- وحدت و اختلاف 1
- انقلاب زنده کننده نام حضرت زهرا(س) 1
- پیشگفتار 1
- وحدت؛ تقویت ملاکهای مشترک 1
- توصیه قرآن؛ وحدت حول محور حق 2
- انواع اختلاف 2
- وحدت و اختلاف 2
- پی نوشت ها 2
- پی نوشت ها 3
- تسلیم در برابر حق؛ راز سعادت 3
- بحث منطقی؛ بهترین روش حل اختلاف 3
- برخورد با معاندان؛ بحث منطقی توأم با ادب 3
- وحدت بر مدار حق 4
- تعصب و بی ادبی ممنوع! 4
- پی نوشت ها 5
- تعطیل کردن بیان حقیقت هم ممنوع ! 5
- ما را با فدک چه کار! 6
- بهانه ای برای بیان حقایق 6
- فدک بهانه بیان حقایق 6
- تدبیر بی نظیر 6
- پی نوشت ها 7
- نعمت حقیقی 8
- تفاوت های حمد، شکر و ثنا 8
- حیات؛ بزرگترین نعمت الهی 8
- بانوی محدَّثه 9
- پی نوشت ها 9
- زمینه چینی برای بیان الهامات الهی 10
- پی نوشت ها 10
- اقسام الهام 10
- داستان مصحف فاطمه سلام الله علیها 10
- دریای نعم الهی 11
- نعم الهی؛ غیر قابل شمارش 12
- نعم الهی؛ غیر قابل تصور 12
- پی نوشت ها 12
- فواید تدبر در نعم الهی 12
- نعم الهی؛ غیر قابل جبران 12
- شکر نعم الهی 13
- تقویت امور فطری 14
- پی نوشت ها 14
- حقیقت توحید 14
- مراتب شکر 14
- اخلاص در اعتقاد 15
- پی نوشت ها 15
- اخلاص در عمل 15
- ادراک آگاهانه و غیرآگاهانه 16
- انواع خداشناسی 16
- دو شکل خداشناسی 17
- پی نوشت ها 17
- فطرت توحیدی انسان 17
- چرا در دیده ناید 18
- امکان شناخت خدا 18
- چرا در وهم ناید 19
- پی نوشت ها 19
- چرا در وصف ناید 19
- نه تعطیل؛ نه تشبیه؛ بلکه معرفت بوجه 19
- انواع مفاهیم عقلی 19
- آفرینش بدون الگو 20
- مشیت الهی 20
- افعال الهی 20
- پی نوشت ها 21
- علت غایی در افعال انسان 22
- علت غایی در افعال الهی 22
- هدف از خلقت جهنم 22
- هدف آفرینش 22
- پی نوشت ها 23
- اهداف خلقت هستی از زبان حضرت زهرا سلام الله علیها 23
- اهداف آفرینش در سخن فاطمه زهرا سلام الله علیها 23
- پی نوشت ها 24
- آفرینش همه هستی برای انسان 24
- همه اهداف برای ما بیان نشده 24
- پی نوشت ها 25
- برگزیده خدا 25
- عالم ماده؛ پرتویی از عالم نور 25
- نور رسول الله، اولین مخلوق 25
- عالم نور 25
- عالم نور 26
- پی نوشت ها 27
- قبولی نماز؛ به برکت صلوات 27
- رابطه وجود نورانی و جسمانی 27
- نسیم های دیار دوست 27
- ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی 28
- فلسفه نبوت 28
- اصالت توحید و عرضی بودن شرک 29
- پی نوشت ها 29
- تفسیر الهی از کثرت ادیان 30
- تفسیر مادی از کثرت ادیان 30
- نحوه پیدایش تحریفات 30
- پلورالیسم دینی؛ انحرافی خطرناک 30
- پی نوشت ها 31
- رسالت های پیامبر 32
- ظلم و برتری طلبی؛ عوامل انکار حق 32
- رسالات تعلیمی و اجرایی پیامبر 32
- حکمت، موعظه و جدال احسن؛ ابزارهای تعلیمی 32
- حفظ ارزش های دینی؛ وظیفه دولت اسلامی 32
- پی نوشت ها 33
- اولین نیاز بشر؛ شناخت دین حق 34
- صراط مستقیم 34
- صراط مستقیم؛ نه صراط های مستقیم 35
- اخلاق انسانی؛ محور رفتار با سایر ادیان 35
- پی نوشت ها 35
- علاقه به مرگ؛ آری یا نه؟ 36
- لقای دوست 36
- لقای الهی و طلب طول عمر 36
- بانوی آسمانی 36
- راز کراهت از مرگ 37
- محبت اهل بیت علیهم السلام؛ بهترین سرمایه 37
- پی نوشت ها 37
- دنیا؛ زندان عاشق 37
- بندگی خدا؛ اولین حق خدا بر ما 38
- کتاب خدا 38
- تبلیغ دین در سراسر عالم؛ واجب کفایی 39
- قرآن؛ مدعی حق خدا 39
- پی نوشت ها 39
- بیان حکیمانه مسأله امامت 40
- ایمان؛ مطهر قلب 40
- اصالت ایمان 40
- پراگماتیسم؛ انحرافی پنهان 41
- پی نوشت ها 41
- ملی گرایی؛ بازگشت به جاهلیت 41
- خاکستر در طوفان 41
- نماز درهم شکننده تکبر 42
- تکبر؛ عامل رانده شدن إبلیس 43
- پی نوشت ها 43
- ریشه های کفر 43
- گردن کشی در برابر خدا 43
- تکبر؛ دشمن بندگی 43
- زکات پاک کننده جان و مال 44
- انفاق دوست داشتنی ها 45
- مفهوم زکات 45
- سرّ تطهیر جان با زکات 45
- اسلام و توجه به همه ابعاد انسان 45
- پی نوشت ها 46
- تحلیل علمی آثار زکات 46
- روزه و سلامت تن 47
- اسرار حج 47
- روزه، تمرین اخلاص و حج، مظهر شکوه دین 47
- آشنایی ثروتمندان با گرسنگی 47
- پی نوشت ها 48
- منافع بی شمار حج 48
- حج تمرین بندگی 48
- حج مظهر شکوه دین 48
- عدالت، اطاعت، امامت 49
- مدیریت واحد؛ شرط سوم وحدت 50
- پی نوشت ها 50
- نظام ارزشی واحد؛ شرط دوم وحدت 50
- اهل بیت علیهم السلام؛ مرجع علمی و اجرایی جامعه 50
- عدالت خواهی، پیوند دهنده دل ها 50
- جهاد، عزت بخش اسلام 51
- برخی از نظرات درباره اصل جنگ 52
- جهاد فی سبیل الله؛ نه فی سبیل آب و خاک 52
- اصل دفاع و امور لازم الدفاع 52
- اسلام چه می گوید؟ 52
- هواهای نفسانی؛ بدنام کننده اسلام 52
- جان ها فدای اسلام 53
- صبر، راز رسیدن به پاداش 53
- پی نوشت ها 53
- اقسام سه گانه صبر 54
- صابر منفعل و منظلم نیست 54
- معنای تحلیلی صبر 54
- صبر، کلید واژه ای در معارف 54
- جهاد، معرکه صبر در طاعت 55
- میدان های مقاومت 55
- پیروزی، تنها از جانب اوست 55
- تبلیغ، مصداقی از صبر در طاعت 55
- پی نوشت ها 56
- امر به معروف، مصلحتی فراگیر 57
- فریضه ای با مصحلت فراگیر 57
- مقدمات قرب به خدا؛ مصلحت حقیقی 57
- بی رنگی امر به معروف؛ چرا؟ 58
- وظیفه پلیس مسلمان 58
- تأثیر تعفن فرهنگ غرب 58
- و اما وظیفه 58
- شکر والدین قرین شکر خداوند 59
- پی نوشت ها 59
- حکمت و آثار نیکی به والدین 59
- مراتب و احکام صله رحم 60
- قرب خدا، ملاک ارزش های اسلامی 60
- زمینه ساز شکر خدا 60
- حقی بدون قید و شرط 60
- پی نوشت ها 61
- فلسفه حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- برخی دیدگاه ها در فلسفه حقوق جزا 62
- مبانی فلسفی حقوق جزا از دیدگاه اسلام 62
- مبانی فلسفی حقوق جزای اسلامی 62
- تفاوت حدود و تعزیرات با دیات و قصاص 63
- پی نوشت ها 63
- قصاص حافظ حیات انسان 63
- پای بندی به تعهد، نردبان تکامل 64
- نفاق ثمره عهدشکنی 65
- وفای به عهد؛ عام ترین ارزش 65
- معامله با خدا 65
- ضرورت زندگی اجتماعی 65
- واقعیات ریشه ارزش ها 65
- پی نوشت ها 66
- اوامر الهی؛ الطافی الهی 66
- زندگی اجتماعی بستر ساز امتحان 67
- حفظ امنیت فردی و اجتماعی وظیفه ای عقلی و شرعی 67
- تشریعات الهی، تقویت کننده راه خیر 67
- امنیت جسمی، روانی و مالی زمینه ساز رشد انسان 67
- ناامنی مالی، عامل ناامنی روانی 68
- حرمت قذف، ضامن امنیت روانی جامعه 68
- پی نوشت ها 68
- مسکرات، عامل پلیدی جسم و جان 68
- شرک، دشمن ترین دشمن 69
- توحید، یگانه راه رسیدن به دوست 69
- توحید، لوح فشرده اسلام 69
- شرک تشریعی 70
- بنده را جز بندگی نشاید 70
- شرک، دشمن رسیدن به دوست 70
- توحید در نیت، بالاترین مرتبه توحید 70
- مراتب توحید و شرک 70
- پی نوشت ها 71
- حکمت های امر به تقوا 72
- اطاعت از الله، ریسمان نجات 72
- امر فاطمه سلام الله علیها به تقوا 72
- بدانید و عمل کنید 73
- پی نوشت ها 73
- علم، زمینه ساز خشیت الهی 73
- فاطمه سلام الله علیها خود را معرفی می کند 74
- این فاطمه سلام الله علیها است که سخن می گوید 74
- فاطمه سلام الله علیها دختر مهربان ترین پیامبر 75
- پی نوشت ها 75
- فاطمه سلام الله علیها پاسبان ولایت 75
- دلسوزترین هادی 75
- نعمت ها را فراموش نکنیم 76
- فاطمه سلام الله علیها شیفته هدایت خلق 76
- فاطمه سلام الله علیها از خدمات رسول خدا می گوید 76
- پی نوشت 77
- فهرستی از خدمات رسول خدا صلی الله علیه وآله 77
- وجدان، نعمتی برای هدایت 77
- فضایل امیرالمؤمنین و رذایل دشمنانش 77
- توصیف علی از زبان فاطمه سلام الله علیهما 78
- جانباز جنگ احد 78
- ویژگی های جانشین پیامبر 78
- علی سرّ خطبه فاطمه سلام الله علیهما 78
- توبیخ راحت طلبان 78
- تیغ نفاق بر پیکر امت اسلامی 79
- از تاریخ عبرت بگیریم 79
- جولان نفاق 80
- ماجرای ثقیفه بنی ساعده 80
- پی نوشت ها 80
- اقسام کفر 80
- شیطان هنوز زنده است 80
- بصیرت؛ ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی 81
- قرآن؛ معیار حق و منبع قانون 81
- حادثه ای غریب 82
- قرآن، منبع قانون گذاری اسلام 82
- ولایت؛ معیار ایمان 82
- بینش متفاوت فاطمه سلام الله علیها 82
- پی نوشت ها 83
- فتنه سقیفه از زبان فاطمه (سلام الله علیها) 83
- واقع بینی؛ راه کشف حق 83
- کربلا؛ حادثه ای بی نظیر 83
- سقیفه؛ فتنه ای در دنیای اسلام 84
- دغدغه فاطمه علیها السلام 84
- پی نوشت ها 84
- توصیف شتر فتنه 84
- نگاهی به مظلومیت علی و فاطمه علیهما السلام 85
- نگاهی به مظلومیت رسول خدا صلی الله علیه وآله 85
- احتجاجات حضرت فاطمه سلام الله علیها برای عدم صلاحیت خلفا 85
- احتجاج اول فاطمه سلام الله علیها 86
- فدک بهانه ای برای روشنی بخشی 86
- ماجرای غصب فدک 86
- احتجاج دوم فاطمه سلام الله علیها 86
- سقیفه؛ سکولاریزه کردن جامعه اسلامی 86
- راهکارهای ایجاد وحدت مذاهب اسلامی 87
- بحثهای صمیمی و منطقی، راهی به سوی کاهش اختلاف 87
- احتجاج سوم فاطمه سلام الله علیها 87
- پی نوشت ها 87
- افشای عدم صلاحیت خلفا در کلام حضرت فاطمه سلام الله علیها 88
