شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 5

صفحه 5

حال در مواردی که تشخیص داده شده که وحدت مصلحت اقوا دارد چه باید کرد؟ در این جا باید برخی رفتارها را تغییر داد. آنچه که ما باید به آن توجه داشته باشیم این است که رفتار اجتماعی ما باید به صورتی باشد که سایر فرق اسلامی را علیه شیعه نشوراند و به شیعه بدبین نکند و کینه ودشمنی شان را نسبت به شیعه بیشتر نکند. نباید رفتار ما به گونه ای باشد که جان عده ای از شیعیان به خطر بیافتد. نباید کاری کرد یا حرفی زد که احساسات آن ها را تحریک کند و در صورت لزوم باید در رفتارهای فقهی هم طبق فتوای آن ها عمل کرد. حضرت امام به استناد روایات فرمودند: «حضور در جماعت مخالفین و نماز خواندن در صف اول آن ها مثل نماز خواندن در مسجد الحرام پشت سر امام معصوم است.» حرفی هم از اعاده نماز نزدند. این همان تقیه مداراتی است که حضرت امام روی آن تأکید دارند. بعضی از فقها آن را ذکر نکرده اند یا خیلی به آن اهمیت نداده اند؛ ولی ایشان خیلی به این مسأله پرداخته اند.

تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع !

سؤال دیگری که در این جا مطرح می شود این است که آیا معنای تقیه و جلوگیری از تحریک احساسات دیگران این است که بحث علمی و تحقیقی هم نکنیم؟ جواب این است که نزد عقلا چنین چیزی مقبول نیست؟ بله، نزد صهیونیستها مقبول است. آنها در چند کشور اروپایی قانونی وضع کردند که تشکیک در هلوکاست را جرم می داند. اگر کسی بگوید که در آلمان نازی یهودیها دسته جمعی کشته نشدند یا در این مطلب تشکیک کند مجازاتش می کنند؛ لذا اگر کسی بگوید: تحقیق درباره حقانیت شیعه جرم است، این یک گرایش صهیونیستی است. تحقیق در هیچ مذهب و ملتی ممنوع نیست. تحقیق کاری عقلایی است. عاقل آن است که به دنبال شناخت حق و باطل باشد تا حق را قبول و باطل را رد کند. بنابراین ما می گوییم: ما حاضریم درباره مذاهب مختلف اهل تسنن تحقیق کنیم و هر جا ثابت شد که یکی از مذاهب اهل تسنن حق است بنده شخصاً در حضور شما و همه کسانی که بعدها می شنوند قول می دهم، مذهبم را تغییر دهم و سنی شوم. ما تابع حقیم؛ هر چه را بفهمیم حق است آن را روی سر می گذاریم. توقع داریم که دیگران هم همین طور باشند. آن ها هم بیایند تحقیق کنند؛ اگر در مذهب ما مطالب صحیحی هست قبول کنید. إِنَّا أَوْ إِیَّاکُمْ لَعَلی هُدیً أَوْ فی ضَلالٍ مُبین 5؛ اگر در مذهب شما مطلب صحیحی بود ما قبول می کنیم و اگر در مذهب ما هم مطلبی بود که دلیل متقن داشت شما قبول کنید. این کار معقولی است و هر جا مطرح شود عقلا تحسین می کنند. همان طور که کتابخانه های ما پر از کتابهای شماست شما هم اجازه دهید کتابهای شیعه در کشورهای سنی به خصوص در عربستان آزاد باشد تا حق طلبان مطالعه کنند. مادامی که یکی از این دو مذهب اثبات نشده سعی می کنیم با هم با رعایت ادب و در محیطی آرام و دوستانه بحث کنیم. این یک تاکتیک است. همه می دانیم با پرخاش، با فحش و با بدگویی هیچ کس به نظر کسی علاقه مند نمی شود. بنابراین ما دو وظیفه داریم؛ یک وظیفه، وظیفه علمی است که باید در فضای علمی و تحقیقی مبانی تشیع را اثبات کنیم؛ چون معتقدیم اسلام حقیقی تشیع است و آنچه که اهل بیت علیهم السلام پذیرفته و عمل کرده اند همان چیزی است که پیغمبر اسلام فرموده اند. دوست داریم که دیگران هم از این خوان کرم الهی بهره مند شوند و گمراه و محروم نشوند. اگر فداکاریهای علمای شیعه در طول قرن ها نبود معارف اهل بیت علیهم السلام به ما نمی رسید. اگر تاریخش نوشته شود یک دائره المعارف می شود. این معارف را از کتابهای خطی در کتابخانه های مختلف دنیا جمع آوری و حفظ کردند و به ما رساندند. در این باره داستانهای عجیبی نقل شده است. من چند سال پیش سفری به هندوستان داشتم و در آن جا داستان عجیبی را شنیدم. عالمی شیعه مشغول نوشتن کتابی می شود و برای اثبات حقانیت شیعه و ابطال بعضی از نظرهای مخالفین احتیاج به کتابی پیدا می کند که یک نسخه بیشتر نداشت و در کتابخانه عالمی سنی بود. دوستانه از او درخواست می کند که کتاب را در اختیارش قرار دهد ولی او قبول نمی کند. این عالم شیعه از شهر خود مهاجرت می کند و به عنوان کارگر به شهر آن عالم سنی می رود. آن عالم برای خودش دستگاه وسیعی داشته است. به آن جا می رود و با تواضع می گوید: من غریب هستم و راه درآمدی ندارم. اجازه بدهید این جا جارویی بزنم، ظرفی بشویم و لقمه نانی هم بخورم. آنها ترحم می کنند و او را به عنوان نوکر قبول می کنند. مدتی آن چنان خوش خدمتی می کند که صاحب بیت به او خیلی علاقه مند می شود. بعد از مدتی اجازه می خواهد که از کتابخانه استفاده کند. صاحبخانه که به او علاقه مند شده بود به او اجازه می دهد. ایشان نیمه های شب زیر نور یک شمع شروع به استنساخ آن کتاب می کند. پس از ماه ها موفق می شود کتاب را استنساخ کند. بعد پیش صاحب خانه می رود و به بهانه دلتنگی برای بستگانش اجازه رفتن می گیرد. و بالأخره به هر قیمتی بود از آنها خداحافظی می کند و با کتاب از آن شهر می رود. وقتی به شهر خودش می رسد نامه ای به صاحب آن کتابخانه می نویسد و پس از شرح ماجرا از او حلالیت می طلبد. آن شخص هم با این که خیلی ناراحت می شود ولی از همت ایشان تعجب می کند و در جواب می نویسد: تو کار خوبی نکردی که بدون اجازه من این کار را کردی؛ اما من به خاطر این همتی که تو داشتی تو را بخشیدم. این نمونه کاری است که در طول تاریخ عالمان شیعه در زمینه کارهای فرهنگی انجام داده اند تا امروز من و شما حضرت زهرا سلام الله علیها را بشناسیم. اگر این کارها انجام نگرفته بود گمان می کردیم که در صدر اسلام چند نفری با هم دعوایی داشته اند و اکنون تمام شده است. اگر نبود این فداکاریها، من و شما اسم امام حسین علیه السلام را هم بلد نبودیم؛ حق پایمال می شد و اصلاً هدف اصلی فراموش می شد. لذا ترک و تعطیل کار علمی و تحقیقی توجیهی ندارد. وظیفه دوم رفتار مناسب داشتن است. پرخاشگری، بی ادبی، بی احترامی کردن کار صحیحی نیست. این کارها باعث می شود که هدف ما به تأخیر بیافتد یا نقض شود. این راهی است که شیطان به انسان نشان می دهد و او گمان می کند که چنین رفتاری شجاعت است. آیا زمانی که شیعه نسبتاً قدرتی داشت و امام صادق علیه السلام جلسات درس وسیعی داشتند به طوری که علمای اهل سنت به وفور پای درس ایشان می آمدند با پرخاشگری و بی احترامی با آنها برخورد می کردند؟ چه طور آنها حاضر می شدند پای درس ایشان بیایند؟ ما باید این روش ها را یاد بگیریم. آن جا که تقیه خوفی لازم است، تقیه خوفی و آن جا که تقیه مداراتی لازم است، تقیه مداراتی داشته باشیم؛ اما در هیچ حالی راه تحقیق را مسدود نکنیم و به دیگران هم این فرهنگ را بیاموزیم. به کتابهای آنها هم احترام بگذاریم. شما تفسیر المیزان را ملاحظه بفرمایید. در بحثهای روایی همان طور که از کافی نقل می فرمایند، می نویسند: فی الدر المنثور ... و هیچ فرقی در نقل و در احترام به منقول عنه نمی گذارد. بسیاری از مطالبی که ما برای اثبات مذهب و عقاید فقهی یا اعتقادات کلامی خودمان در مقابل آنان به کار می بریم از منابع آنهاست. آن منابع بیشتر برای طرف قانع کننده است؛ چون مدارک ما خیلی برای آنها اعتباری ندارد؛ لذا مرحوم صاحب عبقات الانوار و بعد صاحب الغدیر اصرار داشتند که از کتابهای اهل سنت مطالب حق را جمع آوری کنند تا آنها حجتی نداشته باشند. ما هم باید این روش را یاد بگیریم و تکرار کنیم و کاری نکنیم که احساسات آنها تحریک شود و مانعی شود برای این که آنها حق را بشناسند. ما وظیفه داریم که معارف اهل بیت علیهم السلام را برای نسلهای آینده و برای همه دنیا حفظ کنیم و هر چه بیشتر گسترش دهیم تا مردم با این حقایق آشنا شوند. باید موانع آن را برداریم و خودمان نیز مانع ایجاد نکنیم. کاری نکنیم که آنها اصلاً رغبت نکنند کتابهای ما را بخوانند و یا حرفهای ما را بشنوند. این کار عاقلانه ای نیست. همان طور که تعطیلِ تحقیق هم کار عاقلانه ای نیست. ان شاء الله از جلسه آینده یکی از بهترین و افتخارآمیزترین منابع شیعه را که همان خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها است مورد بحث قرار می دهیم و سعی می کنیم از مضامین این خطبه بهره مند شویم که تالی تلو وحی قرآنی است و از نظر فصاحت و بلاغت، از نظر اتقان مطالب و از نظر شیوه استدلال، جدال و مناظره مجموعه ای از چکیدة عقاید مذهب شیعه است.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

پی نوشت ها


1. نحل، 106.
2. بقره، 173.
3. آل عمران، 28.
4. بحارالانوار، ج2 ص 74.
5. سبأ، 24.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه