- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- انواع اختلاف 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- تدبیر بی نظیر 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- اقسام الهام 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- دریای نعم الهی 11
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- شکر نعم الهی 13
- پی نوشت ها 14
- حقیقت توحید 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در دیده ناید 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- برگزیده خدا 25
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- عالم نور 26
- پی نوشت ها 27
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالت های پیامبر 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای دوست 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- بانوی آسمانی 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پی نوشت ها 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه و سلامت تن 47
- اسرار حج 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- اقسام سه گانه صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پی نوشت ها 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- شرک تشریعی 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- پی نوشت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- جولان نفاق 80
- اقسام کفر 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- نباید راه حق را بست 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- سابقه انصار 94
- پی نوشت ها 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- واپسین احتجاج 95
- ایمان واقعی 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- پی نوشت ها 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
مصلحت گاهی مصلحت شخصی است و گاهی مصلحت اجتماعی. در میان تشریعات خدای متعال تشریعاتی وجود دارد که برای عموم مردم مصلحت دارد. در میان این تشریعات، آن امری که خیلی برجسته است «امر به معروف و نهی از منکر» است. این امر حقیقتی است که هم مقتضای فطرت انسان است و هم همه ادیان روی آن تأکید کرده اند. به قدری در قرآن و روایات بر این مسأله تاکید شده است که انسان واقعاً بهت زده می شود. در آیه ای که اولین بار برای جهاد دفاعی تشریع شد می فرماید: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ... الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ.5 خدا کسانی را یاری می کند که اگر قدرت پیدا کنند اول نماز را به پا می دارند؛ بعد زکات می دهند؛ بعد امر به معروف و نهی از منکر می کنند.
بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟
در ذهن خیلی از ما سؤالی هست که جواب آن برای مان روشن نیست و آن این است که با این تأکیدات قرآن نسبت به امر به معروف، چرا این فریضه در جامعه ما خیلی ظهوری ندارد؟ ما از صبح تا شب چند بار امر به معروف می کنیم یا چند نفر را می بینیم که امر به معروف کنند؟ آیا ما قبول نداریم که این فریضه یکی از ضروریات دین است؟ چرا اگر کسی هم بخواهد به این فریضه عمل کند از طرف مردم مورد بازخواست قرار می گیرد؟ مگر ما مسلمان نیستیم؟ مگر قرآن نخوانده ایم؟ مسأله این است که رفتارهای اجتماعی تابع فرهنگ حاکم بر جامعه است. این طور نیست که هر کسی در هر جامعه ای هر کاری که را درست تشخیص می دهد به راحتی بتواند انجام دهد. افراد خیلی ممتاز می توانند برخلاف مسیر آب شنا کنند و برخلاف افکار عمومی مردم و فرهنگ حاکم بر جامعه حرف بزنند، مطلبی بنویسند یا قدمی بردارند. این گونه افراد هم غالباً متهم به جنون و ... می شوند. همه انبیا هم همین طور بودند. خیلی اراده قوی می خواهد که انسان کاری را انجام دهد که مردم نمی پسندند. لذا می گویند: افراد جامعه متأثر از فرهنگ حاکم بر جامعه هستند. به طور طبیعی حالات روانی ما هم متأثر از دستگاه ارزشی حاکم بر جامعه است.
تأثیر تعفن فرهنگ غرب
حال سؤال می شود که چرا دستگاه ارزشی جامعه ما این گونه شده است؟ چرا مردم از امر به معروف و نهی از منکر خوششان نمی آید؟ جواب این سؤال این است که فرهنگ ما تحت تأثیر فرهنگ الحادی غرب واقع شده است و فرهنگ ما فرهنگ اسلامی خالص نیست. امروز در مغرب زمین همه ارزش ها زیر سؤال رفته است و مکاتبی در فلسفه اخلاق و ارزش ها مطرح شده است که وقتی انسان می شنود تعجب می کند. فیلسوفان معروفی معتقد شده اند که «اصلاً این اموری که ما خوب می دانیم مثل انصاف، مهربانی و ... این ها اخلاق ضعف است؛ ولی در حقیقت ریشه ارزش ها به قوت است. هر چه بتوانیم زور بگوییم آن بهتر است. چه کسی گفته آدم باید مهربان باشد و به دیگران خدمت کند؟!» و بالاخره یکی از مکاتب معروف اخلاقی معتقد است که «همه ارزش ها قراردادی است. در هر زمانی یک ملتی بر سر امری با هم توافق می کنند و می گویند: این خوب است. در زمانی دیگر شرایطی پیش می آید که همین امر می شود بد. یک ملاک ثابتی برای خوب و بد وجود ندارد؛ بلکه این امر، امری قراردادی است و به مرور زمان تغییر می کند. بنابراین ما نباید خیلی مقید باشیم و بگوییم: چیزی را که مردم بد می دانند حتماً همیشه باید ترک شود؛ چون شاید فردا همین ها مد شود!» آن ارزشی که امروز در دنیای غرب بیش از همه چیز مورد قبول است «آزادی» است. می گویند: «آزادی یعنی هر کس هر کاری دلش می خواهد انجام دهد. این بالاترین ارزش است. فقط یک استثناء دارد و آن این است که نباید مزاحم آزادی دیگران شد، همین!» بر این اساس فلسفه هایی اخلاقی، سیاسی و اجتماعی بنا شده است که طرفداران فراوانی دارد و در دانشگاه های غربی تدریس می شوند. از این جا یک فلسفه سیاسی برای تعیین وظیفه دولت تولید شده است که می گوید: «وظیفه دولت همین است که از تجاوزات و ناامنی ها جلوگیری کند و هیچ وظیفه دیگری ندارد. پلیس فقط آن جایی باید دخالت کند که جان و مال مردم به خطر بیافتد؛ اما مردم هر کار دیگری که خواستند در ملأ عام انجام دهند مخصوصاً در اعیاد و جشن ها مانعی ندارد!» موج این فرهنگ به وسیله رادیو، تلویزیون، ماهواره، روزنامه مقالات، فیلم های سینمایی و ... کم کم به ما هم رسیده و خواه ناخواه به تدریج در ما هم اثر کرده و کار به آن جا رسیده است که آنچه را که ما امر به معروف و بالاترین ارزش ها می دانیم از زشت ترین کارها شمرده می شود و به کسی که می خواهد به این فریضه عمل کند می گویند: «بالاترین ارزش آزادی است. تو می خواهی در آزادی دیگران دخالت کنی؟!» این فرهنگ حاکم بر مغرب زمین است. وقتی به وسیله رسانه های مختلف به ما و جامعه ما سرایت می کند، در کتاب های درسی ما هم می آید، در دانشکده های ما هم تدریس می شود و اساتید هم توجیه می کنند، آیا انتظار دارید نتیجه غیر از این که هست بشود؟ البته الحمدلله ما هنوز آن طور نشده ایم؛ اما بالاخره بوی آن فرهنگ به جامعه ما هم رسیده است؛ لذا انسان راحت نمی تواند به کسی بگوید فلان کار را انجام بده یا انجام نده.
