و ... داشته باشند. خدا همه مخلوقاتش را دوست دارد؛ اما آن قدر فاصله است بین ما و وجود مقدس پیغمبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام که قابل قیاس نیست. همه عالم در برابر آن ها بهایی ندارد. این تنها یک تعارف نیست؛ بلکه فرمایش خودشان است.
هدف از خلقت جهنم
وقتی بناست موجود مختار خلق شود، باید زمینه به گونه ای فراهم شود که هم امکان انتخاب راه خوب باشد و هم امکان انتخاب راه بد. علاوه بر راه رسیدن به مقامات عالی ، راه عکس آن هم باید وجود داشته باشد تا زمینه اختیار فراهم شود. کسی لیاقت بهشت رفتن را پیدا می کند که برای او امکان رفتن به جهنم هم وجود داشته باشد. اگر تنها یک راه وجود داشته باشد انتخاب معنا ندارد. بنابراین باید راه جهنم هم وجود داشته باشد. در این صورت وجود آن راه بالعرض مطلوب است. اگر بنا نبود موجود مختاری در عالم خلق شود، خدا جهنم را هم خلق نمی کرد. جهنم را هم بالعرض به خاطر همان اولیای خودش خلق کرده است. چون رسیدن آن ها به کمال در سایه عبادات اختیاری شان ممکن است و برای تحقق عبادات اختیاری، باید دو راه وجود داشته باشد؛ یک راه، راه خدا و یک راه، راه غیر خدا. راه خدا به بهشت منتهی می شود. راه غیر خدا هم باید به نقطه ای منتهی شود و آن نقطه جهنم است. پس جهنم بالعرض مطلوب می شود.
وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.