- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- انواع اختلاف 2
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- پی نوشت ها 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- تدبیر بی نظیر 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- پی نوشت ها 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- تقویت امور فطری 14
- پی نوشت ها 14
- مراتب شکر 14
- حقیقت توحید 14
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- پی نوشت ها 27
- نسیم های دیار دوست 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالت های پیامبر 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- لقای دوست 36
- بانوی آسمانی 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پی نوشت ها 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- ریشه های کفر 43
- پی نوشت ها 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- مفهوم زکات 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- روزه و سلامت تن 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- اسرار حج 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- حج تمرین بندگی 48
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- و اما وظیفه 58
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- پی نوشت ها 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پی نوشت ها 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک تشریعی 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- پی نوشت ها 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- پی نوشت ها 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- پی نوشت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- اقسام کفر 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- جولان نفاق 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- سابقه انصار 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پی نوشت ها 94
- واپسین احتجاج 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- پی نوشت ها 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- حاکم مطلوب 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
أَنْتُمْ عِبَادَ اللَّهِ نُصُبُ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ؛ حضرت می توانست به جای «عبادالله» بفرمایند أیها المؤمنون یا أیها المهاجر و الانصار؛ اما انتخاب «عبادالله» ممکن است نکته اش این باشد که می خواهند از همین ابتدا آ ن ها را متوجه مسئولیت بندگی شان کنند و بگویند: بنده باید مطیع و گوش به فرمان مولا باشد. این طور نیست که شما مستقل اید و هر طور دلتان بخواهد می توانید عمل کنید و هر کسی را خواستید می توانید سر کار آورید؛ بلکه باید ببینید تکلیفتان چیست. نُصُب جمع نُصب است به معنای چیزی که جلوی چشم برجسته باشد. نصب علامت هم از همین ریشه است که اهداف مختلفی می تواند داشته باشد؛ گاهی مثل علائم راهنمایی و رانندگی برای راهنمایی در جاده ها و خیابان هاست و گاهی در مسابقات برای نشان دادن نقطه پایان است. در قرآن هم به این معنا به کار رفته است آن جا که می فرماید: کَأَنَّهُمْ إِلَی نُصُبٍ یُوفِضُونَ؛1 مردم در روز قیامت آن چنان منتشر می شوند و با سرعت حرکت می کنند که گویا به طرف هدف مسابقه حرکت می کنند. به دو اعتبار می توان گفت حضرت مردم را نُصُب خطاب فرموده اند؛ یکی این که همان طور که هدف مسابقه مورد توجه است و افراد به طرف آن هجوم می آورند، امر و نهی الهی به طرف شما سرازیر شده است و گویا شما خط پایانی برای این امر و نهی های الهی هستید. قرآن می فرماید: «لِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَی وَمَنْ حَوْلَهَا؛2 ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا شهر مکه و اطرافش را انذار کنی»؛ یعنی ایشان مخاطبان اول قرآن هستند. وقتی حضرت می فرمایند: شما نُصُب امر و نهی ها هستید، یعنی شما اولین مخاطبانی هستید که امر و نهی ها متوجه شماست. احتمال دیگر این است که نُصُب به معنای تابلوهای راهنما باشد؛ یعنی شما تابلوهای امر و نهی های خدا هستید؛ یعنی شما باید امر و نهی های الهی را به مردم دیگر نشان دهید؛ اما احتمال اول قوی تر به نظر می رسد. حَمَلَةُ دِینِهِ وَ وَحْیِهِ؛ شما حاملان دین و وحی الهی هستید. وحی به پیغمبر اکرم نازل شد؛ اما پیامبر محتوای آن را در اختیار شما قرار داد. شما حاملان دین هستید و وظیفه دارید که این امانت را حفظ کنید. وَ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَی أَنْفُسِکُمْ، وَ بُلَغَاؤُهُ إِلَی الْأُمَم حَوْلَکُمْ؛ در برابر این دینی که در اختیار شما قرار گرفته است وظیفه دارید که اولاً آن را بین خودتان حفظ و نگهداری کنید؛ یعنی احکام اسلامی را در جامعه اسلامی خودتان اجرا کنید و حافظ ارزش های الهی باشید و ثانیاً باید آن را به امت های دیگری هم که اطراف شما هستند برسانید. بعد می فرمایند: در میان شما یک ودیعه الهی قرار داده شده و پیغمبر اکرم آن را به عنوان میراثی در میان شما قرار داده است و آن قرآن است. باید بدانید که برای شناخت امر و نهی خدا، برای تشخیص وظیفه تان و چگونگی عمل به دین و ابلاغ آن باید به قرآن کریم مراجعه کنید.
تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی
ما موظف ایم اسلام را بپذیریم و به آن عمل کنیم؛ اما اسلام یعنی چه؟ اسلام یعنی تصدیق و ایمان به حقانیت آنچه که پیغمبر صلی الله علیه وآله آورده است. وظیفه ما این است که به آموزه های اعتقادی اسلام معتقد شویم و به دستورات عملی آن عمل کنیم. اما بعد از 1400سال و بعد از زحماتی که پیغمبراکرم و ائمه اطهار سلام الله علیهم أجمعین و علمای بزرگ در طول چهارده قرن کشیده اند، هنوز ما همه وظایف اجتماعی خودمان را نمی شناسیم. اکثراً گمان می کنیم که اگر احکام فردی را یاد گرفتیم و عمل کردیم دیگر تکلیفی نداریم. این طرز فکر باعث می شود که جامعه ما حالت رخوت پیدا کند. در حالی که غیر از تکالیف فردی، تکلیف امر به معروف و نهی از منکر به عهده ماست. ما غیر از این که خودمان باید عمل کنیم باید مواظب دیگران هم باشیم. امر به معروف و نهی از منکر یکی از ضروریات دین و یکی از فروع دین است. اگر کسی در وجوب امر به معروف و نهی از منکر شک کند مثل این است که در اصل اسلام شک کرده است، و اگر آن را انکار کند یکی از ضروریات دین را انکار کرده و این موجب ارتداد است. در قرآن کریم و در روایات درباره این فریضه تأکیدات فراوانی شده است و از آن به عنوان بزرگ ترین فرائض دین نام برده شده است. امام باقر علیه السلام می فرمایند: إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِض؛3 بقای سایر فرائض به این واجب بستگی دارد. این اولین وظیفه ای است که ما نسبت به دیگران داریم؛ اما وظایف ما به همین جا ختم نمی شود. وظیفه دوم ما این است که این امانت یعنی اسلام را به اهلش برسانیم؛ «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا؛4 خدا امر می کند که امانات را به اهلش برسانید.» اهل این امانت همه کسانی هستند که به اسلام نیاز دارند. اسلام برای همه جهانیان است (لأُنذِرَکُم بِهِ وَمَن بَلَغَ)5. این رحمتی است که خدا نازل فرموده تا همه انسان ها از آن بهره مند شوند. این وظیفه سلسله مراتبی دارد. پیغمبر اکرم اسلام را به معاصرینشان ابلاغ فرمودند و اهالی مکه و حوالی آن، آن را یاد می گرفتند و به شهرهای دیگر ابلاغ می کردند. بعد ائمه اطهار رسالت پیغمبر را ادامه دادند و بالاخره این وظیفه به عهده علماء و سایر مردم گذاشته شد. حال ایشان وظیفه دارند که این امانت را به همه انسان ها برسانند. اگر این امانت را به اهلش نرسانند در رد امانت الهی کوتاهی و خیانت کرده اند. ما توجه نداریم که چنین مسئولیتی به عهده ماست؛ البته این مسئولیت هم مثل امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتب است. مردم وظیفه تبلیغ دین را متوجه علماء می دانند؛ اما این طور نیست که عده معینی برای تبلیغ دین مشخص شده باشند و تکلیف از دیگران ساقط شده باشد؛ بلکه علماء داوطلبانه این مسئولیت را پذیرفته اند و عمرشان را صرف این کار می کنند؛ اما اگر این مقدار کفایت نکرد دیگران هم مسئول اند. تبلیغ دین نظیر جهاد است؛ اگر افرادی به اندازه حاجت، این مسئولیت را پذیرفتند از دیگران ساقط می شود، وگرنه همه مسئول اند. من از روحانیان سؤال می کنم: ما چه قدر به این موضوع فکر کرده ایم که آیا وظیفه ای داریم که برای معرفی اسلام به آفریقا، آمریکای جنوبی و ... سفر کنیم؟ میلیاردها انسان در روی زمین طالب حقیقت اند. همه که دشمن اسلام، استعمارگر و صهیونیست نیستند. کسانی هستند که با آغوش باز از دعوت صحیح استقبال می کنند. من شهادت می دهم در سفرهای زیادی که به حدود چهل کشور دنیا رفتم، این حقیقت را لمس کردم که مردم عطشی برای شاختن حقیقت دارند. علاقه آن ها تکلیف ما را سنگین تر می کند و ما باید پاسخگو باشیم. آقای سید مجتبی موسوی لاری حفظه الله تعالی و کثّرالله أمثاله بیش از سی سال است که با وجود بیماری و بدون هیچ پشتوانه مالی، با بیش از صد کشور دنیا ارتباط دارد و با بیش از چهل زبان با آن ها مکاتبه دارد. این حجت خدا بر ماست. ما متأسفانه در این جهت کوتاهی کرده ایم. برادران عزیز جوان ما که با دل پاک مشغول تحصیل علم اند توجه داشته باشند که وظیفه ما فقط درست کردن حمد وسوره یک روستایی نیست؛ این هم وظیفه است؛ اما وظایف سنگین تری هم داریم. باید زبان های مختلف را آموخت و معارف اسلامی محکم و مستدل ـ نه مطالب سلیقه ای و ظنیات و بعضاً سست ـ را با زبان قابل فهم و با در نظر گرفتن جو فرهنگی مخاطب ـ نه صرفاً ترجمه ـ برای آن ها بیان کرد. حضرت زهرا سلام الله علیها در همین جمله کوتاه می فرمایند: شما، هم باید نسبت به خودتان امانت خدا را پاسداری کنید و ضعیف نشوید و هم باید در بیرون از مرز هایتان پیام آور اسلام باشید.
قرآن؛ مدعی حق خدا
بعد حضرت به نقش قرآن در میان جامعه اسلامی اشاره می فرمایند. اگر از اول می فرمودند که: به سراغ امیرالمؤمنین علیه السلام و امام معصوم بروید، قبول نمی کردند. همه این مقدمات و احتجاجات برای این است که به ایشان بفهمانند که شما راه خطا رفتید که علی را کنار گذاشتید. اول چیزی که می تواند زمینه احتجاج را فراهم کند و آن ها را هدایت کند، قرآن است. اما حضرت این معنا را به سبک بسیار جالب و زیبایی بیان کرده اند. می توانستند قرآن را مبتدا قرار دهند و بگویند: قرآن چنین صفاتی دارد. اما می فرمایند: خداوند بر شما حقی دارد که طلب کننده ای در میان شما آن حق را از شما مطالبه می کند. کلام را از این جا شروع می کند: زعیم حق له فیکم؛ یعنی اولا خدا بر شما حقی دارد و ثانیا آن حق مطالبه کننده ای دارد. نمی توانید بگویید: ما حق خدا را نمی دانستیم. خدا بر شما حق ربوبیت دارد و شما به خاطر این که بنده اید در مقابل او مسئول اید. این اولین حق و روشن ترین حقی است که انسان درک می کند. من مال خودم نیستم و هر چه دارم از آنِ دیگری است. او رب من است و من باید مطیع او باشم. وَ عَهْدٌ قَدَّمَهُ إِلَیْکُمْ؛ کلمه عهد استعمالات مختلفی دارد. یک معنای عهد تعهد و التزام است؛ اما تعبیر «عهد إلیه» تعبیر خاصی است. هر حرف اضافه ای معنای دقیقی را افاده می کند. «عهد إلیه» با «عهد له» یا «عهد فی کذا» تفاوت دارد. «عهدنا إلی آدم» در آیه شریف وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا،6 معنای قرارداد متقابل بین دو نفر نیست. نزدیک ترین معنا در فارسی به این، معنای «فرمان» است. عهد امیرالمؤمنین الی مالک الاشتر، یعنی فرمان علی به مالک اشتر. حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: خدای متعال حقی دارد که این حق یک متصدی در میان شما دارد و فرمانی برای شما صادر کرده است. وَ بَقِیَّةٌ اسْتَخْلَفَهَا عَلَیْکُمْ؛ کلمه «بقیة» در قرآن هم به کار رفته است: (بَقِیَّةُ اللّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ)7. یکی از القاب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هم «بقیة الله» است؛ یعنی سایر ائمه از دنیا رفته اند و امامی که برای شما باقی گذاشته شده وجود مقدس ولی عصر ارواحنافداه است. حضرت زهرا می فرمایند: گرچه پیغمبر از دنیا رفت، اما چیزی برایتان باقی گذاشته است. این صفاتی که برای قرآن ذکر می فرمایند در حکم خبر برای مبتدای متأخر است. کِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ؛ قرآن کتابی است که برای شما حرف می زند. البته نسبت نطق به قرآن به اعتبارات مختلف متفاوت می شود. از این جهت می گویند ناطق است که وقتی انسان قرآن را می خواند از آن مطلب می فهمد و گویا خدا با او سخن می گوید. از طرف دیگر، قرآن خودش حرف نمی زند و برای بیان بعضی مطالب احتیاج به مبین دارد. از این جهت امیرالمؤمنین می فرمایند: هَذَا کِتَابُ اللَّهِ الصَّامِتُ وَ أَنَا کِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ.8 این دو اعتبار نباید با هم خلط شود. حضرت می فرمایند: خدای متعال در میان شما کتابی قرار داده است که سخن می گوید و حق خدا را از شما مطالبه می کند. اگر به قرآن گوش دهید می فهمید که از شما چه می خواهد. قرآن می گوید: أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ. وَ الْقُرْآنُ الصَّادِقُ، وَ النُّورُ السَّاطِعُ وَ الضِّیَاءُ اللَّامِعُ؛ قرآن صادق نور تابان، پرفروغ و درخشان است. همه این فرمایشات مقدمه ای است برای فراهم کردن زمینه برای استدلال به قرآن. بینة بصائره؛ بصیرت ها و بینش هایی که قرآن به شما اعطا می کند خیلی روشن است. منکشفة سرائره؛ درست است که مطالبی در قرآن پنهان است، اما این سرایر باز شده و پرده از روی آن ها برداشته شده است و شما می توانید آن حقایق را بی پرده ببینید و استفاده کنید. متجلیة ظواهره؛ ظاهر آن جلوه گری می کند. مغتبطة به أشیاعه؛ کسانی که از قرآن پیروی کنند و پا جای پای او بگذارند به آن مسرورند. قائدا إلی الرضوان اتباعه؛ کسی که دنباله روی قرآن باشد، قرآن او را به سوی رضوان الهی رهبری می کند. مؤد إلی النجاة استماعه؛ حتی گوش دادن به قرآن شما را به راه نجات می کشاند. به تنال حجج الله المنورة و عزائمه المفسرة و محارمه المحذرة؛ به وسیله قرآن است که حجت های الهی به شما می رسد و عزیمت های قرآن (چیزهایی که خدای متعال بر شما واجب کرده است) برای شما تفسیر می شود و در مقابل، شما را از حرام های الهی بر حذر می دارد. و بیناته الجالیة و براهینه الکافیة؛ دلایل روشن و برهان های کافی همه در قرآن بیان شده است. خلاصه بیانات حضرت در این بخش این است که باید اول توجه داشته باشید به این که شما مسئول اید، و این مسئولیت شما منحصر به مسایل فردی نیست. باید این مسئولیت تان را به وسیله قرآن بشناسید و قرآن حجت را بر شما تمام کرده است. ان شاءالله خدا توفیق استفاده از قرآن و اهل بیت علیهم السلام را به همه ما مرحمت کند.
پی نوشت ها
1 . معارج، 43.
2 . شوری، 7.
3 . کافی، ج5 ص56.
4 . نساء، 58.
5 . انعام، 19.
6 . طه، 115.
7 . هود، 86.
8 . وسائل الشیعه، ج27 ص34.