شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 23

صفحه 23

پی نوشت ها


1 . بلاغات النساء، ص27 و بحارالانوار، ج29 ص220.
2. یونس، 59.
3 . یونس، 100.
4 . انعام، 136. 5 . بحارالانوار، ج99 ص167. در این تعبیرات برای خلقت عالم از تعبیر صدور استفاده شده است؛ کسانی که به فلاسفه ایراد می گیرند که چرا می گویید عالم از خدا صادر شده است، باید بدانند که در روایات هم چنین تعبیراتی آمده است.

اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها

خلاصه مباحث گذشته

... کَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَهَا بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَی تَکْوِینِهَا، وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِی تَصْوِیرِهَا، إِلَّا تَثْبِیتاً لِحِکْمَتِهِ، وَ تَنْبِیهاً عَلَی طَاعَتِهِ، وَ إِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ، و دلالَةً عَلَی رُبُوبِیَّتِه وَ تَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ، وَ إِعْزَازاً لِدَعْوَتِهِ، ثُمَّ جَعَلَ الثَّوَابَ عَلَی طَاعَتِهِ، وَ وَضَعَ الْعِقَابَ عَلَی مَعْصِیَتِهِ، ذِیَادَةً لِعِبَادِهِ مِنْ نَقِمَتِهِ وَ حِیَاشَةً لهُمْ إِلَی جَنَّتِه؛ در بیان توضیح فقراتی از خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها به این جا رسیدیم که با عبارت کوتاهی تأکید فرمودند که خدای متعال نهایت اختیار را دارد و همه چیز تابع مشیت اوست. به این مناسبت انتقال پیدا کردند به این معنا که هدفش از آفرینش این عالم چیست؟ در جلسه گذشته به طور فشرده در این باره توضیحی عرض کردیم. گفتیم: اگر منظور از هدف همان چیزی است که در کارهای اختیاری ما مطرح است، این هدف درباره فاعلی صدق می کند که احتیاج به هدفی دارد و چون به آن هدف نرسیده و واجد آن کمال نیست، آن کار را انجام می دهد تا او را به آن هدف برساند، و داشتن هدف به این معنا در مورد خدای متعال صحیح نیست. خدا به چیزی احتیاج ندارد؛ لذا حضرت زهرا سلام الله علیها تأکید می فرمایند: ذَرَأَهَا بِمَشِیَّتِهِ، مِن غَیر حاجةٍ مِنهُ إِلی تَکوِینِها و لا فائدةٍ فی تَصویرِها. اما می توان معنایی تحلیلی برای هدف در نظر گرفت که درباره خداوند هم صادق باشد و جزء صفات ذاتی الهی محسوب گردد، و آن این است که بگوییم هدف، آن چیزی است که فاعل مختار دوست دارد آن چیز تحقق پیدا کند. در واقع انگیزه فاعل مختار برای انجام کار، دوست داشتن است. دوست داشتن گاهی بالذات به چیزی تعلق می گیرد، گاهی بالتبع و گاهی بالعرض ـ که در جلسه گذشته این اصطلاحات را توضیح دادیم. متعلقات محبت همه به نوعی هدف اند. به عنوان مثال وقتی از کسانی که اهل عبادت و یاد خدا هستند سؤال می شود که چرا عبادت می کنید؟ عده ای خواهند گفت: برای رسیدن به ثواب آخرت عبادت می کنیم. هدف اصلی برای ایشان نعمت های بهشتی است و چون عبادت وسیله رسیدن به آن هدف است بالتبع آن را هم دوست دارند. عده ای هستند که اصلاً از یاد خدا لذت می برند؛ بذکرک عاش قلبی؛1 اصلا زندگی قلب من وابسته به یاد توست. برای این افراد، خود عبادت مطلوب بالذات است. خدا بندگانی دارد که از نعمت های بهشتی از آن جهت لذت می برند که نعمت خداست و چون به خدا انتساب دارند و نشانه لطف خدا به آن ها هستند، آن ها را دوست می دارند. حضرت زین العابدین علیه السلام در مناجات های خمس عشر به خدا عرض می کنند: «یا نعیمی و جنتی یا دنیای و آخرتی؛ تو نعمت های منی، تو بهشت منی، تو دنیای منی، تو آخرت منی!» خدا چنین بنده هایی هم دارد. ای کاش ما در طول عمرمان برای لحظاتی چنین حالی برایمان پیدا می شد. به هر حال همه این ها به نوعی هدف است. اهداف بالتبع در طول اهداف بالذات اند. اگردر قرآن هم می بینیم برای خلقت انسان چند هدف ذکر شده است، در اصل به اهداف طولی اشاره دارد. به این معنا می توان گفت: خدای متعال، هم هدف بالذات دارد، هم هدف بالتبع و هم هدف بالعرض، که توضیح آن در جلسه قبل گذشت. وقتی در آیات قرآن و روایات از جمله همین خطبه شریف دقت می کنیم می بینیم خدا برای افعال خود اهدافی را تعیین کرده است؛ من قسمتی از این خطبه شریف را که در ابتدای جلسه خواندم، ترجمه می کنم تا با اهدافی که حضرت زهرا سلام الله علیها برای آفرینش عالم ذکر می کنند آشنا شویم.

اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت می فرمایند: «خداوند، عالم را که خلق کرد نیازی به ایجاد آن نداشت؛ نه در اصل ایجاد آن و نه در تکمیل و صورت بندی آن.» سپس اموری را استثنا می کنند و آن ها را به عنوان هدف معرفی می کنند. «إلا تثبیتا» استثنای منقطع است؛ زیرا این امور باز فایده ای نیست که عاید خدا شود. استثنای منقطع نهایت تأکید را می رساند؛ یعنی اگر هدفی هم ذکر می کنیم از سنخ اهدافی نیست که ناشی از احتیاج یا برای حصول فایده است؛ بلکه این ها اموری است برای فایده رساندن به خلق. حضرت در ادامه چند مورد را ذکر می فرمایند؛ اول: «تثبیتا لحکمته؛ برای این که حکمتش را تثبیت کند.» اگر کسی در حکمت خدا شک داشته باشد وقتی آفرینش او را می بیند و اسراری که در آفرینش هر موجودی هست را درک می کند، می فهمد که آثار حکمت در آن ظاهر است. «و تنبیها علی طاعته؛ وقتی انسان، این عالم را با این حکمت ها می بیند، متوجه می شود که این عالم حساب و کتابی دارد. قران می فرماید: «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَیَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاًَ فَقِنا عَذابَ النَّار؛ وقتی در اسرار آفرینش دقت می کنند، می گویند: بار الها! این ها را بیهوده نیافریدی . تو پاک و منزهی. ما را از عذاب آتش نگاه دار!» یعنی وجود من هم عبث نیست. حال که حساب و کتابی دارد ممکن است بعضی اعمال من، مرا مستحق آتش کند. نتیجه این تفکرات این می شود: فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ تفکر در حکمت های الهی باعث می شود که انسان متوجه اطاعت خدا شود و انگیزه اطاعت پیدا کند. و إظهارا لقدرته؛این عبارت شبیه تثبیتا لحکمته است. در نسخه ای آمده است ـ ظاهراً این نسخه رجحان دارد ـ: دلالة علی ربوبیته ؛ این عالم را خلق کرد برای این که ربوبیت خود را به بندگان نشان دهد. بفهمند اختیار عالم به دست اوست. متقابلا وقتی او شد «رب»، ما می شویم «عبد». بنابراین ما باید وظیفه بندگی مان را به جا بیاوریم. و تعبدا لبریته؛ تعبد، هم به صورت لازم استعمال می شود و هم متعدی. وقتی لازم استعمال می شود یعنی انسان در مقام عبادت برآید و ممارست بر عبادت داشته باشد؛ ولی وقتی متعدی استعمال می شود یعنی کسی را به بندگی فراخواند. در این جا ظاهراً معنای متعدی مراد است؛ یعنی خدا عالم را با این اسرار و حکمت ها خلق کرد تا بندگانش را به بندگی خود فرا خواند. و نهایتاً می فرمایند: و إعزازا لدعوته؛ یعنی وقتی خدا پیغمبران را می فرستد و مردم را به راه صحیح بندگی دعوت می کند، تفکر در حکمت و عظمت خلقت کمک و تقویتی برای دعوت انبیاست. در قرآن کریم هم اشاره شده است که وقتی خدا انبیا را می فرستد، اسباب تکوینی را به صورتی فراهم می کند که دعوت انبیا مؤثر واقع شود.2

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه