- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- انواع اختلاف 2
- پی نوشت ها 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- حقیقت توحید 14
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- افعال الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم نور 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- پی نوشت ها 27
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پی نوشت ها 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- مفهوم زکات 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- اسرار حج 47
- روزه و سلامت تن 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- حج تمرین بندگی 48
- منافع بی شمار حج 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- و اما وظیفه 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- پی نوشت ها 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- پی نوشت ها 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک تشریعی 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- پی نوشت 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- جولان نفاق 80
- اقسام کفر 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- سابقه انصار 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پی نوشت ها 94
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- واپسین احتجاج 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
فدک بهانه بیان حقایق
داستان فدک
با توفیق الهی گفتگو درباره خطبه معروف حضرت زهرا سلام الله علیها را شروع می کنیم؛ به مناسبت این که این خطبه، خطبه فدکیه نامیده می شود خوب است ابتدا شرحی درباره مسأله فدک داده شود؛ چراکه بسیاری از نوجوانان ما اطلاع درستی از این قضیه ندارند. فدک اسم سرزمینی است در شمال مدینه در نزدیکی قلعه های خیبر که حدود یک صد کیلومتر با مدینه فاصله دارد. ساکنین این قلعه ها و سرزمین ها طوایفی از یهود بودند. آمدن یهود به حجاز و سکونت شان در مدینه به قرنها قبل از ظهور اسلام برمی گردد. علمای یهود از پیامبران سلام الله علیهم أجمعین شنیده و در کتابها خوانده بودند که در آخرالزمان پیامبری مبعوث می شود که پیامبران پیشین را تصدیق می کند و دینش جهان گیر می شود. آنها به امید درک پیامبر آخرالزمان و ایمان به او به حجاز مهاجرت کردند و در اطراف مدینه ساکن شدند؛ زیرا می دانستند که پایتخت آن پیغمبر مدینه خواهد بود. یهودیان اطراف مدینه سه طایفه معروف بودند (بنی قریظه، بنی قینقاع، بنی نظیر) که ویژگی های خاصی داشتند اولا مثل سایر یهودیان بسیار مال دوست بودند و فکر اقتصادی داشتند. ویژگی دوم آنها دوراندیشی و عاقبت اندیشی بود. وقتی وارد حجاز شدند سعی کردند که سرزمینهای حاصل خیز و مکانهای استراتژیک را شناسایی کنند و قلعه های محکمی برای خود بنا کنند. ویژگی سوم این قوم هم این بود که اهل علم و دانش بودند و نسبت به اعراب، از تمدن برتری برخوردار بودند. یهودیان با این ویژگیها از موقعیت خاصی در بین اعراب برخوردار بودند. بعد از این که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله به مدینه مهاجرت فرمودند و عملاً دولت اسلامی در مدینه تشکیل شد، پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله با طوایف مختلف یهود معاهده ای بستند و بنا شد که آنها متعرض مسلمان ها نشوند و با دشمنانشان همکاری نکنند؛ ولی هیچ کدام از این طوایف به عهد خود وفا نکردند و پنهانی با مشرکین مکه از یک طرف و بعدها با منافقین مدینه از طرف دیگر روابطی برقرار کردند و حتی توطئه کردند که جنگی علیه پیغمبر اسلام راه بیاندازند. منافقین به آنها قول داده بودند که اگر شما به مدینه حمله کنید ما دو هزار نفر هستیم و به شما کمک خواهیم کرد. در سوره منافقون به این هدف منافقان اشاره می کند و می فرماید: «یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَی الْمَدینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَل 1 منافقان می گفتند: ما عزیز هستیم و مسلمانها آواره های مکه هستند و ذلیلند و ما اینها را بیرون خواهیم کرد» وقتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله اطلاع پیدا کردند برای جنگ با آنها آماده شدند و نهایتاً جنگهایی اتفاق افتاد که یکی از آنها جنگ خیبر بود. در جنگ خیبر قلعه های خیبر که مهم ترین قلعه استراتژیک یهودیان بود (وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم)2به دست توانای امیرالمؤمنین علیه السلام فتح شد. خبر فتح خیبر به اهل فدک رسید. آنها برای در امان ماندن از بلایی که بر سر اهل خیبر آمد به پیغمبر پیشنهاد مصالحه کردند و نهایتاً بزرگان فدک پیشنهاد کردند که ما زمین ها و اموالمان را به شما می دهیم به شرط این که جانمان سالم بماند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله هم قبول کردند و آنها هر کدام به اندازه یک شتر از اموالشان برداشتند و بقیه را تسلیم پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله کردند. قرآن در اول سوره حشر به این ماجرا اشاره می کند و می فرماید: وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَی رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَلَا رِکَابٍ وَلَکِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَی مَن یَشَاء وَاللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛3 مضمون این آیه این است: این سرزمینی را که بدون قوای نظامی تصرف کردید و خود مردم آن جا آنها را به پیغمبر بخشیدند، این اموال با سایر اموالی که مسلمان ها در جنگ ها به غنیمت می گیرند تفاوت دارد. معمولاً لشکریان اسلام وقتی در جنگ با کفار پیروز می شوند و غنایمی به دست می آورند خمس آن غنایم مال پیغمبر است؛ وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی.4 اما اموالی که به خود پیغمبر تقدیم می شود، همه آن اموال مال پیغمبر است. در فقه دربارة اقسام اموالی که در جنگها غنیمت گرفته می شود بحث می شود. در بین این اموال یک قسم همین موردی است که آیه 6 سوره حشر به آن اشاره دارد؛ می فرماید: «و آنچه را که خدا از آنان به رسولش بخشیده چیزی است که شما برای به دست آوردن آن نه اسبی دواندید و نه شتری . اختیار این اموال با خود پیغمبر است و هیچ کس دیگری حقی در آنها ندارد. اهل فدک خودشان اراضی فدک را به پیغمبر تسلیم کردند تا جانشان را حفظ کنند. وقتی این اراضی در اختیار پیغمبر صلی الله علیه وآله قرار گرفت به حسب نقلی که در بعضی روایات شده، این آیه نازل شد که: «وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ؛5 اختیار این اموال با شماست؛ اما «ذی القربی» در این اموال حق دارند». در واقع دستور داده شد که: درست است که اختیار این اموال با شماست، اما این بخش از اراضی را به «ذی القربی» بدهید. در روایت آمده است که منظور از ذی القربی حضرت زهرا سلام الله علیهاست.6 پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله به امر این آیه شریف فدک را به حضرت زهرا سلام الله علیها بخشیدند و در زمان خودشان در آن جا سرپرستی گذاشتند تا آن جا را اداره کند. حضرت به اندازه خرج یک سال خود و حضرت زهرا سلام الله علیها برمی داشتند و مابقی را به عنوان هدیه حضرت زهرا سلام الله علیها بین فقرا تقسیم می کردند. تا زمانی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله حیات داشتند این جریان ادامه داشت. بعد از رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله در ظرف چند روز تحولات عظیمی در جامعه اسلامی رخ داد که باور آن بسیار مشکل است. همة آن داستانهایی که هر روز و هر شب می شنویم و دل هایمان خون می شود در همین چند روز اتفاق افتاده است. بعد از ده روز از وفات پیغمبر خلیفه وقت مباشر حضرت زهرا سلام الله علیها را از فدک بیرون کرد و فرد دیگری را به جای او تعیین کرد. با این کار درآمد آن جا که تا 120 هزار دینار هم گفته شده را مصادره کرد. حرفشان این بود که این اموال در زمان پیغمبر صلی الله علیه وآله به فقرا داده می شد؛ ما هم می گیریم و به فقرا می دهیم، درحالی که پیش از آن حضرت زهرا از ملک خودشان انفاق می کردند و ربطی به حکومت نداشت. دو ماه و چند روز بعد از این جریانات حضرت زهرا سلام الله علیها از این دنیا رخت بر بست. حضرت زهرا سلام الله علیها در همین فرصت چند سخنرانی و گفت وگو داشتند که یکی از آنها همین خطبه معروف است که از مفاخر اسلام و از اسنادی است که تا روز قیامت، حقانیت اسلام، تشیع و خاندان پیغمبر علیهم السلام را اثبات می کند. خوشبختانه این خطبه به همت شیعیان محفوظ ماند و حتی در کتابهای مخالفین هم ثبت شده است.