و اما وظیفه
سؤال دیگر این است که در این شرایط وظیفه مسلمان ها چیست؟ آیا امر به معروف و نهی از منکر وظیفه گروه خاصی است یا یک وظیفه عمومی است؟ همه ما می دانیم که این فریضه مثل نماز و روزه وظیفه ای عام است؛ اما مواردی که گمان می رود امر به معروف به درگیری و ناامنی منجر می شود باید به اذن حاکم باشد. از قدیم الایام هم برای این موارد گروه خاصی را مشخص می کردند و یک نوع لباسی هم برایشان تعیین می کردند تا معلوم باشند. زمان های سابق به این افراد محتسب، و به این قبیل کارها امور حسبه می گفتند. و بالاخره در این دوران مدرن مسأله نیروی انتظامی و پلیس در همه کشورهای دنیا مطرح شده و وظایفی برای آن تعیین گردیده است.
وظیفه پلیس مسلمان
سؤال دیگر این است که آیا در نظام اسلامی وظایف پلیس با آن وظایفی که نظام کفر برای پلیس معین می کند یکی است یا فرق می کند؟ بعضی می گویند: «پلیس به جز در جرائم سازمان یافته و اموری که به ناامنی منجر می شود نباید در کار دیگری دخالت کند. در مسائل فردی فقط باید کار فرهنگی کرد و این کار ربطی به نیروی انتظامی ندارد!» این اعتقاد همان دیدگاه فرهنگ غربی است که می گوید: «وظیفه نیروی انتظامی فقط حفظ امنیت است و پلیس نباید در امری که به امنیت مربوط نمی شود دخالت کند!» یعنی باید هر بیشتر آزادی مردم حفظ شود. البته مسأله امر به معروف این طور نیست که غیر مسلمان ها یا غربی ها اصلاً آن را قبول نداشته باشند. آن ها هم برای خودشان امر به معروفی دارند. آن ها به بعضی امور خیلی مقیدند، مثل تمیز بودن خیابان، رعایت قواعد رانندگی و ... . اما فرق پلیس اسلامی با پلیس غربی این است که در نظر پلیس مسلمان مصالح و مفاسد جامعه اسلامی فقط امنیت و مادیات نیست. برای ما مصالح معنوی از مصالح مادی مهم تر است. وقتی حضرت زهرا صلوات الله علیها می فرمایند: وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة، معنایش همان مصلحتی نیست که غربی ها می گویند. آن ها مصلحت را فقط در مادیات می بینند. بلکه مهم ترین مصلحت حفظ ارزش های اسلامی و اجرای احکام اسلامی است. امر به معروف و نهی از منکر برای مبارزه با گناه و انحرافات فکری و عقیدتی خیلی واجب تر از امر به معروف در امور مادی است. انحرافات سعادت ابدی انسان را به خطر می اندازند. آیا اگر کسی می خواهد کاری انجام دهد که با انجام آن، تا ابد در جهنم می سوزد نباید دلمان برایش بسوزد؟! پس مهم ترین مصلحتی که در تشریع امر به معروف و نهی از منکر لحاظ شده است حفظ مصالح معنوی و دینی جامعه است. لذا پلیس باید با هر فسقی مبارزه کند. در جامعه اسلامی نباید افراد فاسق تجاهر به فسق کنند؛ البته اگر کسی مخفیانه گناهی می کند نباید در کار او تجسس کرد و کسی هم حق دخالت ندارد؛ اما ارتکاب فسق علنی و فاسد کردن افراد جامعه بالاترین مفسده است و باید با آن مبارزه کرد. در این امور تا آن جایی که به صورت عادی قابل حل است همه مردم در قبال آن وظیفه دارند و آن جا که احتمال برخورد و ضرب و جرح هست باید کسانی خاص بر آن امور گماشته شوند که در جوامع امروز اسم این افراد پلیس است.
وفقنا الله و ایاکم.