شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 72

صفحه 72

اطاعت از الله، ریسمان نجات

مقدمه

فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ أَطِیعُوا اللَّهَ فِیمَا أَمَرَکُمْ بِهِ وَ نَهَاکُمْ عَنْهُ وَابتغُوا العِلمَ وَ تَمَسَّکُوا بِه فَإِنَّهُ إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ. موضوع بحث ما خطبه فدکیه بود که این خطبه به چند بخشِ نسبتاً متمایز تقسیم می شود. یک بخش از آن به حمد و ستایش خدای متعال و ذکر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اختصاص دارد. در بخش دوم حضرت حاضرین را مخاطب قرار داده و ابتدا موقعیت اصحاب پیغمبر و مسئولیت عظیمی که بر عهده آنان است را گوش زد می فرمایند و به دنبال آن، سرفصل هایی از مهم ترین دستورات اسلام را یادآور می شوند. در ضمن به حکمت تشریع آن ها هم اشاره ای می فرمایند.

امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا

بحث ما به آخر بخش دوم رسید که حضرت به چند آیه از قرآن اشاره می کنند. بیان این آیات در واقع پشتوانه عمل به آن سفارشات و دستورات است. مخاطب پس از شنیدن آن دستورات ممکن است با بی تفاوتی از کنارش بگذرد و به آن اهمیتی ندهد و گویا صرفاً جهت اطلاع مطالبی گفته شده و او هم شنیده است. این حالت در کسانی پیدا می شود که به بی بندو باری و لجام گسیختگی یا به تعبیری که امروز شایع است آزادی، عادت کرده اند و مواظب اند که هیچ قید و بندی برایشان ایجاد نشود! چنین کسانی اگر ده مرتبه دیگر هم این فرمایشات برایشان تکرار شود تأثیری در حالشان نخواهد داشت. شاید هم ملول شوند. این فرمایشات وقتی می تواند مؤثر باشد که مخاطب انگیزه ای برای عمل داشته باشد. بنابراین برای این که این حرف ها اثر کند باید به نکته ای که این انگیزه را ایجاد می کند اشاره شود. وقتی انسان حاضر به پذیرش قید و بندی می شود که احساس کند اگر این کارها را نکند خطر عظیمی او را تهدید می کند؛ یعنی بزرگ ترین عامل حرکت انسان مخصوصا در پذیرفتن محدودیت، خوف از خطر است. حتی احتمال جلب منفعت آن قدر اثر ندارد که خوف از ضرر و خوف از خطر انسان را وادار به پذیرفتن حد و مرز می کند. از این رو، روش انبیاء در ایجاد انگیزه برای اطاعت خدا در مردم، بیشتر توجه دادن به خطرهاست؛ به عبارت دیگر روش انبیاء بیشتر انذار و هشدار دادن است و اصولاً یکی از اسماء عام پیغمبران «نذیر» یعنی «انذار کننده» است. قرآن می فرماید: «إِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِیهَا نَذِیرٌ؛1 ما برای هر امتی پیامبر هشداردهنده ای فرستادیم که خطرها را گوش زد می کرد.» البته پیغمبران «بشیر» هم بودند اما هیچ جا بشیر برای مطلق پیغمبر استعمال نشده است. مثلا گفته نشده «إن من امة إلا خلا فیها بشیر». این نشان دهنده این است که انسان از احتمال خطر بیشتر متأثر می شود تا امید منفعت. البته عامل حرکت اختیاری انسان یا جلب منفعت است یا دفع ضرر؛ ولی دفع ضرر عامل قوی تر و عام تری است. همه مردم از کوچک و بزرگ، مرد و زن، و فقیر و غنی پای خطر که در کار باشد حواسشان را جمع می کنند؛ اما منفعت برای بعضی ها انگیزندگی دارد و برای بعضی چندان ایجاد انگیزه نمی کند. از این رو در آموزه های اسلامی و تربیت اسلامی همیشه روی تقوا تکیه شده است. تقوا از ماده وقایة است؛ یعنی خود را از خطر نگه داشتن. اصلا مفهوم نگه داشتن در جایی استعمال می شود که انسان احساس خطر کند. گویا در معنای تقوا، خوف و خشیت تضمین شده است. لذا وقتی می خواهیم «وَاتَّقُواْ یَوْماً لاَّ تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیْئاً» را معنی کنیم بیشتر روی ترسش تکیه می کنیم و می گوییم: «بترسید از روزی که کسی برای دیگری سودی نخواهد داشت». برخی اصلاً تقوا را به خداترسی ترجمه می کنند. البته این معنای مطابقی تقوا نیست اما از آن جا که انسان از ناحیه عذاب الهی احساس خطر می کند، تقوا به خداترسی ترجمه می شود.

حکمت های امر به تقوا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه