- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- انواع اختلاف 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- پی نوشت ها 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- وحدت بر مدار حق 4
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- پی نوشت ها 5
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- پی نوشت ها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- پی نوشت ها 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- تقویت امور فطری 14
- پی نوشت ها 14
- مراتب شکر 14
- حقیقت توحید 14
- اخلاص در عمل 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در اعتقاد 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- دو شکل خداشناسی 17
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وهم ناید 19
- چرا در وصف ناید 19
- پی نوشت ها 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- پی نوشت ها 27
- نسیم های دیار دوست 27
- فلسفه نبوت 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- پی نوشت ها 29
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- بانوی آسمانی 36
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- راز کراهت از مرگ 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- پی نوشت ها 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- پی نوشت ها 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- ریشه های کفر 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- مفهوم زکات 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- اسرار حج 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- روزه و سلامت تن 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- پی نوشت ها 48
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- میدان های مقاومت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- و اما وظیفه 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پی نوشت ها 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- معامله با خدا 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک تشریعی 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- پی نوشت ها 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- پی نوشت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- جانباز جنگ احد 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- جولان نفاق 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- اقسام کفر 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- حادثه ای غریب 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- پی نوشت ها 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- راهی که پایانش کفر است 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- سابقه انصار 94
- پی نوشت ها 94
- ایمان واقعی 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- واپسین احتجاج 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- پی نوشت ها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
وحدت بر مدار حق
تقویت حق؛ هدف ما از وحدت
در دو جلسه گذشته مطالبی را پیرامون وحدت و اتحاد بیان کردیم. گفتیم که ارزش وحدت تابع ارزش هدفی است که برای آن انجام می گیرد. اگر وحدت برای تحقق حقی باشد، به اندازه ای که آن حق ارزش دارد حفظ آن وحدت هم ارزش خواهد داشت و بر عکس اگر در راه ابطال حقی یا در راه تحقق باطلی انجام گیرد، نه تنها ارزشی ندارد، بلکه به اندازه ارزش منفی آن باطل، این وحدت هم ارزش منفی خواهد داشت. نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که متحد و هماهنگ شدن، در رفتار میسّر است و گرنه در فکر، اعتقاد و ایمان نمی توان بنا را بر تبعیت از غیر گذاشت؛ همان طور که در دین ـ چه حق و چه باطل ـ اکراه معنا ندارد. اگر اکراهی هم صورت گیرد، اکراه بر انجام یا ترک عملی است؛ حداکثر کاری که مکرِه می تواند انجام