- آداب بحث با مخالفان از دیدگاه قرآن 88
- پی نوشت ها 88
- جعل حدیثی بر خلاف قرآن! 89
- پی نوشت ها 89
- وعده دیدار به قیامت 89
- هدف اصلی فاطمه سلام الله علیها 89
- نباید راه حق را بست 89
- چکیده مباحث گذشته 90
- خطاهای جبران ناپذیر 91
- بزرگ ترین خدمت به بشریت 91
- پی نوشت ها 91
- ولایت، ناظم ملت و مانع تفرقه 91
- فاطمه سلام الله علیها به انصار فرصتی دوباره می دهد 92
- فاطمه سلام الله علیها با انصار سخن می گوید 92
- احساسات؛ محرّک اصلی قیام ها 92
- چرا با سلاح قیام نمی کنید؟! 93
- دفع دو شبهه 93
- فریاد هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها 93
- پی نوشت 93
- پی نوشت ها 94
- سابقه انصار 94
- پس چه شد آن سابقه طلائی؟! 94
- راهی که پایانش کفر است 94
- واپسین احتجاج 95
- سرانجامِ زاویه گرفتن از حق 95
- اتمام حجت حضرت با مردم 95
- ایمان واقعی 95
- فاطمه سلام الله علیها معیار رضا و غضب الهی 96
- پی نوشت ها 96
- قسم دروغ، اولین شگرد ابلیس 97
- اوج فریب کاری برای خنثی کردن تأثیر سخنان فاطمه سلام الله علیها 97
- شگردهای شیطانی بر علیه فاطمه سلام الله علیها 97
- نقد و بررسی حدیث ابوبکر 98
- پی نوشت ها 98
- اجماعی دروغین بر علیه فاطمه سلام الله علیها 98
- افشاء توطئه ای خطرناک 99
- پی نوشت ها 99
- بررسی اجماع ادعا شده 99
- حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها 99
- آیات خطبه فاطمه سلام الله علیها 100
- دوری از علی علیه السلام سقوط در فتنه 100
- فاصله از علی علیه السلام برگشت به جاهلیت 100
- گناه مختل کننده دستگاه معرفتی 101
- پی نوشت ها 101
- راز آیات منتخب فاطمه سلام الله علیها 101
- دفاع از ولایت در بستر بیماری 102
- انگیزه فاطمه سلام الله علیها از به صحنه آمدن 103
- شکوه از نامردمی ها 103
- دفاع صریح از ولایت 103
- پی نوشت ها 103
- حاکم مطلوب 104
- اگر علی علیه السلام حاکم می شد ... 104
- حکومت علی علیه السلام الگوی حکومت اسلامی 104
- عیب علی علیه السلام صفات خوبش بود 105
- سیره علی علیه السلام تنها راه سعادت بشر 105
- سرانجام جامعه ای که علی علیه السلام را رها کنند 106
- انتخابی عجیب 106
- نتیجه تن دادن به اهل سقیفه 107
- درسی که باید از سقیفه گرفت 107
- پی نوشت ها 107
از شرح خطبه مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها به این جا رسیدیم که حضرت در مقام احتجاج با به اصطلاح خلیفه اول که مزرعه فدک را تصرف کرده بود فرمودند: اگر قبول ندارید که فدک بخششی از طرف پدرم به من است که طبق دستور الهی (وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ)1 در زمان حیات مبارکش به من بخشیده است، لااقل باید بپذیرید که این ملک پدرم بوده و بعد از ایشان به وارثش منتقل می شود و از آن جا که پدرم غیر از من وارثی ندارد باید فدک در اختیار من باشد. شما به چه دلیل آن را تصرف کرده اید؟ بعد رو به انصار فرمودند و پس از ذکر فضائل آن ها، از ایشان به خاطر یاری نکردن جبهه حق گله کردند. می توان حدس زد که وقتی کلام حضرت به این جا رسیده، جو مجلس ملتهب شده است. این جا خلیفه اول متوجه شد شرایط نامناسبی بر مجلس حکم فرماست و لازم است فضا را آرام کند. لذا در ابتدا شروع به ستاش حضرت زهرا سلام الله علیها کرد و گفت: «ما همه مرهون پدر شما هستیم و شما فرزند و وارث او هستید و ما به شما محبت و علاقه داریم و حتی من حاضرم اموال خودم را به شما واگذار کنم. تصرف فدک براساس مصلحتی بوده که من برای جامعه اسلامی اندیشیدم و البته من در این تصمیم تنها نبودم بلکه همه مسلمانان با من همراه بودند. اما من قسم می خورم از پیغمبر اکرم شنیدم که فرمود: ما انبیا ارثی باقی نمی گذاریم و آن چه بعد از ما بماند در اختیار ولی امر بعد از من است. من صلاح دانستم که این ملک را صرف مصالح مسلمین و مخارج جهاد کنم!»
افشاء توطئه ای خطرناک
قاعدتا اشخاص ساده و سطحی نگر تا حدی تحت تأثیر سخنان وی واقع شدند. این بود که باز حضرت به فرمایشاتشان ادامه دادند و فرمودند: سبحان الله ما کان أبی رسول الله صلی الله علیه وآله عن کتاب الله صادفا و لا لأحکامه مخالفا بل کان یتبع أثره و یقفو سوره؛ خیلی جای تعجب است! پدر من کسی نبود که سخنی بر خلاف حکم خدا بفرماید. وظیفه او این بود که احکام خدا را بیان و خود نیز عمل کند. أ فتجمعون علی الغدر اعتلالا علیه بالزور؛ آیا می خواهید با حیله و نیرنگ رفتار پیغمبر را تخطئه کنید و برای رفتار خودتان توجیهی بتراشید؟! وهذا بعد وفاته شبیه بما بغی له من الغوائل فی حیاته؛ این جمله رمزآمیزی است. حضرت می فرماید: این کار شما شبیه حیله ای است که در زمان حیات پیغمبر انجام گرفت. حضرت به صورت مجمل مسأله را مطرح می کنند اما شارحین به خصوص ابن ابی الحدید که خود از اهل تسنن است در این جا داستانی از اساتید خود و مورخان از جمله واقدی در کتاب مغازی نقل کرده اند که اجمال آن از این قرار است که: عده ای از منافقان درصدد ترور پیغمبر اکرم برآمدند. یک شب که پیامبر در مسیری کوهستانی در حرکت بودند توطئه کردند که شتر پیغمبر را رم بدهند و حضرت را در دره بیاندازند. پیامبر گرامی اسلام از توطئه آن ها باخبر شدند و نقشه آن ها ناکام ماند. با توجه به قرائن موجود و به خصوص نصی که واقدی در مغازی آورده مقصود حضرت زهرا سلام الله علیها غائله ترور پیامبر است. حضرت می فرماید: این کاری که با من انجام می دهید شبیه آن غائله ای است که برای قتل پیغمبر تدارک دیده شد. این هم دنباله همان جریان است و اکنون می خواهید ما را حذف کنید. می خواهید دیگر اثری از آن بیت و از اهداف پیغمبر باقی نماند. هذا کتاب الله حکما عدلا و ناطقا فصلا؛ اگر غرضی در کار نیست و واقعا وظیفه برایتان مشتبه شده است به قرآن مراجعه کنید و به هرچه قرآن حکم می کند عمل کنید. قرآن می گوید: یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ؛2 حضرت با اشاره به این آیه می خواهند بگویند که اگر این کلام صحیح باشد که پیامبران ارث باقی نمی گذارند باید انبیاء الهی خود به این نکته واقف باشند. پس چرا حضرت زکریا از خداوند درخواست وارث کرد؟ حضرت باز به آیه دیگری اشاره می کنند که صریحا به خلاف این کلام اشاره دارد. می فرماید: «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ؛3 حضرت سلیمان از حضرت داوود ارث برد.» اگر این قاعده ای است که انبیا ارثی باقی نمی گذارند پس چه طور قرآن می فرماید: سلیمان وارث داوود بود و از او ارث برد؟ پس معلوم می شود این حدیث درست نیست و یا حداکثر توجیهی که می توان کرد این است که بگوییم: کلام را اشتباه شنیده اید. ممکن است حدیث این گونه بوده باشد که: «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ؛ إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِینَاراً وَ لَا دِرْهَماً وَ لَکِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ؛4 یعنی ما انبیاء برای امت مان پول به عنوان ارث باقی نمی گذاریم. بلکه ارثی که امت از ما می برند علم است.» این سخن برای تشویق مردم به فراگیری علومی است که انبیاء برای ایشان به جا گذاشته اند. اما معنای این سخن این نیست که پیامبران از آن جهت که فردی از افراد جامعه هستند و تابع احکام الهی، مثل سایر افراد جامعه برای فرزندانشان ارث نمی گذارند. پس این که شما می گویید آن چه از ایشان باقی می ماند در اختیار ولی امر است نمی تواند صحیح باشد؛ چراکه بر خلاف قرآن است. و بین عزوجل فیما وزع من الأقساط وشرع من الفرائض والمیراث وأباح من حظ الذکران والإناث ما أزاح به علة المبطلین و أزال التظنی و الشبهات فی الغابرین؛ خدای متعال در قرآن آیاتی درباره ارث نازل فرموده و سهم الارث وارثان را تعیین کرده و تفاوت های ارث زن و مرد را هم بیان کرده است. قرآن می گوید: همه مسلمانان از مورثینشان ارث می برند. بنابراین جایی برای این شبهه ها نیست که بگویید پدر شما ارثی نگذاشته و هر چه مانده باید صرف مصالح مردم شود. این حکم قرآن استثناء ندارد و برای همه مسلمانان جاری است. کلا «بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیل وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُون ؛5 حضرت در این جا از آیه ای اقتباس می کنند که در داستان حضرت یوسف آمده است. ماجرا از این قرار بود که برادران یوسف وقتی یوسف را در چاه انداختند و پیراهن خونینش را برای پدر آوردند گفتند: ما یوسف را نزد اثاث هایمان گذاشته بودیم اما وقتی برگشتیم دیدیم که گرگ او را خورده و این پیراهن خونی اش باقی مانده است. حضرت یعقوب فرمود: آنچه شما بیان می کنید تصویری نفسانی و شیطانی است؛ یعنی شما دروغ می گویید و می خواهید من را فریب دهید. اما من صبری نیکو خواهم داشت و در این جریانی که شما نقل می کنید از خداوند کمک می خواهم. حضرت زهرا سلام الله علیها این آیه را برای آن ها خواندند؛ یعنی همان طور که فرزندان یعقوب به یعقوب دروغ می گفتند شما هم به من دروغ می گویید و حیله ای به کار بسته اید و من باید در این ماجرا صبر کنم تا خداوند حکمش را انجام دهد.
حیله ای دیگر بر علیه فاطمه سلام الله علیها
با این سخنان حضرت، باز آن توقعی که خلیفه داشت برآورده نشد. وی می خواست با آن ستایش ها و چرب زبانی ها که از آن حضرت کرده بود فضا را آرام کند و کارش را به پیش ببرد. با بیانات حضرت دوباره فضا تغییر کرد و مردم فهمیدند که جریان به گونه دیگری است و حضرت زهرا می گویند: شما نیرنگ می زنید و دروغ می بافید و می خواهید همان غائله ای را تکرار کنید که برای قتل پیغمبر برپا کردید. خیلی حرف عجیبی است. وی وقتی اوضاع را مشاهده کرد، دوباره رشته سخن را به دست گرفت و گفت: صدق الله و رسوله وصدقت ابنته؛ شما آیات قرآن را خواندید و خدا و رسول او راست گفته اند. تو هم که دختر پیغمبر هستی راست می گویی. باز به چرب زبانی ادمه داد و گفت: انت معدن الحکمة و موطن الهدی و الرحمة و رکن الدین و عین الحجة؛ اوصاف عجیبی است! طبعا اگر بخواهند خشم کسی را فرو بنشانند باید بگویند: «نه ما با شما مخالفتی نداریم و مخلص شماییم.» وی بر این اساس شروع کرد به گفتن این سخنان که: من هرگز شما را تکذیب نمی کنم! شما معدن حکمت، جایگاه هدایت و رحمت و سرچشمه حجت و برهان هستید. شما رکن دین هستید! خیلی تعبیر عجیبی است. اگر پایه خراب شود ساختمان فرو می ریزد. به حضرت می گوید: شما دارای چنین مقام و موقعیتی در دین هستید و من این ها را قبول دارم. لا ادلی بجوابک و لا ادفعک عن صوابک لا أبعد صوابک و لا أنکر خطابک هؤلاء المسلمون بینی و بینک قلدونی ما تقلدت و باتفاق منهم أخذت ما أخذت غیر مکابر و لا مستبد و لا مستأثر و هم بذلک شهود؛ شما مطالبی را گفتید و من هم تکذیب نمی کنم؛ ولی دیگر در مقام جواب شما برنمی آیم و نمی خواهم بحث را ادامه دهم و حرف شما را رد کنم. از این پس کار را به مسلمانان واگذار می کنم. من این مقام را به انتخاب خودم اشغال نکرده ام؛ بلکه مردم این را به گردن من گذاشته اند. تصرف فدک هم به رأی خودم نبود بلکه همه مردم نظرشان همین بود! من نخواستم مستبدانه کار کنم و نخواستم چیزی برای خودم برگزینم. اکنون نیز حَکَم بین من و شما مردم هستند؛ هرچه همه مردم بگویند من قبول می کنم! و مردم هم شاهد هستند که من تنها این کار را نکردم. در واقع وقتی وی در احتجاج و بحث، در مقابل آیات قرآن و بیانات حضرت زهرا سلام الله علیها جواب قانع کننده ای نداشت و دیگر فضا هم اقتضا نمی کرد که بیشتر از این مسأله طول بکشد، بهترین راه کار را این دید که حضرت را رویاروی همه مسلمانان قرار دهد. لذا چنین وانمود کرد که چون همه مردم با این قضایا موافقت کردند، آنچه گذشت اعمال درستی بوده است. امیرالمومنین سلام الله علیه در تشریح این جریان می فرمایند: برای این که خلافت را از ما بگیرند و فدک را از ما غصب کنند به اجماع مسلمین استناد کردند و گفتند که امت اسلامی اتفاق بر خطا نمی کنند.