ما را با فدک چه کار!
برخی تصور کرده اند که آن چه حضرت زهرا سلام الله علیها را خیلی رنج می داد این بود که اموالش را گرفتند! گاهی در مرثیه خوانیها گفته می شود که حضرت فرمودند: «نان بچه هایم را گرفتید!» اگر بگوییم این یکی از بزرگترین ظلمهایی است که ما شیعیان به اهل بیت علیهم السلام می کنیم حرف گزافی نزده ایم. چگونه کسانی که همه ثروتهای عالم در مقابل آنها به اندازه تل خاکستری ارزش ندارد، برای از دست دادن مال دنیا ناراحت شوند؟! امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَکٍ وَ غَیْرِ فَدَک 7 من را با فدک و غیر فدک چه کار؟! آیا واقعاً این گریه ها، ناله ها و دادخواهیها برای مال دنیا بود؟! چنین تصوری، تصوری خام، بی جا و نابخردانه است. حقیقت امر این است که این مسأله بهانه ای بود برای این که حضرت زهرا سلام الله علیها حقایقی را افشا کند که تا قیامت این حقایق چنان آشکار بماند که کسی نتواند آنها را مخفی کند. به جز حضرت زهرا سلام الله علیها هیچ کس نمی توانست این حقایق را به این صراحت بیان کند؛ حتی شخص امیرالمومنین علیه السلام امیرالمؤمنین علیه السلام خود طرف دعوا با خلفا بود و ادعای خلافت پیامبر صلی الله علیه وآله را داشت؛ لذا هر چه می گفت، می گفتند: «می خواهی به نفع خودت حرف بزنی!» اما حضرت زهرا سلام الله علیها حقایق را با لحنی بیان فرموند که امروز هم کسی جرأت ندارد با این لحن درباره آن اشخاص صحبت کند. در آن شرایط این تنها کاری بود که از دختر پیغمبر بر می آمد و ایشان با استفاده از همان چند روز به اندازه سالها و قرنها به اسلام خدمت کرد.
بهانه ای برای بیان حقایق
در کیفیت گفت وگوی بین حضرت زهرا سلام الله علیها با خلیفه وقت و دست اندرکاران جریان خلافت نکته ای است که گاهی مورد غفلت یا کم لطفی واقع می شود و برخی آن را به عنوان شبهه مطرح می کنند و آن این است که این مزرعه در واقع از طرف پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله به حضرت زهرا سلام الله علیها اختصاص داده شده است؛ ولی بعد پای میراث در کار آمد و حضرت ادعا کرد که میراث پدرم را به من بده. او هم در مقابل گفت: پیغمبر فرموده است: «نحن معاشر الأنبیاء لا نورّث؛ ما انبیا ارثی برای دیگران باقی نمی گذاریم»! این نقل که خلیفه در مقابل حضرت زهرا سلام الله علیها آورده است از مواردی است که بخشی از کلام را می گیرند و بخش دیگر که قرینه دارد را ذکر نمی کنند؛ لذا باعث اشتباه در فهم معنا می شود. ما روایاتی به این مضمون از طریق اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین داریم که پیامبر اکرم فرمود: نحن معاشر الانبیاء لانورث درهما و لا دیناراً یا خود رسول خدا صلی الله علیه وآله در مقام تشویق به تحصیل به علم فرمودند: «إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِینَاراً وَ لَا دِرْهَماً وَ لَکِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِر؛8 علم میراث پیغمبران است؛ پیغمبران که پول و درهم و دیناری برای مردم نگذاشتند؛ آن چه پیغمبران به ارث گذاشتند علم بود؛ بنابراین قدر علم را بدانید که این میراث انبیاست. اما فرق است بین این که انبیاء برای مردم چه ارثی به جا گذاشتند و بین اینکه از اموال خودشان چه ارثی برای وارثانشان به جا گذاشتند. یک وقت انبیاء «بما هم انبیاء» و به اصطلاح شخصیت حقوقی شان را در نظر می گیریم، در این صورت انبیاء در مقابل امت مطرح می شوند. این جا می توان سؤال کرد که پیغمبر برای امتش چه ارثی می گذارد؟ که در جواب می فرماید: پیغمبر برای امتش مالی به ارث نمی گذارد؛ بلکه علم، معرفت و دین را برای آنها به ارث می گذارد. اما وقتی شخص پیغمبر به عنوان محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله مطرح است، سؤال می شود برای زن و بچه اش چه ارثی گذاشته است. این دو، دو مسأله جدا هستند. نبی بما أنّه نبی برای امت مالی به ارث نمی گذارد و این مطلب صحیحی است؛ ولی این با این جهت که ایشان یک فرد تابع احکام اسلام است منافات ندارد. پیغمبر اسلام هم از آن جهت که باید احکام اسلام را عمل کند و حقوق اسلامی به او تعلق می گیرد مثل سایر مسلمانهاست. او هم مثل سایر مسلمانها باید نماز بخواند، روزه بگیرد، حلال و حرام خدا را رعایت کند و أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ شاملش می شود و باید در معامله وفادار باشد و ... . آیات صریحی در قرآن هست که انبیاء برای فرزندانشان ارث می گذارند؛ وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُد.9 حضرت زکریا از خدا فرزندی خواست که از او ارث ببرد (یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ)10. در این آیات مقصود این نیست که چون نبی و پیامبر هستند ارث گذاشته اند؛ بلکه مقصود این است که چون مسلمانی تابع احکام خدا هستند از مورّث ارث می برند و برای وارثانشان ارث می گذارند. این نکته را می خواستم عرض بکنم که تقطیع کلام گاهی معنای کلام را عوض می کند و باعث می شود که مقصود اصلی به دست نیاید.
تدبیر بی نظیر
قبل از ورود در بحث لازم است به این نکات توجه داشته باشیم که نزاع حضرت زهرا سلام الله علیها با کسانی که مدعی خلافت بودند اختلاف مالی و ارثی نبود. این بهانه ای بود برای این که حقایقی گفته شود و در تاریخ بماند. بعد از این جریانات هم حضرت طوری رفتار فرمودند که این هدف تأمین شود. همین جا عرض کنم که اگر حضرت وصیت فرمودند که من راضی نیستم اینها در تشییع جنازه من شرکت کنند، نعوذ بالله مسأله کینه توزی نبود؛ بلکه این بزرگترین سیاستی بود که خط بطلان بر ادعای آنها می کشید. حضرت خواست نهایت خشم و غضب خودش را نسبت به آنها اثبات کند تا مصداق آن حدیث پیغمبر شوند که هرکسی فاطمه را به غضب آورد خدا را به غضب درآورده است.11 مخفیانه دفن شدن جنازه حضرت زهرا سلام الله علیها و اجازه شرکت در تشییع ندادن به دیگران برای این بود که در تاریخ بماند تا همه بدانند که حضرت هیچ وقت از اینها راضی نشد. این مسئله کینه توزی نبود. این خاندان آن قدر مهربان بودند که اگر کوچک ترین امیدی برای هدایت دشمن ترین دشمنانشان هم داشتند از هدایت آنها مضایقه نمی کردند؛ اما اگر حضرت زهرا سلام الله علیها این کار را نمی کردند حق روشن نمی شد و من و شما امروز اسلام و تشیع را نمی شناختیم. به برکت این تدبیر حضرت زهرا سلام الله علیها میلیون ها انسان حقیقت اسلام را شناختند. من قطع دارم که اگر به واسطه شرکت در تشییع جنازه حضرت زهرا سلام الله علیها آن افراد هدایت می شدند و توبه می کردند، حضرت اصرار می کردند که حتماً شرکت کنند؛ اما می دانستند کسانی که آشکارا با امیرالمؤمنین علیه السلام مخالفت کردند به هیچ قیمتی حاضر به پذیرش حق نمی شوند. لذا این تدبیر را اندیشیدند تا آیندگان بفهمند که جریانی در امت اسلامی پیدا شد که برخلاف مسیر واقعی اسلام و بر خلاف مقاصد و سفارشات پیغمبر صلی الله علیه وآله عمل کرد، تا اگر بخواهند تابع حق شوند بتوانند حق را بشناسند.
پروردگارا! ما را از شفاعت حضرت زهرا محروم نفرما.