دهد این است که مانع شود که شخص طبق اعتقادش عمل کند یا او را وادار کند که عملی بر خلاف مقتضای اعتقادش انجام دهد. داستان یاسر و سمیه و عمار این بود که از طرف مشرکین بر برائت از اسلام اکراه شدند؛ اما هیچ یک از مشرکین نتوانستند اعتقاد آنها را سلب کنند. یاسر و سمیه مقاومت کردند و حاضر نشدند از اسلام اظهار برائت کنند. مشرکین هم آنها را به قتل رساندند. عمار در لفظ اظهار برائت کرد و جانش را نجات داد؛ ولی خیلی مضطرب بود که آیا کار درستی کرده است یا نه. با حالت اضطراب خدمت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم مشرف شد و عرض کرد: «می ترسم هلاک شده باشم» و بعد جریان را نقل کرد. این آیه نازل شد: مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إیمانِهِ إِلاَّ مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإیمان 1 حضرت فرمودند: تو کار درستی کردی؛ تقیه کردی و جان خود را حفظ کردی؛ ولی اضطراب و شکی در ایمانت پیدا نشد. نمی توان اعتقاد قلبی را به خاطر دیگری یا برای حفظ وحدت عوض کرد. این شدنی نیست. اعتقاد و ایمان تابع مبادی خاصی است؛ اگر آن مبادی وجود داشته باشد ایمان پیدا می شود و اگر نبود پیدا نمی شود. آن چه موضوع بحث است هماهنگی در «رفتار» برای حفظ وحدت و اتحاد است. رفتار، موضوع تقیه و ائتلاف عملی قرار می گیرد. این ائتلاف در بعضی موارد می تواند صحیح باشد و آن در جایی است که برای تحقق یک هدف ارزشمندی باشد. در اسلام یک سلسله احکامی داریم که تابع عناوین خاصی است که در فقه به عناوین ثانوی معروف است و احکامی هم که به تبع آنها ثابت می شود احکام ثانوی است. اکثر این عناوین در متن قرآن یا احادیث آمده است؛ مثل اضطرار؛ «إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْه ِ؛2 اگر کسی اضطرار پیدا کرد به خوردن حرام در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد گناهی بر او نیست»؛ یعنی حکم اولی به واسطه اضطرار برداشته می شود. این را حکم ثانوی می گویند. در آیه دیگری می فرماید: «لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی شَیْ ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاة؛3 خدا اجازه نمی دهد که با کفار روابط دوستانه داشته باشید، مگر این که از آنها بپرهیزید.» تُقاة به معنای تقیه است. تقوا، تقیه و تقاه هر سه لغت اسم مصدر از فعل «اتّقی» هستند و یک معنا دارند. این نیز عنوانی ثانوی است و حکمی ثانوی دارد. در مبانی فقهی ما آمده است که بین خود مسلمانان نیز گاهی تقیه لازم می شود. داستان عمار تقیه از مشرکین بود؛ ولی در روایات ما بیان شده که این تقیه در بین خود مسلمین هم جاری است و آن در جایی است که مسلمین با هم اختلاف پیدا کرد ه اند و این اختلافات به گونه ای تشدید شده است که اگر مسلمانی از مسلمان دیگر عملاً تبعیت نکند جانش در خطر می افتد. این مضمون التَّقِیَّةَ دِینِی وَ دِینُ آبَائِی 4) که از همه حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین نقل شده موضوعش همین است. حقیقت این مسأله این است که امر انسان دایر می شود بین این که عمل واجبی را مانند فرقه خاصی انجام دهد، مثلاً نماز را دست بسته بخواند و جانش سالم بماند، یا این که مطابق حکم اولی انجام دهد اما جانش به خطر بیافتد. در این گونه مسائل، مصلحت عناوین ثانوی با مصلحت حکم اولی تزاحم پیدا می کند و شارع مقدس آن مصلحتی را که مانع عمل به حکم اولی است اهم می داند؛ از این روست که می فرماید: از حکم اولی صرف نظر کن و حکم ثانوی را انجام بده. این همان تقیه ای است که همه فقها به آن فتوا داده اند و همه آن را می شناسیم. نوع دیگری از تقیه هم داریم که حضرت امام رضوان الله علیه به خصوص روی آن تکیه فرمودند و بعضی از فقهای دیگر هم به آن فتوا داده اند و آن «تقیه مداراتی» است؛ یعنی اگر انسان بخواهد طبق فتوای مذهب خودش عمل کند جانش به خطر نمی افتد، اما یک مصلحت اجتماعی اسلامی به خطر می افتد؛ افترا و دشمنی و کدورت و پراکندگی بین مسلمانان به وجود می آید و این باعث می شود که دشمنان سوءاستفاده کنند و عزت و مصالح جامعه اسلامی از بین برود. امام رضوان الله علیه استدلالات زیادی برای این مسأله بیان فرموده اند. تحلیل آن این است که در این جا بین مصلحت حکم اولی و مصلحتی اجتماعی مانند حفظ عزت اسلامی و قدرت مسلمانان در مقابل دشمنان تزاحم واقع می شود. امام استدلالاتی کرده اند که بسیاری از روایاتِ تقیه ناظر به یک چنین چیزی است و همه آنها فقط به «تقیه خوفی» مربوط نیستند. تا این جا روشن شد که ارزش تقیه، یعنی ارزش عمل به حکم ثانوی، تابع آن مصلحتی است که در حکم ثانوی است؛ بنابراین اگر تقیه، موجب از دست رفتن مصلحت اقوایی باشد جایز نیست. امام رضوان الله علیه می فرمایند: در صورتی تقیه ـ چه خوفی و چه مداراتی ـ مشروع است که موجب تفویت مصلحت اقوایی نباشد. تعبیر ایشان این است که می فرمایند: «تقیه در مهامّ امور نیست»؛ بنابراین اگر جان پیغمبر یا امام معصومی در خطر باشد یا خطر حمله به خانه خدا وجود داشته باشد تقیه جایز نیست. در این موارد حفظ جان موجب تفویت مصلحت اقوی می شود. امام رضوان الله علیه در جریان مبارزات فرمودند: «امروز تقیه حرام است ولو بلغ ما بلغ!» و این حکم ایشان برای این بود که اسلام را در خطر می دیدند. ارزش جان ما بیشتر است یا اسلام؟ ایشان تشخیص داده بودند که اسلام در خطر است. از این رو فرمودند: «تقیه حرام است ولو بلغ ما بلغ!» اگر برای حفظ اسلام لازم باشد صدها یا هزاران نفر هم کشته شوند باید کشته شوند تا اسلام محفوظ بماند. همه اینها به خاطر این است که خود تقیه ارزش ذاتی ندارد. ارزش تقیه به خاطر آن نتیجه ای است که بر آن مترتب می شود. اگر بنا باشد نتیجه تقیه از دست رفتن چیزی باشد که ارزش آن از جان ما و وحدت ما و همه این ها بیشتر باشد، این تقیه چه ارزشی دارد؟! البته تشخیص این گونه موارد به عهده فقیه آگاه به زمان است که شرایط اجتماع را درک می کند. او می تواند حکم دهد که تقیه دیگر جایز نیست. به هر حال در اسلام چنین مطلبی وجود دارد که گاهی حکمی به عنوان اولی ثابت می شود و گاهی مصلحتی اقوا عارض می شود و برای حفظ آن مصلحت مهم تر، عنوانی ثانوی بر موضوع مترتب می شود و حکم تغییر می کند. این مسأله در مسائل اجتماعی هم مصادیقی دارد و از جمله مصادیق آن تقیه است؛ بنابراین اگر تقیه باعث شود که اصل تشیع از بین برود و به خاطر دفاع نکردن ما از معارف آن، تدریجاً حقیقت تشیع فراموش شود، در این جا تقیه معنا ندارد. آیا جان ما عزیزتر از حقیقت تشیع است؟! البته اگر دو خطر داشته باشیم که یکی متوجه اصل اسلام باشد و یکی متوجه مذهب تشیع، این جا صحیح است که انسان از مذهب تشیع هم به کلی صرف نظر کند تا اصل اسلام و قرآن محفوظ بماند؛ البته این فرض بسیار نادری است و معلوم نیست حتی یک بار هم تحقق پیدا کند. پس تصور نکنیم خود وحدت ارزش مطلقی است و اتحاد باید به هر قیمتی و در همه جا حفظ شود. از این جا معلوم می شود که وحدت با کسانی که راه باطلی را رفته و اکنون که در مبارزات سیاسی شکست خورده اند و در ضعف به سر می برند، برای حفظ و تقویت خودشان دعوت به وحدت می کنند، ارزشی ندارد. این افراد می گویند: «برای حفظ وحدت باید تابع ما شوید! وحدت یک اصل است و از آن جا که ما تابع شما نمی شویم برای حفظ وحدت باید شما تابع ما شوید!» این وحدت چه ارزشی دارد؟ ما باید ببینیم از این وحدت چه نتیجه ای به دست می آید. آیا باعث می شود که حق بیشتر قدرت پیدا کند و تقویت شود یا باطل؟ پس ارزش وحدت و اتحاد ـ به معنای هماهنگی در عمل ـ ارزش وسیله ای دارد؛ یعنی تابع آن هدفی است که بر این وحدت مترتب می شود. اگر آن نتیجه ای که بر این وحدت مترتب می شود نه تنها فایده ای ندارد بلکه ضرر هم دارد، این وحدت نه تنها هیچ ارزشی نخواهد داشت، بلکه ارزش منفی خواهد داشت. باید ببینیم از این که ما عملاً از وظیفه خودمان صرف نظر می کنیم و با رفتار دیگران موافقت می کنیم چه نتیجه ای حاصل می شود؟ آیا مصلحت آن نتیجه اقوا و به حق نزدیکتر است و بیشتر موجب عزت جامعه اسلامی می شود یا نه، با این وحدت، حق تدریجاً فراموش می شود و مردم دیگر حق را نمی شناسند و ارزشها از بین می رود و اعتقادات فاسد می شود؟ اگر موجب تضعیف حق می شود این وحدت ارزش ندارد.