شرح خطبه فدکیه ( 55 جلسه ) صفحه 88

صفحه 88

آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن

ارائه راه کار برای تقریب و وحدت آسان است، اما عمل کردن به آن، آداب و روش هایی را می طلبد. قرآن کریم به ما تعلیم می دهد که: وقتی می خواهید با مخالفان تان بحث کنید، بحث را با این نکته شروع کنید که: «ما دو نفر با هم در مسأله ای اختلاف نظر داریم که ممکن است من درست بگویم و شما در اشتباه باشید، یا شما درست بگویید و من به خطا رفته باشم. باید با هم به دنبال دلیل واقعی بگردیم و ببینیم کدام سخن درست است.» قرآن این روش را آموزش داده است؛ آن جا که می فرماید: وَإِنَّا أَوْ إِیَّاکُمْ لَعَلَی هُدًی أَوْ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ؛1 یعنی در این فضا فرض بر این است که معلوم نیست حق با چه کسی است. این روشِ شروع بحث است. در مرحله بعد باید سعی کنیم مشترکات را مطرح کنیم. باز این یک اصل روان شناختی است که وقتی می خواهید با کسی بحث کنید اگر از ابتدا اختلافات را مطرح کنید، بحث به جایی نمی رسد. اما اگر اول مشترکات را بگویید و فضا را محبت آمیز کنید و بعد آرام آرام مسائلی را که زودتر قابل حل است مطرح کنید، بهتر به نتیجه می رسید. البته حصول نتیجه هم به توانایی ما در بحث بستگی دارد و هم به آمادگی طرف مقابل. اگر طرفین اهل انصاف باشند و به این شیوه بحث کنند، زمینه پیشرفت بحث فراهم می شود. قرآن می فرماید: وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛2 در زمان بعثت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله بحث شیعه و سنی مطرح نبود. مشرکین هم خیلی اهل بحث نبودند و دلیلی جز تقلید از گذشتگان نداشتند. اما یهود و نصاری عالمانی اهل قلم و کاغذ بودند که در حجاز مورد احترام بودند. از این رو بیشترِ بحث ها با علمای یهود و نصاری درمی گرفت. قرآن می فرماید: «در بحث با این ها جدال بی فایده ای را مطرح نکنید که به جایی نرسد؛ بلکه از جایی شروع کنید که زمینه پیشرفت در بحث را فراهم کند؛ بگویید: ما هر دو خدا را قبول داریم و معتقدیم خدا برای بندگانش معارفی را نازل کرده است. ما همه آنچه را که خداوند بر پیغمبران شما نازل کرده است قبول داریم: لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ.3 ما، هم به تورات و هم به انجیل ایمان داریم. شما نیز همه پیامبران الهی را قبول دارید؛ فقط پیامبر آخر را قبول نکرده اید. بیایید با هم صحبت کنیم؛ اگر ایشان هم مثل سایر پیامبران الهی است و از طرف خدا آمده است او را قبول کنید. به آن ها بگویید: تَعَالَوْاْ إِلَی کَلَمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ؛4 ما سخن مشترک داریم؛ بیایید روی این مشترکات تکیه کنید؛ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَ لاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ؛ اصل را بر این بگذاریم که باید خدای یگانه را پرستید و هر چه او می گوید اطاعت کرد نه حرف های دیگران را.» قرآن با این روش زمینه را برای بحث فراهم می کند. این که می فرماید: وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ، این لازمه توحید است، اما آنها به این لازمه توجه نداشتند. می گفتند: «خدا یگانه است و هر چه او بگوید باید پذیرفت» اما به نوعی شرک مبتلا بودند. قرآن می گوید: «بیایید به لوازم این سخن ملتزم شوید.» خداوند به ما یاد می دهد که برای بحث کردن با مخالفان نباید ابتدا مسائلی را مطرح کرد که با آن ها در آن مسائل کمال اختلاف را داریم؛ چراکه با طرح آن ها به جایی نمی رسیم. اگر بخواهیم به نتیجه برسیم، باید از مسائل مورد اتفاق شروع کنیم و بعد آرام آرام تا جایی که شرایط اقتضا دارد پیش برویم. حال که باید با یهود و نصاری با این روش بحث کرد، آیا صحیح است که وقتی می خواهیم با برادران اهل سنت بحث کنیم از شدیدترین مسائل اختلافی شروع کنیم؟! در این صورت مسلما یا به نتیجه ای نمی رسیم یا راه خیلی طولانی می شود. آسان ترین راه این است که مشترکات را مطرح کنیم و بگوییم: «آیا شما اهل بیت را دوست دارید؟» من باور نمی کنم در بین یک میلیارد و نیم مسلمان، یک میلیون نفر هم به این سؤال، جواب منفی دهند. بنده حدودا به چهل کشور دنیا سفر کرده ام و در هر کشوری با اهل سنت آن جا ارتباط داشته ام. در این ملاقات ها به یک نفر هم برخورد نکردم که نسبت به اهل بیت بی احترامی کند. ما باید از این زمینه استفاده کنیم. بسیاری از اهل تسنن شرکت در عزاداری سیدالشهدا را به عنوان ادای اجر رسالت واجب می دانند. ما چنین عنصر مشترکی داریم. باید آن را احیا و روی آن تکیه کنیم. در مرحله بعد پیشنهاد دهیم که: «بیایید تواریخ و اسناد را بدون تعصب بررسی کنیم و ببینیم آیا مسلمانان صدر اسلام رفتار درستی با حضرت زهرا سلام الله علیها کردند؟» بعد اگر شرایط اقتضاء می کرد سؤال کنیم که: «نیت شان از این رفتار چه بود؟» باید بگوییم: «ممکن است کسی از روی اشتباه رفتار غلطی انجام دهد. ما می دانیم که بسیاری از مسلمانان صدر اسلام انسان هایی سطحی بودند که تازه مسلمان شده بودند. برخی از آن ها تابع رئیسشان بودند، به طوری که اگر او مسلمان می شد همه مسلمان می شدند و اگر او مرتد می شد همه برمی گشتند. از این رو می بینیم که در صدر اسلام چه پیشامدهای عجیب و غریبی رخ داد که به فرمایش مقام معظم رهبری ناشی از عدم بصیرت بود.» اگر ما زمینه ای فراهم کنیم که با هم بنشنیم و بحث سالم، منطقی و استدلالی داشته باشیم و به همدیگر هم احترام بگذاریم، قطعا این روش مؤثر خواهد بود، به خصوص در این دوران که زمینه های فراوانی برای نزدیک شدن شیعه و سنی در کشورهای مختلف فراهم شده است و بعضی از عالمان شیعه محبوب ترین انسان ها در نزد بسیاری از اهل سنت واقع شده اند. باید این فرصت ها را غنیمت بشماریم و از آن ها استفاده کنیم تا حقایق بیشتر روشن شود، به شرطی که تعصبات کور را کنار بگذاریم و حرف منطقی را با شیوه سالم دنبال کنیم.

وفقنا الله وایاکم ان شاءالله

پی نوشت ها


1 . سبأ، 24.
2 . عنکبوت، 46.
3 . بقره، 136.
4 . آل عمران، 64.

افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها

نگاهی به مباحث گذشته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه