- وحدت و اختلاف 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- انواع اختلاف 2
- پی نوشت ها 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- تدبیر بی نظیر 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- پی نوشت ها 9
- بانوی محدَّثه 9
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- پی نوشت ها 10
- اقسام الهام 10
- دریای نعم الهی 11
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- شکر نعم الهی 13
- حقیقت توحید 14
- پی نوشت ها 14
- تقویت امور فطری 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- پی نوشت ها 17
- دو شکل خداشناسی 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وهم ناید 19
- آفرینش بدون الگو 20
- افعال الهی 20
- مشیت الهی 20
- پی نوشت ها 21
- هدف از خلقت جهنم 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- علت غایی در افعال انسان 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- برگزیده خدا 25
- پی نوشت ها 25
- عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- عالم نور 26
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- پی نوشت ها 27
- نسیم های دیار دوست 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- فلسفه نبوت 28
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پی نوشت ها 31
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- پی نوشت ها 33
- صراط مستقیم 34
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- پی نوشت ها 35
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای دوست 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- بانوی آسمانی 36
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- راز کراهت از مرگ 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- کتاب خدا 38
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- پی نوشت ها 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- پی نوشت ها 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- پی نوشت ها 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- مفهوم زکات 45
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- اسرار حج 47
- روزه و سلامت تن 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- پی نوشت ها 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- معنای تحلیلی صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- اقسام سه گانه صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- میدان های مقاومت 55
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- و اما وظیفه 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- پی نوشت ها 63
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک تشریعی 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- پی نوشت ها 71
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- حکمت های امر به تقوا 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- دلسوزترین هادی 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- پی نوشت ها 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- پی نوشت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- پی نوشت ها 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- جولان نفاق 80
- اقسام کفر 80
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- پی نوشت ها 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- ماجرای غصب فدک 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- پی نوشت ها 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- دفع دو شبهه 93
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- سابقه انصار 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- پی نوشت ها 94
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- ایمان واقعی 95
- واپسین احتجاج 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- پی نوشت ها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حاکم مطلوب 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
واپسین احتجاج
راحت طلبی امت عامل غربت حق
در جلسه گذشته گفتیم که: حضرت زهرا سلام الله علیها رو به انصار می کنند و ابتدا کارهای خوب آن ها و سابقه درخشانی که در اسلام داشتند را یادآور می شوند و می فرمایند: «شما بودید که اسلام را یاری کردید، با دشمنان اسلام جنگیدید و آوارگان را پناه دادید.» بعد از آن با زبان ملامت می فرمایند: شما با داشتن چنین سوابق درخشانی چه شد که اکنون دست از یاری ما کشیدید و ما را رها کردید؟ چه شد که عهد و پیمانی که بسته بودید فراموش کردید؟ حضرت زهرا سلام الله علیها پس از این فرازها می فرمایند: ألا وقد أری أن قد أخلدتم إلی الخفض؛ می بینم که شما به تن آسایی رو آورده اید. وأبعدتم من هو أحق بالبسط والقبض؛ و آن کسی که سزاوار اصلاح امور بود یعنی امیرالمؤمنین سلام الله علیه را دور کردید. وخلوتم بالدعة؛ و راحت طلبی را پیشه خود ساخته اید. ونجوتم من الضیق بالسعة؛ و برای رهایی از تنگناها و خستگی ها به بی خیالی و راحت طلبی پناه برده اید. فمججتم ما وعیتم؛ پس آن چه را فروبرده بودید برگرداندید. گویا چیزی را که خورده بودید استفراغ کردید. ودسعتم الذی تسوغتم؛ و آن شربت گوارایی را که آشامیده بودید برگرداندید. بعد آیه هشتم از سوره ابراهیم را اقتباس و استشهاد می کنند و می فرمایند: فـ «إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِید». حضرت در خلال کلماتشان هشدارهای کوبنده ای می دهند و آیاتی که به کفار و مشرکین مربوط است را شاهد می آورند و با این کار می خواهند به این نکته اشاره کنند که سرانجام کار شما با این رفتاری که در پیش گرفته اید به کفر و شرک می انجامد و بدانید که اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید خدا از شما بی نیاز است و بر دامن کبریایش گردی ننشیند. گمان نکنید با این کارتان به خدا و اولیای او ضرر می زنید؛ بلکه ضرر آن به خودتان می رسد.
