- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- انواع اختلاف 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- حقیقت توحید 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- پی نوشت ها 27
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- لقای دوست 36
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پی نوشت ها 41
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- پی نوشت ها 46
- اسرار حج 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- روزه و سلامت تن 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- و اما وظیفه 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- پی نوشت ها 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- پی نوشت ها 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک تشریعی 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- پی نوشت 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- اقسام کفر 80
- جولان نفاق 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- نباید راه حق را بست 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- سابقه انصار 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پی نوشت ها 94
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- واپسین احتجاج 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
فَأَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتِی، وَ بَعْدَ أَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ، وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ، وَ مَرَدَةِ أَهْلِ الْکِتَابِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ، أَوْ نَجَمَ قَرْنٌ لِلشَّیْطَانِ، وَ فَغَرَتْ فَاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ، قَذَفَ أَخَاهُ فِی لَهَوَاتِهَا، فَلَا یَنْکَفِئُ حَتَّی یَطَأَ جناحهاصِمَاخَهَا بِأَخْمَصِهِ، وَ یُخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَیْفِهِ، مَکْدُوداً فِی ذَاتِ اللَّهِ، وَ مُجْتَهِداً فِی أَمْرِ اللَّهِ، قَرِیباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ، سَیِّدَ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ، مُشَمِّراً نَاصِحاً، مُجِدّاً کَادِحاً، لا تأخذه فی الله لومة لائم وَ أَنْتُمْ فِی رَفَاهِیَةٍ مِنَ الْعَیْشِ، وَادِعُونَ فَاکِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوَائِرَ، وَ تَتَوَکَّفُونَ الْأَخْبَارَ، وَ تَنْکِصُونَ عِنْدَ النِّزَالِ، وَ تَفِرُّونَ عِنْدَ الْقِتَال؛ آنچه قرائت شد فرازی از خطبه مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها بود که بخش هایی از آن را قبلا خوانده بودیم. ابتدا عبارات تلاوت شده را ترجمه ای تحت الفظی می کنم و بعد در حدی که خدای متعال توفیق دهد توضیحاتی عرض می نمایم. تا این جا حضرت خطاب به مردم ضمن اشاره به اهمیت رسالت پیامبر و زحماتی که برای هدایت مردم متقبل شدند فرمودند: شما در شرایط بسیار سختی بودید. وضعیت اقتصادی شما به حدی ضعیف بود که حتی آب آشامیدنی سالمی نداشتید و غذایتان بسیار غذای پستی بود. در دنیا جایگاه و اعتباری نداشتید و از لحاظ فرهنگی در نهایت پستی زندگی می کردید.
توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما
فَأَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ؛ خدای متعال به برکت پدرم محمد صلی الله علیه وآله شما را از این گرفتاری ها نجات داد. بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتِی؛ تعبیر «بعد اللتیا و التی» یعنی شما نجات پیدا کردید ولی نه به سادگی بلکه بعد از حوادث فراوان. بعد برای اشاره به تفصیل برخی از آن حوادث می فرمایند: از وقتی که پیغمبر مبعوث به رسالت شدند تا زمانی که شما را نجات دادند مشکلات فراوانی را تحمل کردند؛ از جمله این که: مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ؛ به مردان دلاوری مبتلا شد که با او جنگیدند. وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ، وَ مَرَدَةِ أَهْلِ الْکِتَابِ؛ گرگان عرب و سرکشان یهود و نصاری به جانش افتادند. باید برای نجات شما در مقابل همه این ها مقاومت می کرد. بعد به آیه 64از سوره مائده اشاره می کنند و می فرمایند: «کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ؛ هر آتش جنگی که آن ها افروختند خدای متعال آن آتش را خاموش کرد» اما چگونه؟ أَوْ نَجَمَ قَرْنٌ لِلشَّیْطَانِ، وَ فَغَرَتْ فَاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ؛ هرجا شاخ شیطان ظاهر شد یا درندگان مشرک دهان ها یشان را باز کردند که شما را ببلعند پیغمبر برادرش علی را در دهان این درندگان انداخت تا شما سالم بمانید. «لهوات» گوشت های ته حلق است. لَا یَنْکَفِئُ حَتَّی یَطَأَ جناحها بِأَخْمَصِهِ؛ وقتی علی در دهان آن ها می افتاد آن ها را رها نمی کرد و در مقابلشان تسلیم نمی شد تا این که زیر قدم های خود لگدمالشان می کرد. وَ یُخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَیْفِهِ؛ و آتش افروخته را با شمشیر خود خاموش می کرد. مَکْدُوداً فِی ذَاتِ اللَّهِ وَ مُجْتَهِداً فِی أَمْرِ اللَّهِ؛ وقتی پای کار خدا به میان می آمد علی سر از پا نمی شناخت و هیچ نیرویی را برای خودش ذخیره نمی کرد. هر زحمتی بود تحمل می کرد و هر رنجی بود به جان می خرید. چند روایت از رسول خدا صلی الله علیه وآله در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که در آن ها تعبیر «فی ذات الله» به کار رفته است. شیعه و سنی نقل کرده اند که: علی ممسوس فی ذات الله،1 و نیز نقل شده است که: علی خشن فی ذات الله،2 و این جا می فرمایند: مکدودا فی ذات الله؛ یعنی علی در امر خدا کوشا بود. قَرِیباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ؛ در این جا حضرت بر صفت «قریب» به خصوص تکیه می کنند؛ چراکه امیرالمؤمنین علیه السلام هم قرابت نسبی با پیغمبر داشت و پسر عموی رسول خدا بود و هم قرابت سببی داشت و داماد پیغمبر بود. این قرابت مخصوص علی بود. توجه بفرمایید! حضرت زهرا سلام الله علیها در این جا که می خواهد بفرماید پدرم چگونه شما را از بدبختی ها نجات داد، شروع به توصیف امیرالمومنین علیه السلام می کنند. می فرمایند: پدرم شما را نجات داد؛ اما به وسیله کسی که این اوصاف را دارد؛ سَیِّدَ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ؛ سرور اولیای خداست. مُشَمِّراً نَاصِحاً، مُجِدّاً کَادِحاً؛ کسی است که آستین ها را بالا زده و با کمال خیرخواهی، با کمال کوشش و با نهایت سعی و تلاش آماده هر نوع فعالیتی است. «مشمر» یعنی آستین بالا زده و مهیا شده برای ورود در کار. لا تأخذه فی الله لومة لائم؛ در مورد امر خدا هیچ ملامت گری نمی توانست او را از کار خودش باز دارد.
توبیخ راحت طلبان
در ادامه حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به همین مسلمانانی که در مسجد جمع شده اند و حضرت مشغول خطبه خواندن برای آن ها هستند می فرمایند: پیامبر بوسیله برادر و پسرعمّش علی صلوات الله علیهما این چنین به اسلام و شما مسلمانان خدمت کردند. اما شما چه کردید؟ وَ أَنْتُمْ فِی رَفَاهِیَةٍ مِنَ الْعَیْشِ؛ شما به فکر راحتی و زندگی مرفه خودتان بودید، وَادِعُونَ؛ راحت لمیده بودید و استراحت می کردید، فَاکِهُونَ؛ مشغول شادی و مزاح و خوشگذرانی بودید، آمِنُونَ؛ احساس خطری نمی کردید.
جانباز جنگ احد
داستان جنگ های علی همه عالم را پر کرده است و چیزی نیست که نیاز به شرح داشته باشد؛ ولی چون در خطبه اشاره شده اجمالا عرض می کنم که تنها در جنگ احد، بر تن امیرالمومنین هشتاد زخم از ضربه شمشیر و نیزه نشست. زنان زخم بند که بدن علی را زخم بندی کرده بودند می گفتند: ما پارچه را از یک طرف زخم وارد می کردیم و از طرف دیگر بیرون می کشیدیم ولی علی اصلا اظهار درد نمی کرد. چه صبری است صبر علی! در حالی که پیغمبر با تنی مجروح بر زمین افتاده بود یکی یکی اصحاب را به اسم صدا می زد و می فرمود: «من این جا هستم؛ به کمک من بیایید!» ولی آن ها از معرکه فرار می کردند تا خودشان را نجات دهند! قرآن هم به این جریان اشاره دارد و می فرماید: «وَالرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْرَاکُمْ؛3 شما پا به فرار گذاشتید در حالی که پیغمبر پشت سر شما افتاده بود و شما را صدا می زد.» فقط علی بود که به یاری رسول خدا آمد و هشتاد ضربه را تحمل کرد تا پیغمبر را نجات دهد. تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوَائِرَ؛ اما شما نه تنها کاری نمی کردید بلکه منتظر بودید ببینید چه بلایی بر سر ما می آید؛ منتظر بودید که حوادثی به ضرر ما اتفاق بیافتد. وَ تَتَوَکَّفُونَ الْأَخْبَارَ؛وقتی کسی در حادثه ای جایی پناه گرفته و از دور مواظب است ببیند چه حادثه ای اتفاق می افتد، این حالت را «توکف خبر» می گویند. حضرت می فرمایند: علی با هشتاد ضربه شمشیر و نیزه بر زمین افتاده بود و شما سَرَک می کشیدید ببینید کار به کجا می انجامد.وَ تَنْکِصُونَ عِنْدَ النِّزَالِ، وَ تَفِرُّونَ عِنْدَ الْقِتَال؛ آن جایی که باید پیش می رفتید عقب نشینی می کردید و وقتی دعوت به جنگ می شدید فرار می کردید. این وضع شما بود و آن وضع پدر و پسر عمّم! تا آن که بالاخره خدا اسلام را پیروز کرد و شما را نجات داد.
علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما
برای این که تا اندازه ای با این بیانات آشنا شویم باید صحنه ای را که این سخنرانی در آن واقع شده درست مجسم کنید. حدود دو ماه از رحلت پیامبر گذشته است که حضرت برای خطبه خواندن به مسجد آمده اند. مردم به اصطلاح مصیبت زده اند و پیغمبری را که چنین عزت و سعادتی به آن ها بخشیده است از دست داده اند. از این پیغمبر یک دختر به جا مانده است و خبر داده که می خواهم برای شما صحبت کنم. آن ها هم جمع شده اند تا صحبتش را بشنوند. در چنین شرایطی باید چه بگوید؟ اگر شرایط، عادی باشد قاعدتا باید یادی از پدر کند و به مردم هم تسلیت بگوید و از خداوند برای خود و آن ها طلب اجر کند و به مردم نصحیتی نماید. اما حضرت می فرمایند: «پدر و شوهر من برای نجات شما می جنگیدند و شما پا به فرار می گذاشتید و خیلی راحت خوابیده بودید!» البته همه آن ها این گونه نبودند و بالاخره در میانشان کسانی هم بودند که می جنگیدند؛ اما روشن است که غالب مخاطبان آن گونه بودند که حضرت می فرمایند. وقتی حضرت این گونه آن ها را توصیف کرد کسی اعتراض نکرد و نگفت: «چرا به ما توهین می کنی؟ ما چه قدر زحمت کشیدیم جنگ کردیم جهاد کردیم پدرت را یاری کردیم و ...»؛ بلکه همه آرام گوش می کردند. هیچ کسی نقل نکرده که کسی اعتراض کرده باشد؛ بلکه در برخی نقل ها آمده است که متصدیان امر گفتند: «آنچه گفتی درست است؛ اما ما برای این کار عذری داشتیم!» اگر انسان این صحنه را درست مجسم کند برای او روشن می شود که هدف حضرت از بیان این خطبه رسیدن به فدک و مال دنیا نبوده است. البته ما به بیش از این معتقدیم؛ ما معتدیم که حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین کم بیش از سرنوشت خودشان خبر دارند. مخصوصاً با توجه به این که پیغمبر اکرم به حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده بودند که: «تو اول کسی هستی که به من ملحق می شوی» حضرت می دانستند که عمرشان خیلی طولانی نخواهد بود. حال که حضرت می دانند چند روزی بیشتر از عمرشان باقی نمانده، و تنی رنجور و بیمار دارند و پهلو و صورتشان مجروح است و غصه رحلت پدر دلشان را آزرده، آیا در چنین حالتی دنبال این اند که پولی به دست آورند و نانی بخورند؟! هدف حضرت زهرا سلام الله علیها چیست که در چنین حالتی اصحاب پدرش را که بسیاری از آن ها از بنی هاشم و قریش و از اقوام حضرت بودند با آن تعبیرات تند مخاطب قرار می دهد؟ چرا این چنین به تفصیل به خدمات پدر و شوهرش اشاره می کند؟ پیداست که تنها مسأله این نیست که مزرعه ای از ایشان گرفته شده و می خواهند آن را پس بگیرند. آیا کسی که رسول خدا به او گفته است: «تو اولین کسی هستی که به من ملحق می شوی و حیاتت طولی نمی کشد» این همه زحمت به جان می خرد تا مزرعه ای را پس بگیرد؟! ثانیا آیا راه پس گرفتن مزرعه این است که بیاید این گونه مردم را توبیخ کند؟! شاید خیلی راه ساده تری داشت. کافی بود بگویند: «من دختر پیغمبرم! احترام پیغمبرتان را نگه دارید و نان ما را قطع نکنید!» شاید اگر به این زبان می گفتند خیلی مخالفت نمی کردند؛ دست کم عده ای از مسلمانان با ایشان همراهی می کردند و می گفتند: «این که چیزی نیست اگر مال خودمان هم بود از آن می گذشتیم.» اما وقتی حضرت با این زبان توبیخ سخن می گویند انسان مطمئن می شود که این داستان فقط برای گرفتن یک مزرعه نبوده و مسأله چیز دیگری است. فاطمه می دید که مسیر رسالت و هدایت پیغمبر و آن راهی که خدای متعال به وسیله پیغمبر برای سعادت انسان ها باز کرده در حال منحرف شدن است. نگرانی و ترس فاطمه از این انحراف بود. اما برای این که در این فرصت کوتاه به همه بفهماند که حق با اوست و راهی که دیگران می روند اشتباه است، باید کاری کند کارستان! باید کاری کند که داستانش تا آخر بماند. باید ثابت کند که علی است که لیاقت جانشینی رسول خدا را دارد و دیگران این صلاحیت را ندارند. از این رو داستان فدک را پیش کشید تا ثابت کند که این ها نه صلاحیت قضاوت دارند و نه از قرآن و نه از مسائل شرعی بهره ای برده اند و نه سابقه درخشانی در زمان پیامبر و در زمان جنگ ها دارند.