- وحدت و اختلاف 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- انواع اختلاف 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- پی نوشت ها 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- وحدت بر مدار حق 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- تدبیر بی نظیر 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- پی نوشت ها 7
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- نعمت حقیقی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- اقسام الهام 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- شکر نعم الهی 13
- حقیقت توحید 14
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- پی نوشت ها 17
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در دیده ناید 18
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال الهی 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم نور 25
- عالم نور 26
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- نسیم های دیار دوست 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- پی نوشت ها 31
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- پی نوشت ها 35
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای دوست 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- بانوی آسمانی 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- پی نوشت ها 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- ریشه های کفر 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- مفهوم زکات 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- اسرار حج 47
- روزه و سلامت تن 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- میدان های مقاومت 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- پی نوشت ها 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک تشریعی 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- پی نوشت 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- جولان نفاق 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- اقسام کفر 80
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- پی نوشت ها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- پی نوشت ها 94
- سابقه انصار 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- واپسین احتجاج 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف
این سؤال نیز مطرح شد که اگر در جامعه اختلافی پدید آمد چه باید کرد؟ گاهی این اختلاف در اموری سلیقه ای است و هیچ کدام از طرفین ارزش اخلاقی، دینی یا عقلی ثابتی ندارند؛ این اختلافات خیلی مهم نیستند. مثلاً اهل یک شهر یک مد لباس را و اهل شهر دیگر یک مد دیگر را می پسندند و یا در ساختمان سازی در گذشته یک شکل ساختمان را می پسندیدند به گونه ای که گاهی هزار متر زمین را اشغال می کرد؛ ولی حالا با هفتاد، هشتاد متر می خواهند یک خانه بسازند و شرایط اقتضا می کند که شکل ساختمان عوض شود. اینها خیلی مهم نیست و تا عناوین ثانویه بر آنها عارض نشود، حلال و حرامی ندارند. گاهی اختلاف به گونه ای است که به آن ارزشهای واقعی که دین روی آنها تأکید دارد برمی گردد. انبیاء می گویند: «اگر از این راه بروید و این رفتار را پیشه خود کنید تا ابد خوشبخت و اگر ضد آن را انتخاب کنید تا ابد بدبخت خواهید شد!» این جا صحبت سلیقه نیست؛ بلکه مسأله خیلی جدی است. قرآن می فرماید: إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعیراً؛1 اگر بیراهه بروید نتیجه اش غل و زنجیر و آتشِ برافروخته است. این جا نمی توان گفت: «خیلی مهم نیست؛ هر کس به سلیقه خودش عمل کند!» عقل انسان اجازه نمی دهد که در مقابل این احتمال ـ اگرچه ضعیف باشد ـ بی تفاوت باشد، زیرا محتمل خیلی قوی است. وقتی محتمل قوی باشد احتمال یک درصد هم منجز است. حاصل ضرب احتمال در پایه محتمل، تعیین کننده ارزش احتمال است. اگر اختلاف در این گونه امور بود، لازم است راه صحیح را شناخت. اگر اختلاف بر سر مصداق سخن انبیاء پیش آید، یعنی عده ای بگویند روش ما مصداق سخن انبیاء است و عده دیگری بگویند روش ما مصداق آن است، قاعده اولی این است که انسان بر اساس منطق و استدلال عقلی مصداق حقیقی را اثبات کند؛ چون ما معتقدیم آنچه انبیا آورده اند حجت را بر مردم تمام کرده است؛ رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل 2 راه انبیا آن قدر روشن و دارای دلایل متقن است که دیگر کسی نمی تواند بهانه ای بیاورد؛ با این حال ممکن است شیاطین آب را گل آلود کرده و به مرور زمان با ایجاد شبهه ها و بدعتها باعث مشتبه شدن راه شده باشند. قرآن هم می فرماید: وَ مَا اخْتَلَفَ فیهِ إِلاَّ الَّذینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُم 3 عده ای عمداً اختلاف ایجاد کردند تا برای خود دکان درست کنند. گفتند: «منظور فلان پیغمبر این بوده است» تا فرقه ای درست کنند و رئیس شوند و دیگران را بدوشند! بعد از این اختلاف افکنی ها، آیندگان در شرایطی واقع می شوند که تشخیص حق برایشان بسیار مشکل می شود. در این شرایط چه باید کرد؟ در این شرایط عقل حکم می کند بهترین راه این است که کسانی که با هم اختلاف دارند بنشینند و عاقلانه با هم بحث کنند تا معلوم شود کدام دلیل درست و کدام دلیل نادرست است. اما عرض کردیم که عده ای عمداً اختلاف ایجاد می کنند و دلشان نمی خواهد که حق روشن شود. بسیاری از بزرگان فرقه های باطل حاضر نیستند بحث کنند و مطلب را روشن کنند؛ چون آنها همین ابهام را می خواهند تا در سایه آن یک مشت مرید داشته باشند. در برخورد با این نوع از اختلافات، باید توجه داشت که آنچه اهمیت دارد این است که در بین اتباع این شیادان کسانی هستند که واقعاً طالب حقند؛ ولی در اشتباه افتاده اند. آن چنان به اینها اعتماد داشته اند که روش باطل آنها را باور کرده اند. من در طول زندگی هفتاد و چند ساله ام با اشخاص زیادی از این دسته برخورد داشته ام. در بین فرق مختلف اسلامی، مسیحیان و دیگر ادیان، واقعاً افرادی بودند که اگر برایشان ثابت می شد که اسلام و مذهب اهل بیت علیهم السلام تنها مذهب حق است حتماً آن را می پذیرفتند. من نمی گویم همه این طورند؛ اشتباه نشود؛ بلکه کسانی هم هستند که واقعاً عناد خاصی با اهل بیت علیهم السلام و شیعه دارند. آن قدر عناد دارند که اگر در کتابی، داستان یا روایتی به نفع شیعه ببینند در چاپ بعد آن را حذف می کنند. این چه قدر زشت است! این خیانت به تاریخ و به اسناد تاریخی و حقیقت و بشریت است.
تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت
ان شاءالله این عناد و لجبازی در ما پیدا نشود؛ اما بالأخره باید از این که در مقابل حق بایستیم به خدا پناه ببریم! قرآن می فرماید: تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقین 4 اگر این خوی شیطانی را از جوانی در خودمان تغییر دهیم، تمرین کنیم که همیشه تابع حق باشیم، وقتی فهمیدیم یک جایی اشتباه کرده ایم بگوییم اشتباه کردم؛ به خدا قسم هیچ ضرری به ما نمی خورد. امتحان کنید! عزیزتر می شوید؛ اما شیطان نمی گذارد. گاهی می فهمیم اشتباه کرده ایم باز هم بر آن اصرار می کنیم. این صفت در حد رؤسا، رهبران و اداره کنندگان جامعه خیلی فساد ایجاد می کند. به هر حال انسانهای معاند هم هستند. قرآن می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللّهُ عَلَی قُلُوبِهمْ وَعَلَی سَمْعِهِمْ وَعَلَی أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ،5 و یا در سوره یس می فرماید: وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ * وَسَوَاء عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ * إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ.6 این طور نیست که همه تابع دلیل و برهان باشند؛ اما نباید گمان کنیم که همه معاندند. شاید اکثریت مردم این گونه اند که اگر حقیقت را بشناسند، به آن ایمان می آورند. مقداری کوتاهی از ماست که آن طوری که باید و شاید حقایق را برای دیگران بیان نکرده ایم. راه صحیح و منطقی در این اختلافات این است که سعی کنیم با دلیل و منطق و با شیوه ای که تعصبات طرف را تحریک نکند حقیقت را به طرف مقابل بشناسانیم. آنها هم آدمی زاد هستند. اگر کسی با زبان منطقی و ملایم با خود ما صحبت کند اشتباهاتمان را قبول می کنیم؛ اما اگر از اول با تندی و پرخاش و احیاناً با توهین با ما حرف بزند ما هم در مقابلش موضع می گیریم. اگر با مردم با بیانی منطقی و روشی صحیح حرف بزنیم بسیاری از اختلافات برداشته می شود. مرحوم آیت الله بهجت رضوان الله علیه به مناسبتی فرمودند: این صحیح نیست که ما از اول با یک نفر سنی مذهب درباره مسائلی که موجب ناراحتی شان می شود با شدت و حدت بحث کنیم. ایشان می فرمودند: بهترین راه این است که ما به آنها بگوییم شما در فقه تابع چهار نفر از علمای بزرگ هستید؛ ابوحنیفه، شافعی، مالک و احمدبن حنبل. ابوحنیفه و مالک مستقیما شاگرد امام صادق علیه السلام بودند. خودشان هم افتخار می کردند. از ابوحنیفه نقل شده که گفته است: «ما رایت أفقه من جعفر بن محمد» و درجای دیگر می گوید: «لولا السنتان لهلک النعمان»! (نعمان اسم ابوحنیفه بوده است). آیا تقلید کردن از شاگرد مانع از تقلید کردن از استاد می شود؟ ما از استاد اینها تقلید می کنیم و شما از شاگرد تقلید می کنید. چرا شما مذهب شیعه را در کنار سایر مذاهب معتبر نمی دانید؟ در مقابل این مطلب هیچ راهی جز قبول ندارند. آیا در جایی که شاگرد اعتراف کند که استاد از من خیلی بالاتر است و من هر چه دارم از اوست، تقلید از شاگرد جایز است و تقلید از استاد او جایز نیست؟! هیچ منطقی این را نمی پذیرد. این همان راهی است که مرحوم شیخ محمود شلتوت آن را مطرح کرد و مذهب شیعه را در مصر معتبر دانست و این از برکات اقدام مرحوم آیت الله بروجردی رضوان الله تعالی علیه بود که دارالتقریب را تأسیس کردند. اگر این باب باز شود و آنها حاضر شوند در کنار ابوحنیفه برای امام صادق علیه السلام هم اعتبار قائل شوند این رسمیت بخشیدن به شیعه است. این باعث می شود که کتابهای ما در کشورهای آنها از حالت قاچاق در آید. اگر آنها با معارف اهل بیت آشنا شوند، افرادی که طالب حقیقتند تدریجاً شیعه خواهند شد. کم نیستند کسانی که طالب حقیقتند و شیاطینی مانع راهشان شده اند. ما اگر راه مسالمت آمیزی باز کنیم آنها راه را پیدا خواهند کرد. من در سفرهایم به کشورهای مختلف با اشخاصی برخورد کردم که علاقه شان نسبت به اهل بیت علیهم السلام از آن چه در بین ما شایع است کمتر نبود. با یک شیخ مصری در اندونزی ملاقات کردم که درباره اهل بیت علیهم السلام سخنرانی کرد. به او گفتم گویا شما مصری ها نسبت به اهل بیت علیهم السلام علاقه مندید؛ گفت: «بلکه ما شیدا و عاشق اهل بیتیم!» اگر ما به روش صحیح تبلیغ کنیم و معارف شیعه را درست برایشان تبیین کنیم مطمئناً بسیاری از اینها شیعه می شوند؛ ولی ما کوتاهی داریم. ما باید به صاحب شریعت و مذهبمان جواب بدهیم.
برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب
اما در برابر معاندین و یا کسانی که آن چنان تحت تأثیر تبلیغات اینان قرار گرفته اند که یقین کرده اند که مذهبشان حق و مذهب شیعه باطل است، چه وظیفه ای داریم؟ اگر ما در بیان حق و اثبات بطلان مذاهبِ باطل، کوتاهی کنیم به خدا، به پیغمبر، به انسانیت، به شهدا، به گذشتگان و به آیندگان خیانت کرده ایم. در این صورت ما هم عملاً جز شیاطینی شده ایم که راه حق را مسدود می کنند؛ وَ إِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبیلِ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُون 7 وقتی حقیقت را بیان نکنیم آنها سوءاستفاده می کنند و می گویند: «اگر مطلبی داشتند می گفتند و از خودشان دفاع می کردند.» پس وظیفه برابر این افراد چیست؟ اصل مسأله حفظ وحدت در این جاست. اگر ما با اینها برخورد پرخاشگرانه و تند و متعصبانه داشته باشیم چه نتیجه ای دارد؟ نتیجه اش این است که بر عناد آنهایی که معاند هستند افزوده می شود و برای آنهایی که در اثر جهل به باطل مبتلا شده اند بهانه ای پیدا می شود که از ما رو برگردانند و بگویند: «اگر حق بودند چرا باید درشتی کنند و فحش بدهند؟! مطلب حقشان را با دلیل بیان می کردند.» چنین روشی باعث می شود ما را باطل محسوب کنند. پس برخورد متعصبانه، یعنی اظهار مطلبی بدون دلیل و توأم با پرخاش اگر نتیجه معکوس ندهد نتیجه مطلوب هم نخواهد داشت. حرف منطقی است که نتیجه دارد. جلوی حرف منطقی نباید گرفته شود. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که جلوی حرف منطقی گرفته شود؛ اما رفتار پرخاشگرانه، متعصبانه، خصومت برانگیز و کینه توزانه نه دلیل عقلی دارد و نه دلیل شرعی. ممکن است گفته شود که: «در بعضی زیارتها برخی افراد لعن شده اند، و ما بر اساس همین زیارات مصادیق آنها را لعن می کنیم.» ولی در این روایات و زیارات گفته نشده است که بروید بالای مناره بایستید و لعن کنید، یا بروید پشت بلندگو لعن کنید! لزومی ندارد در حضور دیگران کاری کنید که آنها تحریک شوند و نتیجه اش این شود که شیعیان در جاهای دیگر مشکل پیدا کنند؛ خونشان را مباح بدانند و آنها را ترور کنند و هیچ پیشرفتی هم عاید شما نشود! این کار چه دلیل عقلی و شرعی دارد؟! بله، قرآن هم خیلی جاها صریحاً افرادی را لعن کرده است؛ بلکه می گوید: «أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ ؛8 خداوند آنها را لعن می کند و لعنت همه لعن کنندگان بر این افراد باد!» این لعن قرآن است؛ اما هیج وقت لزوم ندارد که ما در مقابل کسانی که مثلا در صد مسأله با هم اتفاق نظر داریم و مقدسات همدیگر را محترم می شماریم و فقط در چند مسأله اختلاف داریم، آنها را چنان تحریک کنیم که از هر دشمنی برای ما دشمن تر شوند! چه دلیل عقلی برای این کار داریم؟ با این حال این حق را برای خودمان قائلیم که در محافل علمی، در محیط سالم، دور از تعصبات و در محیط تحقیقی بنشینیم و حقایق را بررسی کنیم؛ ببینیم کدام تاریخ درست و کدام خطا است. اگر این کار را نکنیم، به زبان امروزی ها، به علم خیانت کرده ایم، و به زبان دین، به خدا، پیغمبر، امام، شهدا و حقیقت خیانت کرده ایم. اگر این حقایق بیان و اثبات نشود آیندگان از کجا حقیقت را بفهمند؟ من و شما در مجالس مذهبی، مساجد، حسینیه ها، روضه خوانیها، مجالس عزاداری، مجالس سرور و ... حق را فهمیدیم. اگر اینها نبود از کجا حقیقت را می فهمیدیم؟ اگر این وظیفه را انجام ندهیم، امانتداری نکرده ایم و حق را به اهلش نرسانده ایم. تحقیق درباره مسائل اعتقادی و مسائل تاریخی که نتایج اعتقادی، دینی و مذهبی دارد یک وظیفه عقلی و شرعی است. این باب نباید مسدود شود؛ ولی باید احترام طرفمان را حفظ کنیم و بی جهت احساساتشان را تحریک نکنیم. بی جهت چیزهایی نگوییم که هیچ نتیجه ای برای اثبات حق ندارد؛ بلکه بر عناد و لجاج لجبازان می افزاید و احیاناً دشمنی هایی به بار می آورد که موجب کشته شدن افراد بی گناه می شود. تاریخ تشیع نشان می دهد که چه قدر شیعه به دست این افراد نادان یا معاند در اثر حرفهایی که شیعه دیگری در یک شهر دیگری زده است به شهادت رسیده اند. صرف نظر از جهت دینی، آیا این کار، کار عاقلانه ای است که آدم کاری کند که عده ای از دوستان و عزیزان خودش را که مثل جان عزیزند، به کشتن بدهد؟! بنابراین ما دو وظیفه داریم که نباید با هم خلط شوند؛ یکی این که کاری نکنیم که آن کسانی که امر بر آنها مشتبه شده یا خدای ناکرده اهل عنادند احساساتشان علیه ما تحریک شود و دشمنی آنها را زیاد کنیم؛ این می شود حفظ وحدت. دوم این که در محافل علمی از بیان حقایق و اثبات آنها خودداری نکنیم. یکی از بزرگ ترین خدماتی که در قرن اخیر برای احیای مذهب شیعه و اثبات حقانیت آن انجام گرفت، کاری بود که در هندوستان مرحوم صاحب عبقات الانوار انجام داد و در نجف مرحوم علامه امینی رضوان الله علیهما با نوشتن کتاب الغدیر. چه خدمات بزرگی این دو بزرگوار انجام دادند و چه فداکاری هایی کردند! چه خون دلهایی خوردند تا این دو کتاب را نوشتند! علامه امینی چه عشقی به اهل بیت و امیرالمؤمنین علیهم السلام داشت که با شنیدن اسم امیرالمؤمنین علیه السلام اشک از چشمانش جاری می شد! اما در کتابش حتی یک جا نسبت به شخصیتهای مورد احترام اهل تسنن بی احترامی نکرده؛ بلکه همه جا به دنبال اسم آنها رضی الله عنه آورده است. با این روش، انسان هم حقیقت را تبیین می کند و هم بهانه به دست مخالف نمی دهد و اگر کسی هم طالب حقیقت باشد حق را می پذیرد. باید این حجاب حاجز که شیطان میان ما ایجاد کرده است از بین شیعه و سنی برداشته شود. باید کاری کرد که آنها حاضر شوند کتابهای ما را مطالعه و ما را هم مسلمان حساب کنند؛ البته یک مقدار هم رفتار نسنجیده بعضی از شیعیان در شکل گیری این مانع دخالت دارد. ما اگر خودمان را مسئول می دانیم که مذهب تشیع را ترویج کنیم و حقیقت آن را برای آیندگان حفظ کنیم باید از یک طرف بر اساس دلایل عقلی و منطقی و شواهد تاریخی آن را اثبات کنیم و از طرف دیگر متعرض کسانی که حساسیت آنها را تحریک می کند نشویم. دلایل آن چنان روشن است که مرحوم ماموستا شیخ الاسلامی، نمایندة شهید کردستان در مجلس خبرگان، می گفت: «من عقیده ام این است و صریحاً هم می گویم که اگر کسی به حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت کند کافر است!» به هر حال مسأله تحقیق در مسایل اعتقادی و تاریخی در جهت اثبات حقانیت مذهب شیعه و بالعرض در جهت ابطال سایر مذاهبِ مخالف یکی از وظایف قطعی شرعی ماست که هیچ جانشین پذیر نیست؛ اما بشرطها و شروطها و آن این که با رعایت ادب توأم باشد و آنها را تحریک نکنیم که باعث شود حجاب میان ما قویتر شود و اختلاف، جای اتحاد را بگیرد و نگذارد که مسلمانها بیشتر به هم نزدیک شوند و در مقابل دشمنان یکپارچه شوند.
وفقنا الله و ایاکم ان شاءالله.
پی نوشت ها
1. انسان، 4.
2. نساء، 165.
3 . بقره، 213.
4 . قصص، 83.
5 . بقره، 6 و7.
6 . یس، 9-11.
7 . زخرف، 37.
8 . بقره، 159.