اتمام حجت حضرت با مردم
تا این جا حضرت زهرا سلام الله علیها در واقع آن موعظه ای را که مدّ نظر داشتند بیان کردند. حضرت در ادامه هدف خود از این موعظه ها و تذکرات را بیان می کنند و می فرمایند: گمان نکنید من که این سخنان را گفتم شما را نمی شناسم و انتظار بی جایی از شما دارم؛ بلکه شما را خوب می شناسم و خوب می فهمم که دردتان چیست و می دانم که حرف های من در شما تأثیری نخواهد بخشید؛ ولی از یک طرف می خواهم خشم خودم را اظهار کنم و از یک طرف حجت را بر شما تمام کنم. ألا وقد قلت ما قلت علی معرفة منی بالخذلة التی خامرتکم؛ بدانید که آنچه را گفتم، گفتم؛ در حالی که می دانم اکنون خذلان و بی اعتنایی به ما با وجود شما عجین شده است. والغدرة التی استشعرتها قلوبکم؛ و اکنون دل های شما قصد مکر و فریب ما را دارد. ولکنها فیضة النفس ونفثة الغیظ وخور القناة وبثة الصدر و تقدمة الحجة؛ اما آنچه گفتم سرریز غصه های دل و آهی است که از سینه دردناک من برمی خیرد و خروشی از روی خشم و نگرانی، و اتمام حجتی بر شماست که مبادا روزی بگویید: «ما نمی دانستیم!» یا بگویید: «فکر می کردیم با رضایت شما این کار صورت گرفته است!» فدونکموها فاحتقبوها دبرة الظهر نقبة الخف باقیة العار موسومة بغضب الله وشنار الأبد؛ این شتر خلافت و این شما، بگیرید و سوارش شوید! اما بدانید که پشت این شتر زخم و پاهایش مجروح است و نمی تواند شما را به منزل برساند و لکه ننگ این کار الی الابد برای شما باقی خواهد ماند. موصولة بنار اللَّهِ الْمُوقَدَة «الَّتی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ»1؛ در حالی که این رفتار، شما را به آتش برافروخته الهی وصل می کند؛ آتشی که از دل ها سرمی زند. در این جا باز به آیه ای که در شأن کفار و مشرکین است اشاره کردند. فبعین الله ما تفعلون «وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون 2؛ اعمال شما در مقابل چشم خداست و ستمگران خواهند دانست که بازگشتشان به کجاست. و أنا ابنة نَذیر «لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدید»3؛ من دختر آن کسی هستم که شما را از عذاب شدید الهی بیم می داد. فاعملوا «إِنَّا عامِلُونَ وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُون 4؛ پس شما کار خود را انجام دهید ما هم کار خودمان را انجام خواهیم داد و منتظر باشید ما هم منتظریم. در این جا کلام حضرت زهرا سلام الله علیها پایان می پذیرد. اما پاسخی به ایشان داده می شود و حضرت نیز جوابی می دهند که اگر توفیقی بود شاید جلسه بعد به آن بخش نیز بپردازیم. اما از این فرمایشات اخیر حضرت زهرا سلام الله علیها چند نکته استفاده می شود که ما هم باید به این نکات توجه داشته باشیم.
سرانجامِ زاویه گرفتن از حق
نکته اول توجه به اقتباسات حضرت است به آیاتی که به کفر و شرک اشاره دارد. این هشداری به مسلمانان است که گمان نکنید وقتی کسی ایمان آورد، نماز خواند، جهاد کرد و زکات داد و ... دیگر سعادتش تضمین شده است. هر کس هر قدر هم که در راه صحیح رفته باشد ممکن است پایان کارش خطرناک باشد و به کفر منتهی شود. آن چه ممکن است انسان را به کفر و شرک بکشاند زاویه گرفتن از راه خداست. چنین کسی در ابتدا به خاطر نزدیک بودن به راه راست متوجه بزرگی خطا و اشتباه خود نمی شود؛ اما هرچه پیش می رود مدام از مسیر حق دورتر می شود تا به جایی می رسد که دیگر راه را گم می کند و نمی تواند برگردد. این بزرگ ترین خطری است که انسان ها حتی مؤمنین و خوبان را تهدید می کند. نباید گمان کنیم مثلا اگر سال ها درس خواندیم، تبلیغ کردیم، به عبادت و جهاد پرداختیم و ... اگر مرتکب گناهی هم شویم دیگر اهمیتی ندارد! باید مراقب بود؛ شاید همان گناه، زاویه ای از مسیر حق باز کند به طوری که شخص خاطی با هر قدم از خدا دورتر شود تا جایی که از کفرستان سر درآورد و دیگر رفقای با ایمانش را در کنار خود نبینید و میلی به معاشرت با آن ها نداشته باشد؛ بلکه می بینید رویاروی مؤمنین و اهل حق قرار گرفته است. این خطر هر انسانی را تهدید می کند مگر کسی که به خدا پناه برد و در اثر پناه آوردن به خدا و اولیای خدا با کمک آن ها محفوظ بماند.
ایمان واقعی
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت معانی و اصطلاحات مختلف کفر و شرک است. این که گفته می شود: کار انسان در اثر اصرار بر گناه به کفر کشیده می شود معنایش این نیست که صراحتاً خدا، پیغمبر و معاد را انکار کند؛ البته گاهی ممکن است به این جا هم کشیده شود همان طور که در زمان خودمان هم دیدیم کسانی را که اهل عبادت بودند اما متأسفانه کارشان به آن جا کشید که همه چیز را مورد تشکیک قرار دادند؛ حتی تصریح کردند که هیچ دلیلی عقلی بر وجود خدا نداریم. ولی لازمه هر کفری این نیست که انسان به طور صریح، خدا، پیغمبر و دین را انکار کند؛ بلکه کفر دو معنای مهم دارد که باید همیشه به خاطر داشته باشیم. یک معنای فقهی کفر در مقابل اسلام است. هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند مسلمان است و جان و مالش محفوظ است. اسلام ظاهری فقهی با شهادتین ثابت می شود و لازمه آن این است که در ظاهر احکام اسلام برای شخص جاری می شود. مثلاً بدنش پاک است و می توان با او ازدواج کرد و ... . آن کفری که موجب نجس شدن می شود انکار شهادتین است یا آن چه منجر به انکار شهادتین می شود؛ یعنی انکار ضروریاتی که شخص انکار کننده می داند این انکار به انکار رسالت برمی گردد. معنای دوم کفر در مقابل ایمان است. در این معنا، هم کفر و هم ایمان اموری قلبی هستند. نتیجه این ایمان، نجات در آخرت است. اگر مسلمان در دل باور داشت که آن چه پیغمبر از طرف خدا آورده حق است و به هیچ یک از احکام خدا شک نکرد، او مؤمن واقعی است. اما اگر در دل یکی از احکام خدا را قبول نداشته باشد مصداقی از این آیه شریف می شود که می فرماید: «یَقُولُون نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ؛5 به بعضی مطالب ایمان داریم و برخی را قبول نداریم!» قرآن درباره اینان می فرماید: أُوْلَـئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا.6 ایمان قلبی این است که انسان هر چه خدا فرموده است را از عمق دل قبول داشته باشد چه امر خدا را به طور تفصیل بداند و چه نداند. ممکن است انسان به طور تفصیلی امر خدا را نداند اما معتقد باشد که هرچه خدا گفته همان حق است. در این موارد است که خیلی ها کم می آورند و نمی توانند برخی احکام را قلباً بپذیرند. چنین کسانی باطناً کافرند؛ چراکه برخی از احکام خدا را قبول نکرده اند. ایمان واقعی پذیرفتن همه ما انزل الله است. در آن جا که حضرت می فرماید: إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمِید، اولاً این طور نیست که در این جا آیه ای را بی مناسبت خوانده باشند؛ بلکه مقصود حضرت این است که من برای شما احساس خطر کفر می کنم. این کفر در مقابل ایمان است؛ یعنی با اصرار بر این عمل دیگر در آخرت اهل نجات نخواهید بود گرچه در ظاهر مسلمان محسوب می شوید و جان و مالتان محفوظ است، همان طور که در صدر اسلام با منافقان به همین گونه رفتار می شد. قرآن در بسیاری از آیات صریحاً می گوید که: منافقان ایمان ندارند و صرفاً مدعی ایمان هستند؛ «وَاللّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ؛ خدا شهادت می دهد که آن ها دروغ می گویند.»7 اما در هیچ جای تاریخ نیامده است که پیغمبر منافقین را بیرون کرده باشند؛ چرا که اسلام ظاهری غیر از کفر باطنی است. در امور مستحبی اگر کسی بداند عملی مستحب است اما هیچ گاه آن عمل را انجام ندهد، ضرری به ایمانش نمی خورد؛ اما اگر گفت: «من این عمل مستحبی را قبول ندارم!» این کفر باطنی است. حال که انکار یک حکم مستحبی موجب کفر می شود، آیا انکار امری که پیغمبر در حضور همه مسلمانان برای آن بیعت گرفته است موجب کفر نمی شود؟! مقصود حضرت زهرا سلام الله علیها چنین کفری است.