بررسی اجماع ادعا شده
شایسته است که این مسأله از نظر تاریخی مورد بحث واقع شود تا از یک طرف معلوم شود که این چه اجماعی بود و ثانیا چه حجیتی در این اجماع برای این مسأله وجود دارد و ثالثا بعد از استناد به این اجماع چرا کسی سخنی نگفت. اما داستان اجماع بر خلافت یک امری است که به شوخی شبیه تر است. جریان سقیفه را که خود محدثان و مورخان اهل تسنن نقل کرده اند جریانی است که از اختلاف بین دو طایفه از انصار بر سر خلافت در سقیفه شروع شد. وقتی چند نفر از مهاجرینی که سرانجام دستگاه خلافت را راه اندازی کردند متوجه شدند فورا جمع شدند و با آن ها درگیر شدند. خلیفه دوم جریان را این طور نقل می کند که: «من دیدم نزدیک است که بین امت اختلاف بیافتد و شمشیر بین مردم واقع شود. من دستم را دراز کردم و گفتم: من که با ابوبکر بیعت می کنم. به دنبال من چند نفری این کار را کردند و بالاخره قضیه تمام شد و دیگر کسی چیزی نگفت!» اجماع مورد ادعا این بوده است. از خلیفه دوم نقل شده که: انّ بیعة ابی بکر کانت فلتة وقی الله شرها!6 اگر امری مورد اجماع مسلمین باشد و مسلمانان در آن اختلافی نداشته باشند و بر خطا هم نباشد چگونه است که خلیفه دوم درباره آن می گوید: فلتة وقی الله شرها! و چگونه است که می گوید: من برای جلوگیری از خونریزی دستم را دراز کردم و با او بیعت کردم! اگر بنا بود اجماع شود باید رأی گیری می کردند. دست کم نظر دیگران را می پرسیدند و اجازه می دادند هر کسی رأی خودش را بدهد. چگونه سخن از اجماع می شود در حالی که ابتدا، کار به این جا کشیده شد که به روی هم شمشیر کشیدند و او برای جلوگیری از خونریزی دست به سوی ابوبکر دراز کرد و بعد هم خودش گفت: این کار نسنجیده ای بود؟! این ها همه امت نبودند. مگر سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و دیگران جزو امت نبودند؟! بر فرض بر خلافت و بر غصب فدک اجماع کردند اما چه کسی نظر داده بود؟ کدام سند گواه است که مردم گفته باشند: بیایید این کار را بکنید؟ خود او هم به حدیثی از پیغمبر استناد کرد که اختیار اموالی که بعد از من باقی می ماند به دست ولی امر است. حتی اگر این حدیث هم درست بود بر اساس بیعتی که پیغمبر هفتاد روز پیشتر در غدیر از مسلمانان گرفته بود باید آن اموال در اختیار علی علیه السلام باشد نه این که مباشر علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما را از ملک بیرون کنند و خودشان تصرف کنند! به هر حال این جریان به تعبیر حضرت زهرا سلام الله علیها توطئه و غائله ای بسیار خطرناک بود شبیه توطئه ای که برای قتل پیغمبر تدارک دیده بودند. نباید از این نکته غافل شویم که این که حضرت در مقابل این ها این عبارات را به کار می برند و از آیاتی استفاده می کنند که در شأن کفار، مشرکان و منافقان است، و این جریان را به جریان فرزندان یعقوب تشبیه می کنند، همه این ها برای این است که در میان مسلمانان دست کم چند نفری حقیقت اسلام و مسیر صحیح اسلام را بشناسند و بفهمند که معارف دین را باید از چه کسی یاد بگیرند. اگر کسی ادعا کند که: «اگر این خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها نبود، امروز اثری از شیعه در عالم پیدا نمی شد» حرف گزافی نزده است. وجود تشیع و حتی معارفی که از اهل بیت علیهم السلام در میان اهل تسنن باقی مانده مرهون این خطبه حضرت زهرا سلام الله علیهاست. امیدواریم که خداوند دست ما را در دنیا و آخرت از ولای ایشان کوتاه نفرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
پی نوشت ها
1 . إسراء، 26.
2 . مریم، 6.
3 . نمل، 16.
4 . الکافی، ج 1 ص34.
5 . یوسف، 18. 6 . تاریخ طبری، ج2 ص459.