- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- انواع اختلاف 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- حقیقت توحید 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- افعال الهی 20
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- نسیم های دیار دوست 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای دوست 36
- بانوی آسمانی 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- اصالت ایمان 40
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- پی نوشت ها 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- پی نوشت ها 43
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- اسرار حج 47
- روزه و سلامت تن 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- اسلام چه می گوید؟ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- و اما وظیفه 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پی نوشت ها 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- پی نوشت ها 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک تشریعی 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- پی نوشت 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- جولان نفاق 80
- اقسام کفر 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- پی نوشت ها 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- سابقه انصار 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پی نوشت ها 94
- واپسین احتجاج 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید
آنچه گذشت
ثم رمت بطرفها نحو الأنصار؛ فقالت یا معشر النقیبة وأعضاء الملة وحضنة الإسلام! ما هذه الغمیزة فی حقی والسنة عن ظلامتی؟! أما کان رسول الله صلی الله علیه وآله أبی یقول: «المرء یحفظ فی ولده»؟ سرعان ما أحدثتم وعجلان ذا إهالة، ولکم طاقة بما أحاول وقوة علی ما أطلب وأزاول. أتقولون مات محمد صلی الله علیه وآله؟ موضوع سخن، خطبه شریف حضرت زهرا سلام الله علیها بود و عرض شد که: حضرت بعد از ذکر حمد و ثنای الهی و شهادت به رسالت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله و اوصاف و کمالات ایشان در چند فراز با تعبیرات مختلف مردم را مورد خطاب قرار می دهند و وظایفشان را به آن ها گوشزد می کنند. در یک فراز می فرمایند: أنتم عباد الله نصب أمره ونهیه وحملة دینه و وحیه و أمناء الله علی أنفسکم و بلغاءه إلی الأمم؛ در این جا مردم را با عنوان «عبادالله» مورد خطاب قرار می دهند و می فرمایند: ای بندگان خدا! شما تابلوهای امر و نهی خدا و حاملین وحی و دین خدا و امانت دار او هستید. خداوند امانتی به شما سپرده که وظفیه دارید هم خود آن را رعایت کنید و هم آن را به دیگران برسانید.» مقصود از این فراز بیان مسئولیت مردم در حفظ احکام اسلام و رساندن آن به نسل های دیگر است. این مسئولیت بسیار بزرگی است که معمولا مورد توجه قرار نمی گیرد. حضرت روی این مسأله تکیه می کنند و می فرمایند: أمناء الله علی أنفسکم وبلغاءه إلی الأمم. به دنبال این تذکر برخی از سرفصل های این امانت و حکمت های آن ها را بیان می کنند و در پایان این فراز می فرمایند: فاتقوا الله حق تقاته. فراز دیگر با این عبارت آغاز می شود: ایهاالناس اعلموا أنی فاطمة وأبی محمد صلی الله علیه وآله؛ در این فراز بار دیگر مردم را با عنوان «ایهاالناس» مخاطب قرار می دهند و خود را برای هرکس که عنوان ناس بر او صدق کند معرفی می نمایند تا مخاطبان بدانند چه کسی است که سخن می گوید و آن ها چگونه باید این سخنان را بشنوند و تلقی کنند. حضرت می فرمایند: «من دختر همان کسی هستم که شما را از بدبختی دنیا و آخرت نجات داد. وضع زندگی شما چنان بود که آب آشامیدنی سالم و غذای درستی نداشتید. دنیایتان با فقر، بدبختی و برادرکشی می گذشت. رسول خدا صلی الله علیه وآله بود که شما را از این بدبختی ها نجات داد. بالاتر این که شما گمراه و بت پرست بودید و دین حق را نمی شناختید و او شما را با خدا آشنا کرد و بهترین دین را برای شما آورد. پیامبر صلی الله علیه وآله شما را به عالی ترین مراتب کمال انسانیت راهنمایی کرد. هیچ کس در عالم مثل او چنین خدمتی به بشریت نکرد. در مدتی که رسول خدا صلی الله علیه وآله در میان شما بود بیشترین رنج ها را تحمل کرد و بالاترین سختی ها را کشید و در این راه این علی علیه السلام بود که همیشه یار و یاور او بود. گاه در حالی که شما آسوده خاطر به زندگی خودتان می پرداختید علی علیه السلام برای یاری دین خدا خود را در دهان اژدها می انداخت. سرانجام به برکت مجاهدت های پیغمبر و علی صلوات الله علیهما اسلام استقرار یافت و شما به این شرف ها و افتخارها رسیدید.» حضرت این اوصاف رسول خدا صلی الله علیه وآله را به عنوان مقدمه برای مسأله دیگری بیان می کنند. حضرت به دنبال این مقدمه می خواهند بگویند: «تا پیغمبر زنده بود این مسائل مورد افتخار و قبول همه بود. اما با رفتن او چه اتفاقی در میان شما رخ داده است؟ بعد از رحلت پدرم گرایشات نفاق آمیز در شما ظاهر شده (ظهر فیکم حسکة النفاق) و شیطان بر شما غالب شده است. به جای این که عهد پیغمبر را به خاطر داشته باشید و از امانتی که به شما سپرده شده بود حمایت و حراست کنید همه را فراموش کردید. گویا فقط اسمی از اسلام برای شما مانده و حقیقت اسلام را فراموش کرده اید.» بعد به دو اشتباه بزرگی که آن ها مرتکب شدند اشاره کرده، می فرمایند: «اشتباه بسیار بزرگ اول این بود که هنوز جنازه پیغمبر روی زمین بود که شما شروع به مخالفت با عهد او کردید، و اشتباه دوم این بود که احکام واضح اسلام را نادیده گرفتید. اموالی را از من غصب کردید و بر خلاف نص قرآن گفتید: تو از پدرت ارث نمی بری و ادعا می کنید که پیغمبران وارثی ندارند!» در برخی روایات آمده است که حضرت خطاب به متصدی خلافت می گویند: «یابن ابی قحافه! آیا تو از پدرت ارث می بری و من نباید از پدرم ارث ببرم؟!» و بعد با توبیخ مردم در تقبیح این حرکت، با بی اعتنایی می گویند: «این شتر افسار شده را بگیرید و هر جا دلتان می خواهد ببرید.» این تعبیر حاوی سرزنشی سخت برای مخاطبان است.
فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد
ثم رمت بطرفها نحو الأنصار؛ تا این جا مخاطبان حضرت، عموم مردم بودند. اما در این فراز همان طور که در نقل های متعدد آمده است رو به گروه انصار کرده و آن ها را مخاطب قرار می دهند. از ادامه کلام حکمت این خطاب روشن می شود. گویا کلام که به این جا می رسد دیگر از مهاجرین روی برمی گردانند و می گویند: «شما که غصب خلافت کردید آنچه را گرفته اید بردارید و بروید و دور شوید.» انصار یک جایگاه مهمی در عالم اسلام داشتند. آن ها بودند که با دعوت رسول خدا صلی الله علیه وآله و پناه دادن به مهاجرین، دین اسلام را یاری کردند. مهاجرین عده ای آواره بودند که مشرکان مکه اموالشان را گرفته و آن ها را از مکه بیرون کرده بودند. ایشان پس از مهاجرت به مدینه نه مکانی داشتند و نه کسب و کاری. اهل مدینه بودند که به آن ها جا و مکان دادند و آن ها را در اموالشان شریک کردند. پس از آن خداوند طی مراسمی بین مهاجرین و انصار اخوت برقرار کرد. همچنین در جنگ هایی که مشرکان بر مسلمانان تحمیل کردند بدون یاری انصار، کاری از مهاجرین برنمی آمد. این اقتضای اسباب ظاهری بود. در واقع حمایت های انصار موجب رواج اسلام شد. این ویژگی انصار باعث شد که حضرت زهرا سلام الله علیها آخرین تیر ترکش را متوجه انصار کنند و سعی کنند که آن ها بیدار کنند. همان طور که بارها عرض کرده ام همه این فرمایشات و احتجاجات برای این بود که قدمی در راه هدایت مردم برداشته شود و آیندگان یا بخشی از معاصران آن زمان متوجه اشتباهات خود شوند و راه حق را بیابند. به احتمال قریب به یقین، اگر خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها نبود ما امروز حضرت زهرا را نمی شناختیم. هر آنچه که مسلمانان بعد از رحلت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله از حق یافتند به برکت همین فرمایشات حضرت زهرا است و مبدأ آن از این جا شروع می شود.
احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها
حضرت پس از ناامیدی از مهاجرین رو به انصار کرده و با استفاده از یک اصل روان شناختی سعی در جلب عواطفشان کردند؛ یعنی با صرف نظر از بحث منطقی و استدلالی با متصدی خلافت، سعی کردند عواطف انصار را جلب کنند بلکه بفهمند باید از اهل بیت علیهم السلام پیروی کنند. این روش حضرت در بردارنده یک درس بزرگ است و آن این که همیشه این طور نیست که حرکت های اجتماعی تنها در سایه منطق عقلانی قوی انجام گیرد؛ بلکه عامل اصلی در حرکت های اجتماعی، اغلب احساسات و عواطف است. احساسات و عواطف است که حرکت ها را شکل می دهد و انقلاب ها را به وجود می آورد. حضرت زهرا سلام الله علیها تا این جا با بیانی استدلالی با مردم صحبت می کردند اما بعد از این می خواهند عواطف مردم را تحریک کنند؛ از این رو فرمودند: «ای انصار! ای کسانی که یاری شما زمینه رواج اسلام را فراهم کرد. شما اسلام را در آغوش خود گرفتید و پرورش دادید. شما سرشناسان عالم اسلام اید. حال چگونه با این همه خدمت به اسلام چنین غافل شده اید؟! پس کجا رفت آن احساس مسئولیت تان؟! کجا رفت آن شور و آن عواطف تان؟! مگر شما نشنیدید که پدرم فرمود: «المرء یحفظ فی ولده؛ اگر کسی از دنیا رفت، حفظ احترام او به حفظ احترام فرزندانش خواهد بود»؟! آیا غیر از من فرزندی برای پیغمبر صلی الله علیه وآله سراغ دارید؟! آیا وظیفه خودتان نمی دانید از پیغمبری که این همه به شما خدمت کرد قدردانی کنید؟! حال که پدرم در میان شما نیست آیا نباید احترام فرزندانش را رعایت کنید؟! عاطفه انسانی شما کجا رفته است؟!» یا معشر النقیبة؛ ای گروه برجستگان و نام آوران جامعه! و أعضاد الملة؛ ای کسانی که همچو بازوی توانایی آیین اسلام را حفظ کردید؛ وحضنة الإسلام؛ و اسلام را حضانت کردید. ای کسانی که مثل مادری که بچه اش را در آغوش می گیرد اسلام را در آغوش خود پرورش دادید. ای کسانی که از چنین گذشته ای برخوردارید و در زمان حیات پدرم آن همه به پیشرفت اسلام کمک کردید! ما هذه الغمیزة فی حقی؛ شما را چه شده که اکنون من را نادیده گرفتید. والسنة عن ظلامتی؛ ظلمی را که به من می شود می بیند اما اقدامی نمی کنید، حرفی نمی زنید! آیا خوابتان برده؟ مگر شما همان کسانی نیستید که آن همه برای اسلام و برای ما اهل بیت علیهم السلام خدمت کردید؟! أما کان رسول الله صلی الله علیه وآله أبی یقول المرء یحفظ فی ولده؛ آیا پدر من نمی فرمود که هر شخصی به وسیله فرزندانش حفظ می شود (احترامش با احترام به فرزندانش نگه داشته می شود)؟! سرعان ما أحدثتم و عجلان ذا إهالة؛ این یک ضرب المثل عربی است. برای این که بگویند: «خیلی زود راه را عوضی رفتید و اشتباه کردید» این تعبیر را به کار می برند.