شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 24

صفحه 24

ثم جعل الثواب علی طاعته و وضع العقاب علی معصیته؛ خدا فقط به این اکتفا نکرد که مردم با دیدن عظمت و حکمت عالم با وظیفه یشان آشنا شوند و در برابر خدا خضوع کنند، بلکه از روی لطف عامل تقویت کننده ای هم برای بندگان قرار داد و آن عامل این است که فرمود: اگر بندگی کنید ثواب اخروی هم دارید و اگر عصیان کنید عقاب می شوید. این ها باز از رحمت خداست؛ یعنی از بس که خدا می خواهد بندگان به سوی کمال بروند و لیاقت آن رحمت های بی پایان را پیدا کنند، این عوامل را هم قرار داده تا بیشتر به سمت اطاعت و دوری از معصیت برانگیخته شوند. ذیادة لعباده من نقمته و حیاشة لهم إلی جنته؛ به کسی که دشمنان را دفع می کند «ذائد» گویند. حضرت می فرمایند: خداوند برای جلوگیری از ابتلا بندگان به نقمت ها و راندن آنان به سوی بهشت ثواب و عقاب را قرار داده و آن ها را بیان کرده است. «حیاشة» نقطه مقابل ذیاده است یعنی سوق دادن و راندن. این ترجمه کوتاهی از فرمایش ایشان بود.

آفرینش همه هستی برای انسان

حال سؤال این است که وقتی هنوز خداوند انسان را خلق نکرده است چگونه می توان گفت که عالم را خلق کرد تا حکمتش را نشان دهد؟ به چه کسی می خواهد نشان دهد؟ عالم را خلق کرد تا چه کسی را به سمت ثواب سوق دهد و از عقاب منع کند؟ جواب این است که در این جا منظور برخی مصادیق اشیاء است، نه عالم من حیث المجموع. یعنی حضرت، عالم را منهای انسان مختار در نظر گرفته است و سپس می فرماید: عالم را خلق کرد، این حکمت ها را در آن به کار برد، قدرت خودش را ظاهر کرد و ... تا شما انگیزه اطاعت پیدا کنید و در سایه عبادت لیاقت دریافت رحمت بالاتری را پیدا کنید. مادامی که این عبادت ها را انجام ندهید، اصلا نمی توانید آن رحمت را درک کنید. ملائکه نمی توانند ثواب های اخروی را درک کنند. آن ثواب ها برای انسان است و ملائکه در بهشت خادم انسان اند. ثواب های بهشتی در اثر عمل اختیاری انسان پیدا می شود. پس وقتی خدا انسان را به عبادت دعوت می کند و می فرماید: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ،3 معنایش این نیست که شما عبادت کنید تا من از عبادت شما کیف کنم! معنای این حرف این می شود که خدا به عبادت ما احتیاج دارد! در حالی که خداوند هیچ احتیاجی ندارد. در آیات متعددی از قرآن آمده که اگر همه إنس و جن از اولین و آخرین، کافر شوند سر سوزنی به خدا ضرر نمی خورد و از او چیزی کم نمی شود. پس همه این دستگاه، اعم از ارسال انبیا و اولیا و لوازم آن، همه برای این بوده است که انسان ها بتوانند با اطاعت خدا لیاقت ثواب، کمال و رحمت بیشتر را پیدا کنند و به خدا نزدیک تر شوند. خدا افاضه کردن رحمت را دوست دارد؛ اما راه رسیدن به آن رحمت عبادت است. این یک تعبیر مسامحی است که ما می گوییم: باید کار را برای رضای خدا انجام داد و باید کاری کرد که او راضی شود. منظور این است که ما باید لیاقت پیدا کنیم که متعلق آن رضایت الهی قرار گیریم؛ تحولات مال ماست نه مال او.

همه اهداف برای ما بیان نشده

حضرت زهرا سلام الله علیها در این چند جمله فلسفه عظیمی برای خلقت را بیان فرموده اند که ما در چند جلسه به صورت فشرده درباره آن صحبت کردیم. اما باید به این نکته هم توجه داشت که وقتی خدا کاری را انجام می دهد گاهی با یک تیر صد نشان می زند و صد هدف تحقق پیدا می کند؛ ولی گاهی یکی از آن هدف های کوچکش را برای ما بیان می کند. برای روشن شدن این نکته مقدمه ای را عرض می کنم. ما معمولا وقتی انجام کاری را در نظر می گیریم و از آن هدفی را دنبال می کنیم ممکن است لوازم و آثاری داشته باشد که ما اصلا به آن ها توجهی نداریم. مثلاً وقتی غذا می خوریم هدف مان سیر شدن است و اگر کمی عاقل تر باشیم هدف مان این است که تجدید قوا کنیم تا بتوانیم عبادت کنیم. حال وقتی غذا می خوریم و آن را در دهان می جویم، ماهیچه های فک ما هم در اثر حرکت تقویت می شود. اگر کسی مدتی دهانش را ببندد و دهانش هیچ حرکتی نکند کم کم ماهیچه های اطراف فکش خشک می شود. غذا خوردن فک ما را نیز تقویت می کند. اما خیلی از انسا ن ها از چنین آثاری خبر ندارند و اگر خبر هم داشته باشند به آن ها توجه ندارد. حال اگر ما واقعاً می توانستیم همه این آثار نافع را بدانیم و واقعاً وقتی غذا می خوریم همه آن ها را لحاظ کنیم اشکالی داشت؟ مسلماً هر اثر خیری که بر چیزی مترتب می شود اگر آدم بداند و تحت اختیارش باشد و اراده کند کارش کامل تر خواهد بود. خدای متعال وقتی کاری را انجام می دهد با یک تیر گاهی صد نشان می زند ولی گاهی یکی از آن هدف های کوچکش را برای ما بیان می کند؛ چون مقتضای صحبت با ما همین است. اهداف دیگر را یا نمی شود بیان کرد، یا اگر بگوید ما نمی فهمیم و یا اگر بگوید برای ما اهمیتی ندارد. این آسمان ها و کهکشان ها با این عظمت و با این همه زیبایی برای چه خلق شده است؟ گاه فاصله بین دو کهکشان هزاران سال نوری است و در دل هر کدام میلیون ها و میلیاردها ستاره شناور است. به راستی هدف از خلقت این دستگاه عظیم چیست؟ اگر بخواهند برای ما تمام اهداف خلقت این کهکشان ها رابیان کنند آیا می توانیم آن ها را تصور کنیم؟ آن زمانی که بشر گمان می کرد ستارگان گل میخ هایی هستند که در آسمان کوبیده شده اند، اصلاً چنین اهدافی را نمی فهمید. الآن هم برای ما بگویند ما نمی فهمیم. خدا در قرآن می فرماید: «وَ هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْر؛4 ما این ستارگان را خلق کردیم برای این که وقتی در بیابان یا در دریا راه را گم می کنید با این ستاره ها راه را پیدا کنید.» اگر خدا بخواهد همه حکمت هایی که در این ها نهفته است را بیان کند عقل ما درک نمی کند. او که جاهل نیست که آثارش را نداند؛ بلکه اهدافی که در قرآن یا در روایات بیان شده به مقتضای حالی است که آن آیه نازل شده و آن مخاطبی که این را می شنود و درک می کند، والا اگر بخواهد همه حقایق را بیان کند هم خیلی طولانی می شود و هم مخاطب نمی تواند درک کند. وقتی درک نکرد، استفاده ای هم از آن نمی برد. پس ما نباید گمان کنیم که اهدافی که ذکر می شود اهداف انحصاری است و خدا همه این کارها را فقط برای این انجام داده است. اهدافی که بیان می شود قسمتی از همه اهداف است و برای ما می گویند تا ما تربیت شویم و از این نعمت استفاده کنیم. چون قرآن هُدًی لِّلنَّاسِ است و ما باید با آن هدایت شویم باید چیزی را بگوید که بفهمیم تا بتواند در ما اثر کند. این است که گاهی در میان اهداف متعدد، هدف کوچکی را ذکر می کنند تا غرض از بیان آن آیه برای آن مخاطبین تحقق پیدا کند.

وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

پی نوشت ها


1 . بحارالانوار، ج95 ص89، دعای ابوحمزه ثمالی.
2. اعراف، 94 و انعام، 42.
3 . الذاریات، 56. 4 . انعام، 97.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه