- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- انواع اختلاف 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- پی نوشت ها 5
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- حقیقت توحید 14
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- اخلاص در عمل 15
- انواع خداشناسی 16
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- فطرت توحیدی انسان 17
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در دیده ناید 18
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- نسیم های دیار دوست 27
- پی نوشت ها 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- پی نوشت ها 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- پی نوشت ها 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- ریشه های کفر 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- اسرار حج 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه و سلامت تن 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- حج تمرین بندگی 48
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- میدان های مقاومت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- و اما وظیفه 58
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- مراتب و احکام صله رحم 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- معامله با خدا 65
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- پی نوشت ها 66
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- شرک تشریعی 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- پی نوشت ها 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- پی نوشت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- جانباز جنگ احد 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- اقسام کفر 80
- جولان نفاق 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 83
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- سابقه انصار 94
- پی نوشت ها 94
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- واپسین احتجاج 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- پی نوشت ها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
معلم ملائکه
... و اصطفاه قبل أن ابتعثه إذ الخلائق بالغیب مکنونة و بستر الأهاویل مصونة و بنهایة العدم مقرونة، علما من الله تعالی بمآیل الأمور و إحاطة بحوادث الدهور و معرفة بمواقع المقدور؛ در جلسه گذسته عرض کردیم که از این بخش از خطبه شریف حضرت زهرا سلام الله علیها به دست می آید که قبل از پیدایش این عالم محسوس، خدای متعال موجود و عالم دیگری آفریده که در روایات به نام «نور» نامیده شده است. در زیارت جامعه می خوانیم: خلقکم الله انوارا فجعلکم بعرشه محدقین حتی منّ علینا بکم؛1 خدا شما را به صورت انواری خلق کرد که به دور عرش خدا حلقه زده بودید؛ تا زمانی که بر ما منت گذاشت و شما را به این عالم آورد. در روایتی حضرت باقر صلوات الله علیه می فرمایند: «کُنَّا نُوراً بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ قَبْلَ خَلْقِ خَلْقِهِ فَلَمَّا خَلَقَ الْخَلْقَ سَبَّحْنَا فَسَبَّحُوا وَ هَلَّلْنَا فَهَلَّلُوا وَ کَبَّرْنَا فَکَبَّرُوا؛2 ما در پیشگاه خدا نوری بودیم قبل از این که عالم را بیافریند. وقتی خدا خلایق را خلق کرد ما تسبیح گفتیم و آن ها آموختند و تسبیح گفتند، و ما تهلیل (لااله الا الله) گفتیم و آن ها آموختند و تهلیل گفتند، و ما تکبیر گفتیم و آن ها آموختند و تکبیر گفتند.» درباره معنای این جمله دو احتمال وجود دارد؛ یک احتمال این است که دیگران در همان عالم انوار تسبیح و ... را آموختند و همان جا تسبیح و ... را گفتند. احتمال دیگر این است که هر کس تا روز قیامت تسبیح و تهلیل گوید، به برکت تسبیح و تهلیل آن ها و به یک معنا پژواکی از تسبیح و تهلیل آن هاست. این معنا حقیقتی است که از بسیاری از روایات استفاده می شود. در زیارت آل یاسین آمده است که: «فَمَا شَیْ ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل؛3 ما هیچ کار خوبی انجام نمی دهیم مگر این که سبب و راه انجامش شمایید.» این معارف، حقایقی است که در بعضی روایات به آن اشاره شده است و استبعادی که به ذهن ما می آید، به خاطر عدم شناخت امام است. گمان می کنیم که آن ها هم انسانی هستند مثل ما که کمی علمشان بیش تر است؛ اما در زیارت جامعه می خوانیم که اصلا خلقت شما با خلقت ما خیلی فرق دارد. به یک معنا با آفرینش آن ها به صورت آن انوار، کار خلقت تمام بود و بعد از آن هر چه خدا آفریده، طفیلی است که در بحث هدف آفرینش توضیح آن گذشت. اگر مایل باشید روایات بیشتری درباره عالم نور و انوار اهل بیت علیهم السلام مطالعه کنید، می توانید به جلد 25 و 26 بحارالانوار (چاپ جدید) مراجعه کنید.
رابطه وجود نورانی و جسمانی
ممکن است سؤال شود: آن انواری که خدا در آن عالم آفرید و آن ها در پیشگاه الهی حضور داشتند و حول عرش الهی حلقه زده بودند، چه نسبتی با این وجود مادی دارند که در این عالم پیدا می کنند؟ ما می دانیم اشرف مخلوقات که عزیزترین و شریف ترین آن انوار و اولین مخلوق الهی است، نور پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله است؛ اما پیغمبر اکرم هزاران سال بعد از خلقت حضرت آدم در یک منطقه بیابانی خشک و سوزانی متولد شد. ایشان طفل یتیمی بود که اندک اندک رشد کرد تا چهل سال از عمرش گذشت و مرد کاملی شد و آن وقت مبعوث به رسالت شد. بعد از آن هر چه بیان می کرد، وحی الهی بود که به او القاء می شد. قرآن هم می فرماید: «مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَکِن جَعَلْنَاهُ نُورًا؛4 تو اصلا نمی دانستی کتاب و ایمان چیست. ما آن را نوری قرار دادیم که موجب هدایت تو شد»، و یا در سوره ضحی آیه 7 می فرماید: «وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَی؛ تو خودت هدایتی نداشتی، خدا تو را هدایت کرد». همه این ها در این عالم در یک ظرف زمانی خاصی واقع شد. این موجود مقدس که تدریجاً در این عالم رشد کرد و به رسالت مبعوث شد، چه نسبتی دارد با آن نوری که قبل از عالم آفریده شده و منشأ همه خیرات عالم بود و در واقع هدف اصلی از آفرینش مخلوقات بود؟ با نگاه سطحی ممکن است تصور کنیم که همان طور که خاک مبدأ آفرینشی برای بدن ماست، وقتی هم خدا می فرماید: نور پیغمبر را قبل از عالم خلق کردیم یعنی مبدأ آفرینش پیغمبر نور بوده است؛ نوری را خدا خلق کرد که بعداً پیغمبر را از آن بیافریند، و همان طور که خاک خودش نه چیزی می فهمد و نه ارزش قابل توجهی دارد، آن نور هم گرچه از خاک بهتر بود، ولی کمال، قدرت و شعوری نداشت. اگر در بین موجودات مادی بخواهیم ارزش گذاری کنیم باید بگوییم: خاک در پست ترین مراتب است، آتش در یک مرتبه بالاتری است و کمی بالاتر هم نور است. وقتی می گوییم: انسان از خاک خلق شده است، معنایش این نیست که خاک همه کمالات انسانی را دارد؛ بلکه باید انسان به تدریج آن کمالات را تحصیل کند. همچنین وقتی می گوییم: ابلیس از آتش خلق شده است، معنایش این نیست که آتش همه کمالات را دارد؛ اما موجودی که از آتش خلق شده است ویژگی هایی دارد که موجود خاکی ندارد؛ مثلاً با سرعت حرکت می کند. وقتی گفته می شود: پیغمبر از نور خلق شده، برخی ممکن است خیال کنند گرچه آن نور از خاک و آتش بالاتر است و از نورهای این عالم پر نورتر و لطیف تر است، ولی کمالی نداشت. این نور آفریده شده بود تا بعدها وجود پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام از آن نور خلق شوند. همان طور که خاک و آتش، ماده ای ابتدایی است و به آن ها کمالی نمی بخشد و فقط آتش مقداری شریف تر است، این نور هم گرچه شریف تر از خاک و آتش است، ولی صرفاً ماده ای ابتدایی است. خدا به پیامبر و امامان افتخار داده و منشأ وجودشان را چیزی بهتر از خاک قرار داده است! اما وقتی اوصافی که در روایات برای آن نور ذکر شده است را می خوانیم، می فهمیم آن نور حقیقتی بالاتر از این نور ساده دارد. امام باقر سلام الله علیه فرمودند: فلما خلق الله الخلق سبحنا فسبحوا؛ اما در روایتی دیگر علت تسبیح گفتن را هم بیان می کند. می فرماید: وقتی خدا ملائکه را خلق فرمود و آن ها عظمت نور ما را دیدند، در مقابل این عظمت خضوع کردند. ما تسبیح گفتیم تا بفهمند که ما مخلوقیم.5 از لحن کلام استفاده می شود که ملائکه وقتی عظمت نور ما را دیدند گمان کردند ما خدا هستیم؛ برای این که بفهمند ما بنده ایم، ما تسبیح گفتیم؛ آنگاه آن ها هم یاد گرفتند و تسبیح گفتند. این معانی با آن تصور که آن نور مثل خاک و آتش، صرفاً منشأ پیدایش جسم پیغمبر در این عالم بوده، خیلی متفاوت است. آن نور، نوری است که بعد از خلقت آن، همه برکات طفیل آن است؛ حتی ملائکه مقربین تسبیح خدا را از آن ها یاد می گیرند و ـ اگر آن احتمالی که بنده عرض کردم قابل قبول باشد ـ نه تنها تسبیح ملائکه، بلکه تسبیح هر مخلوقی، پژواکی از تسبیح آن هاست.
نسیم های دیار دوست
گاهی انسان حس می کند نسیمی به روحش می وزد. در روایات هم آمده که: «إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛6 گاهی خدا نسیم هایی برای شما می وزاند؛ خودتان را در معرض آن نسیم ها قرار دهید!» گاهی انسان احساس می کند که دوست دارد عبادت کند، نماز بخواند و به یاد خدا باشد. گاهی هم برعکس، از عبادت اشمئزاز پیدا می کند. تفسیر این موضوع در فرهنگ اسلامی و به خصوص فرهنگ شیعی ما این است که آن نسیم ها نسیم های رحمتی است که به واسطه ملائکه رحمت می وزد، و حالت اشمئزاز از خوبی ها، وساوس شیطانی است که از انفاس رذیله و پلید شیاطین پخش می شود. اگر در این جمله دقت کنیم که فرمود: «فما من شیء الا و انتم له السبب؛ هیچ خیری از ما سر نمی زند مگر این که سبب آن شمایید»، معلوم می شود که همه خوبی ها از برکت توجهات صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه است. او این انوار پاک را در عالم پخش می کند؛ ولی همه ظرفیت دریافت آن را ندارند. هر وقت دل پاکی داشته باشیم آن نور را می گیریم؛ آنگاه انگیزه کار خیر پیدا می کنیم. در زیارت جامعه می خوانیم که: و جعل صلاتنا علیکم و ما خصنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهارة لانفسنا و تزکیة لنا و کفارة لذنوبنا؛ همین که ما می گوییم: اللهم صل علی محمد و آل محمد، و همین که در دلمان نسبت به اهل بیت علیهم السلام احساس محبت می کنیم باعث می شود که آفرینش ما به وسیله این ولایت پاک شود. آن کسی که این ولایت را ندارد این پاکیزگی وجود را ندارد. گویا نفس ما آلوده و پلید است و با ارتباط با اهل بیت علیهم السلام آن آلودگی ها برطرف و پاک می شود (طهارة لانفسنا و تزکیة لنا) و این باعث رشد و بالندگی ما می شود و نهایتاً کفاره گناهان ما قرار می گیرد (و کفارة لذنوبنا). وقتی میلیاردها انسان در اثر محبت به اهل بیت علیهم السلام تا روز قیامت از آلودگی ها پاک می شوند و این محبت، کفاره گناهانشان قرار می گیرد، خود آن بزرگواران باید چه عظمتی داشته باشند که صلوات بر آن ها این قدر اثر دارد. «و بلغ الله بکم اشرف محل المکرمین و اعلی منازل المقربین و ارفع درجات المرسلین حیث لا یلحقه لاحق و لا یفوقه فائق و لا یطمع فی ادراکه طامع؛ خدا شما را در مرتبه و درجه ای قرار داده است که از همه انبیا و مرسلین بالاترید. از همه ملائکه مقربین بالاترید. جایی که هیچ کس از آن جا بالاتر نمی تواند برود. نه تنها بالاتر نمی تواند برود، بلکه طمعی هم به رسیدن به آن جا ندارد!» سؤال این بود که آن نور با آن عظمت، با وجود جسمانی چه نسبتی دارد؟ اولاً: باید بدانیم که اطاعت، عبادت، رشد و کمال، و متقابلاً عصیان، سقوط، عذاب و ... همه مربوط به این عالَمی است که ما در آن زندگی می کنیم. تحولات، تغیرات، تکاملات و حرکات، همه از آنِ این جاست. اگر می گوییم پیغمبر اکرم بر اثر عبادت تکامل پیدا کرد و در سن چهل سالگی استعداد رسالت پیدا کرد، این ها مربوط به این عالَم است. در عالم نور ـ به حسب فرضیه ای که دیشب عرض کردم ـ اصلاً تقدم و تأخر زمانی نیست که بگوییم: «آن نور اول خلق شد. پس بعد چه طور نطفه و جنین شد؟» آن نور وجودی است که بر همه این وجود ها احاطه دارد. آن چه در این عالم واقع می شود یک شعاعی از اوست. نمود آن نور در این عالَم که عالَم حرکات و تحولات است، این خواص را دارد. همه مراتبی که در اثر عبادت و غیر عبادت پیدا می شود، برای این وجود مادی و این جهانی است. آن وجودی که در عالم نور است تکلیفی مثل تکلیف ما ندارد. آن وجود آیینه نور خداست. اگر گفتیم آن وجود، نور، علم و احاطه دارد، معنایش این نیست که این بدن مادی و وجود جسمانی این جهانی او هم همین طور است. این وجودش در ظاهر مثل دیگر وجودات این جهانی است. مثل بقیه ابتدا به صورت نطفه ای است. بعد جنینی تشکیل می شود و متولد می شود، رشد می کند و بالاخره از دنیا می رود. کل این مراحل پرتویی از آن وجود نورانی است؛ به همین دلیل است که ما موظف ایم بر پیغمبر اکرم صلوات بفرستیم. این صلوات دعاست؛ دعا می کنیم که خدا رحمت خاصش را بر پیغمبر نازل کند. آیا پیغمبر آن رحمت را دارد یا ندارد؟ اگر منظور وجود جسمانی حضرتش باشد، هنوز آن رحمتی که ما طلب می کنیم به او نرسیده است و در اثر دعای ما می رسد. این مطلب یک لایه پنهان هم دارد و آن این که دعا کردن ما توفیقی است که خدای متعال به ما می دهد و خداوند آن توفیق را به برکت آن انوار مقدس به ما عطا می کند. اما به حسب عوامل این عالم، دعای ما در حق رسول الله مستجاب می شود. این که صلوات بهترین ذکر است به خاطر این است که از طرف هر کسی که باشد قطعاً مستجاب می شود و یکی از برکاتش هم این است که موجب تزکیه و کفاره ذنوب ما می شود.
قبولی نماز؛ به برکت صلوات
در تشهد مستحب است که بگوییم: و تقبل شفاعته وارفع درجته. ما از خدا می خواهیم که درجه پیغمبر را عالی تر کند. اگر ایشان به همه خیرات رسیده است، چرا از خدا می خواهیم که درجه اش بالاتر برود؟ در این صورت دعا لغو است. منظورِ این دعا، درجاتی است که در این عالم حاصل می شود. ما حقیقت صلوات را نمی دانیم؛ اما همین اندازه می دانیم که هدیه ای است که خدا به پیغمبر می دهد، و این برای ما شرف و افتخار است. اگر درک کنیم، بالاترین توفیقی که نصیب ما می شود توفیق فرستادن صلوات است. اگر نماز ما هم به برکت صلوات در تشهد پذیرفته می شود تعجب نکنید؛ چراکه در زیارت جامعه می خوانیم: جعل صلاتنا علیکم و ما خصنا به من ولایتکم طیبا لخلقنا و طهارة لأنفسنا و تزکیة لنا و کفارة لذنوبنا. ممکن است سؤال شود که: چگونه این ها این قدر عظمت دارند؟ جواب این است که: آیا خدا باید موجودی را که از هر جهت اشرف از همه مخلوقات باشد خلق کند یا نکند؟ اگر بخواهد خلق کند، نتیجه اش این عظمت خواهد بود، و اگر نخواهد خلق کند، مگر بخیل است که این کار را نکند؟ وقتی چنین توانایی داشته باشد، چه انگیزه ای می تواند داشته باشد و چه وجه عقلایی دارد که این کار را نکند؟ حال که می تواند چنین مخلوقی خلق کند، اگر خلق کند کار خوبی کرده است.
الحمدلله الّذی هَدانا لِهذا وَ مَا کنّا لنهتدی لولا ان هدانا الله.
پی نوشت ها
1. من لایحضره الفقیه، ج2 ص613.
2 . بحارالانوار، ج25 ص24.
3 . بحارالانوار، ج99 ص92.
4 . شوری، 52.
5 . بحارانوار، ج18 ص345.
6 . بحارالانوار، ج68 ص221.