- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- انواع اختلاف 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- حقیقت توحید 14
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- دو شکل خداشناسی 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- برگزیده خدا 25
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- پی نوشت ها 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- نسیم های دیار دوست 27
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- رسالت های پیامبر 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای دوست 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- راز کراهت از مرگ 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- پی نوشت ها 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- پی نوشت ها 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- اسرار حج 47
- روزه و سلامت تن 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- میدان های مقاومت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- پی نوشت ها 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- شرک تشریعی 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- پی نوشت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- جانباز جنگ احد 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- پی نوشت ها 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- جولان نفاق 80
- اقسام کفر 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 83
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- سابقه انصار 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پی نوشت ها 94
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- واپسین احتجاج 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- انتخابی عجیب 106
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
«فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ؛ خداوند ایمان را برای تطهیر قلوب شما از آلودگی شرک قرار داده است.» این مطلب خیلی ساده به نظر می رسد و هر مسلمانی که قرآن را قبول دارد می داند که هدف اسلام نابودی شرک از روی زمین و جایگزینی جامعه ایمانی به جای آن است؛ اما تکیه کردن روی این معنا و تذکر آن، به این جهت است که شنونده متوجه شود صرفاً صحبت از امری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست؛ بلکه اساس دعوت انبیاء چیزی است که با قلب انسان سروکار دارد. با این که معمولاً اسلام در مقابل شرک مطرح می شود و ایمان در مقابل کفر، اما حضرت نمی فرماید: «جعل الاسلام تطهیرا لکم من الشرک»؛ بلکه بر روی ایمان تکیه می فرمایند. خود قرآن هم بین ایمان و اسلام فرق می گذارد و ایمان را به عنوان عامل سعادت معرفی می کند و می فرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ؛ عربهای بادیه نشین گفتند: ایمان آورده ایم؛ بگو: شما ایمان نیاورده اید؛ بلکه بگویید اسلام آورده ایم، و امّا ایمان هنوز وارد قلب شما نشده است»؛ یعنی آنچه که شما فعلا می گویید مربوط به زبان است و مرحله بعد هم نوبت عمل است؛ اما ایمان فراتر از این مراحل است. ایمان باید در دل وارد شود و بعد از دل به زبان و اعضا و جوارح سرایت کند. جایگاه اصلی ایمان قلب است.
در مقابل ایمان، کفر قرار دارد؛ ولی حضرت در مقابل ایمان واژه شرک را به کار برده اند. این استعمال می تواند دو توجیه داشته باشد؛ یکی این که مخاطبین اسلام در جزیرة العرب ملحدان، طبیعیون و منکران خدا نبودند و لذا در آیات فراوانی آمده است که اگر از این ها بپرسید: آسمان و زمین را چه کسی خلق کرده است؟ خواهند گفت: الله (لَیَقُولُنَّ اللَّهُ)1. اینان به معبودهایی معتقد بودند که گمان می کردند آن ها در تدبیر عالم مؤثرند. پس کار آنها در واقع شرک بود. وجه دیگر این است که منظور از شرک در این جا ـ به تعبیر بنده ـ شرک ناآگاهانه است. یعنی همه انسان ها بالفطره، الله را قبول دارند، گرچه خودشان در حالت عادی به این اعتقادشان توجه ندارند؛ اما در شرایط اضطراری دلشان متوجه الله می شود. پس هر اعتقاد دیگری داشته باشند در واقع شرک است؛ یعنی در کنار آن معبود فطری شان به معبودهای جعلی قایل می شوند.
پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان
برخی تصور می کنند اصل ارزش از آنِ عمل است. این همان گرایش پراگماتیسمی است که در قرن اخیر در میان فیلسوفان غربی رایج شده است و معتقدند حقانیت هر چیز از مفید بودن آن در مقام عمل مشخص می شود. ویلیام جیمز، یکی از روان شناسان معروف آمریکایی می گوید: یکی از بهترین راه ها برای معالجه امراض روانی، عبادت است؛ ولی دلیلش این است که چون عبادت انسان های روان پریش را معالجه می کند. این گرایشی پراگماتیستی است که حقانیت هر چیزی را از عمل اثبات می کند و به این که آن چیز خود حق است یا باطل، توجهی ندارد. پراگماتیست ها می گویند: فرض کنیم که چیزی دروغ باشد اما اگر در مقام عمل مفید باشد ارزش حقیقی دارد. این گرایش در بسیاری از مردم به صورت ضعیف و شدید وجود دارد. شاید بتوان گفت: در بعضی از اشخاص معروف کشور ما این گرایش خیلی به قوت به چشم می خورد و مردم را نیز به این گرایش تشویق می کنند. آنها درست یا غلط بودن مبانی یک اعتقاد و یک نظریه برایشان اهمیت ندارد؛ بلکه فقط پیشرفت در زندگی مادی مورد توجه آن هاست. تمایل به این گرایش، مقداری طبیعی است. ما فرزند طبیعت ایم و اول چیزهایی که شناخته ایم همین امور طبیعی بوده است. درک ماورای طبیعت و دل بستن به اموری که قابل ادراک حسی نیست، چیزی فراتر از افق مادی گرایی است؛ در حالی که مادی گرایی مقتضای طبیعت مادی ماست. این مشکل در اقوام انبیای سلف هم وجود داشته است. واقعاً داستان بنی اسرائیل بسیار جای عبرت گرفتن دارد. وقتی بنی اسرائیل به همراه حضرت موسی علیه السلام از مصر مهاجرت کردند در بین راه به مردم بت پرستی برخورد کردند که در منطقه ای سرسبز و خوش آب و هوا مشغول پرستش بت ها بودند و برای خود بت های زیبایی ساخته بودند و در خلال مراسم پرستش به پایکوبی، اختلاط و خوش گذرانی مشغول می شدند. بنی اسرائیل با دیدن این منطقه خوش آب و هوا، بت های رنگارنگ و مراسم جاذبه دار، پیش موسی آمدند و گفتند: «یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَـهًا کَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ؛2 موسی! برای ما هم چنین خدایی درست کن». گرایش به طبیعت و محسوسات گرایشی عادی است و انبیاء باید با زحمت، مردم را متوجه ماورای طبیعت کنند و به آن ها بفهمانند که خدا جسم نیست. طبعاً با وجود چنین روحیه ای، مسائل معنوی و ماورایی جای خود را به راحتی باز نمی کنند. اگر به چنین کسانی گفته شود: خدا به شما پاداش خیر می دهد، گمان می کنند معنای این سخن این است که باران بیشتری می بارد و محصولاتشان بیشتر می شود. اینان عالم دیگر و بهشت خدا را جدی نمی گیرند. واقعاً اگر انسان به سختی، فقر، مرض و بی هویتی اجتماعی مبتلا شود و حقیقتاً طعم سختی این ها را بچشد، ولی بداند پایان این سختی ها بهشتی است که می فرماید: لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِیَّةٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ3، این برای او ارزشش بیشتر است یا اگر انواع میوه ها و غذاها و یک حساب بانکی سنگینی را در اختیار او قرار دهند؟ کسانی که حاضر باشند همه این سختی ها را داوطلبانه تحمل کنند و فقط طالب رضای خدا باشند، بسیار نادرند.
خاکستر در طوفان
قرآن اصالت را به ایمان می دهد و برای عمل بدون ایمان هیچ ارزشی قائل نیست. باور این مطلب برای ما خیلی مشکل است. قرآن هم خیلی سعی کرده است که این مطلب را به ما بفهماند. قرآن مسأله کفر و شرک را خیلی حسی می کند و با بیانات قابل فهم مثال می زند تا ما آن را خوب بفهمیم. در سوره ابراهیم می فرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ کَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُواْ عَلَی شَیْءٍ»4 آنهایی که ایمان ندارند کارهایی که انجام می دهند (کارهایی که گمان می کنند مایه سعادتشان است) مثل خاکستری می ماند که روز طوفانی به دست باد سپرده می شود. چه چیزی از این ها به دستشان می رسد؟ باد چنان این ذرات را پخش می کند که هیچ اثری از آن باقی نمی ماند و آن ها قدرت ندارند که چیزی از این ها را جمع کنند و برای خود نگه دارند. چرا؟ زیرا اعمالشان براساس ایمان نبوده و از کفر سرچشمه می گرفته است. در جای دیگر می فرماید: «أَوْ کَظُلُماتٍ فی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَراها وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ؛ مَثَل اینان مَثَل کسی است که در دریایی طوفانی غرق شود؛ دریایی که روی آن موجی باشد و روی آن موج، موج دیگری سوار شده باشد. دیگر نوری به درون آن دریا نمی رسد و به گونه ای به ظلمت مبتلا می شود که اگر دستش را هم دربیاورد آن را نمی بیند و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست!» این چه ظلمت هایی است که به آن گرفتار شده است؟ این ظلمت ها همه ناشی از بی ایمانی، کفر و ضلالت است. هرچه قدر هم که کار خوب انجام دهد نفعی به او نمی رساند. قرآن مکرر این مثال ها را ذکر می کند تا به ما بفهماند که این طور نیست که اگر گمان کردید عملی خوب است حتماً برای شما سعادت آفرین است. عملی برای شما سعادت می آفریند که شما را به خدا مربوط کند. عملی که برای خوشایند دلتان باشد یا برای این باشد که دیگران از شما تعریف کنند یا به شما رأی بدهند، فایده ای برای شما ندارد. اگر کاری به خاطر ایمان به خدا انجام گرفت و به عالم فناناپذیر متصل شد، برای همیشه باقی می ماند و مشکل شما را حل می کند (مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ)5. خداوند می فرماید: اگر کار برای من باشد آن چنان برکت و ارزشی به آن می دهم که برای همیشه باقی بماند و روز به روز رشد کند و بر زیبایی اش افزوده شود. وقتی نوبت پاداش دادن می شود به کارهای کوچک تان نگاه نمی کنم و بهترین کارهایی که انجام می دهید را ملاک پاداش قرار می دهم: لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ؛6. اگر کار کوچکی انجام دهید گاهی ده برابر و گاهی هفتصد برابر پاداش می دهم؛ البته این سقف پاداش نیست؛ بلکه وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء.7 اما اگر با خدا ارتباط پیدا نکند، بلکه بین شما و دلتان، مریدانتان، باند و حزب تان باشد در همین جا می ماند. ممکن است در دنیا آثاری داشته باشد؛ اما در روز قیامت گفته می شود: «أَذْهَبْتُمْ طَیِّبَاتِکُمْ فِی حَیَاتِکُمُ الدُّنْیَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا؛8 شما مزدتان را در دنیاگرفتید. برای دنیا انجام دادید بهره یتان را هم بردید!»
ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت
از انحرافات فکری امروز که از دست سازهای مهارت آمیز إبلیس است، این است که این گونه تبلیغ می شود که ارزش فقط برای رفتار، ملت و آباء و اجداد است و دیگر صحبت از خدا، اسلام و ... نباید کرد. عجیب است که در جامعه اسلامی و انقلابی و در جامعه ای که امامِ آن، هیچ گاه اسلام از کلامش نمی افتاد، کسانی به عنوان پیروی از امام بگویند: «دیگر صحبت از تبلیغ اسلام گذشته است و باید ارزش های عام انسانی را تبلیغ کنیم!» اما ارزش های عام انسانی در بت پرست ها و دیگر طوایف هم وجود دارد؛ پس جایگاه ایمان کجاست؟ همان ایمانی که اصل همه ارزش هاست و هر چیز دیگری در سایه ایمان ارزش پیدا می کند. می گویند: «ما امروز از این ها فراتر رفته ایم!» در حقیقت باید گفت: شما در اوهام و خیالات فرو رفته اید. از کسانی که ملی گرایی را تبلیغ می کنند و به ایرانی بودن افتخار می کنند باید پرسید: مگر شما دست خودتان بود که در ایران متولد شده اید؟ آیا این هنر است؟ تعیین کننده مرز ایران چیست؟ تعیین کننده این ارزش چیست؟ گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟ هر کسی مسئول کار خودش است. تو باید ببینی خودت چه داری؟ به چه کسی ایمان داری؟ به چه کسی دل بسته ای؟ از کدام ارزش ها حمایت می کنی؟ این فرمایش امام است که: «ما برای ایران و ایرانی بودن ارزشی قائل نیستیم و همه تلاش ما برای ترویج اسلام است.» نخست وزیر دولت موقت هم تصریح کرد که: «فرق من با امام این است که امام ایران را برای اسلام می خواهد ولی من اسلام را برای ایران می خواهم!» او راست می گفت و مثل بعضی دیگر این قدر حقه باز نبود. نقطه اصلی اختلاف مکتب امام با ملی گراها همین بود. آیا ما باید اسلام را حذف کنیم و بگوییم: فقط ایران؟ آیا این اسمش بندگی خدا و اطاعت از دین است؟! آیا این حفظ ارزش های جمهوری اسلامی است یا بازگشت به جاهلیت اولی؟! به کجا می رویم؟ آغاز این تفکرات از همان عمل زدگی شروع شد و وقتی به آن ها تذکر داده می شد که فلان ارزش اسلامی دارد از بین می رود، می گفتند: آقا بگذارید کارش را بکند! روحیه عمل گرایی انسان را می رساند به آن جا که غیر از آثار مادی دیگر چیزی نبیند و بقیه را تشریفات بداند. این جاست که انسان می فهمد وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها می خواهد محتوای اسلام را بیان کند چرا از این جا شروع می کند که: «جعل الإیمان تطهیرا لکم من الشرک» و آخرش هم می فرمایند: «و حرم الشرک إخلاصا له فی الربوبیة»؛ چون آغاز و انجام دین همین است و بقیه آثار و برکاتی است که به اذن الله بر این مترتب می شود؛ یعنی در مقابل آن اصلاً قابل محاسبه نیست. پروردگارا! تو را به حقیقت حضرت زهرا سلام الله علیها قسم می دهیم که دل های ما را به نور ایمان روشن بفرما! ما را از فتنه های آخرالزمان مصون بدار.
پی نوشت ها
1. عنکبوت، 61 و لقمان، 25و زمر، 38 و زخرف، 9 و 87.
2 . اعراف، 138.
3 . زمر، 20.
4 . ابراهیم، 18.
5 . نحل، 96.
6 . عنکبوت، 7.
7 . بقره، 261.
8 . احقاف، 20.