- مقدمهی مؤلف 1
- اجمالی از زندگانی خاتون دوسرا 4
- القاب حضرت زهرا 7
- اما ولادت حضرت زهرا 9
- کیفیت تزویج رسول خدا و خدیجهی کبری 16
- حسب و نصب حضرت زهرا 16
- اشاره 16
- کیفیت ولادت زهرا 20
- حوادث دوران کودکی حضرت زهرا 24
- ازدواج حضرت زهرا 27
- روایات عامه 44
- فضائل حضرت زهرا 44
- اشاره 44
- روایات خاصه 56
- حضرت زهرا در خانهی شوهر 69
- اشاره 75
- فرزندان حضرت زهرا 75
- امام حسن مجتبی 77
- فضایل و مناقب 82
- حضرت سیدالشهداء، امام حسین 85
- فضایل و مناقب 87
- حضرت زینب کبری 93
- حضرت ام کلثوم 99
- مکان و خصوصیات فدک 107
- فدک 107
- تاریخ و سابقهی فدک 108
- فدک در تصرف پیامبر خدا 110
- فدک در آینهی روایات 112
- فدک در بعد رسول خدا 116
- سقیفهی بنیساعده 120
- تحلیلی از واقعهی سقیفه 131
- بیعت گرفتن از امیرالمؤمنین 134
- آتش زدن در و پهلو شکستن از عصمت داور 136
- غصب فدک 149
- بعد سیاسی فدک 162
- بعد فرهنگی فدک 167
- بعد اقتصادی فدک 169
- بعد اخلاقی فدک 170
- بعد اجتماعی فدک 171
- فدک بازیچهی دست خلفا 173
- چرا امیرالمؤمنین در زمان خلافت فدک را مسترد نداشت؟ 175
- شمهای از فضایل امیرالمؤمنین علی 182
- شهادت حضرت زهرا 187
- شرح و تفسیر خطبهی فدکیه 199
- ترجمه خطبه فدکیه 210
- مدارک خطبه فدکیه 224
- تفاوت میان حمد و شکر و ثنا 228
- شرح و تفسیر خطبهی فدکیه 228
- الحمدلله علی ما انعم 228
- تقدیم حمد و شکر و ثنا بر الله 229
- مراد از نعمت چیست؟ 230
- من عموم نعم ابتدأها 231
- جم عن الاحصاء عددها 232
- و نذبهم لا ستزداتها بالشکر 234
- و اشهد ان لا اله الا الله 235
- الممتنع من الابصار رؤیته 237
- عدم رؤیت باری تعالی 238
- زبان عاجز از وصف باری تعالی است 246
- اوهام را راهی به او نیست 248
- ابتدع الاشیاء لا من شیء 250
- چگونگی و نحوهی صدور فعل از فاعل 251
- کونها بقدرته، و ذراها بمشیته 252
- تکوین اشیا 253
- اظهار اشیا 255
- آشکار نمودن حکمت 257
- الا تثبیتا لحکمه، و تنبیها لطاعته 257
- هوشیار نمودن مردم به فرمانبرداری از حق 258
- اظهار قدرت 259
- رهنمون ساختن بندگان به بندگی 261
- عزت بخشیدن به دعوت حق 263
- ثم جعل الثواب علی طاعته 263
- و اشهد ان ابی محمدا صلی الله علیه و آله عبده و رسوله 266
- نور پیامبر و بعثتش سابق بر هر چیزی است 268
- سبب بعثت نبوی 272
- ابتعثه الله اتماما لامره 272
- وضعیت عرب در جاهلیت 273
- فرأی الامم فرقا فی أدیانها 273
- فأنار الله بمحمد ظلمها 278
- و قام فی الناس بالهدایه 279
- ثم قبضه الله قبض رأفه و اختیار 281
- نیم نگاهی به زندگانی پیامبر خدا 282
- نسب پیامبر خدا 284
- تاریخ ولادت پیامبر خدا 284
- دوران کودکی پیامبر خدا 285
- ازدواج پیامبر خدا با خدیجهی کبری 286
- فرزندان پیامبر خدا 287
- زنان پیامبر خدا 288
- دورنمای اجمالی از زندگانی پیامبر خدا 290
- ثم التفت الی أهل المجلس و قالت 292
- مسلمانان رایات امر و نهی خدایند 293
- مسلمانان امین نفوسشان هستند 294
- مسلمانان حاملان وحی و شریعتند 294
- مسلمانان مبلغین احکامند 294
- عهد در میان مسلمانان است 295
- زعیم در میان مسلمانان است 295
- دنبالهی نبوت در میان مسلمانان است 296
- اوصاف قرآن 297
- کتاب الله الناطق 297
- مراد از کتاب در کلام حضرت 300
- بینه بصائره، منکشفه سرائره 301
- ایمان سبب پاک شدن از شرک است 303
- فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک 303
- نماز سبب دوری از کبر است 305
- زکات پاک کنندهی نفس و توسعهی در روزی است 308
- روزه سبب تثبیت اخلاص است 312
- حج وسیلهی تقویت دین 314
- عدالت مایهی پیوند قلوب 319
- پیروی از خاندان اهلبیت سبب وفاق و امامتشان مانع افتراق 320
- صبر موجبی برای جلب پاداش 326
- امر به معروف برای خیراندیشی 331
- نیکی به پدر و مادر موجبی برای پیشگیری از خشم الهی 333
- صلهی ارحام سبب فزونی جمعیت 336
- قصاص سبب بقای زندگانی 339
- وفای به نذر موجب آمرزش 340
- تمام پرداختن پیمانه و وزن مانع کم فروشی 342
- بر کنار بودن از میخوارگی سبب پاکی از پلیدی 342
- پرهیز از نسبتهای ناروا مستورهای در برابر خشم الهی 345
- منع از دزدی موجبی برای پیمودن راه عفت 346
- حرمت شرک برای پوییدن راه اخلاص 347
- و اطیعوا الله فیما امرکم به 349
- فاتقوا الله حق تقاته 349
- تفاوت میان خشیت و خوف 350
- ایها الناس! اعملوا أنی فاطمه 350
- لقد جاءکم رسول من انفسکم 352
- فان تعزوه و تعرفوه تجدوه أبی 353
- فبلغ الرساله صادعا 354
- یکسر الاصنام و یکنث الهام 357
- حتی تفری الیل عن صبحه 359
- و فهتم بکلمه الاخلاص 361
- اسلام در بدو طلوع و وضعیت عرب آن دوران 363
- و بعد اللتیا و التی 365
- گروههای مختلف مخالفین اسلام 367
- جنگهای پیامبر خدا 369
- اسلام به شمشیر آختهی علی گسترش یافت 371
- مکدودا فی ذات الله 375
- اوصاف امیرمؤمنان 375
- کوشا در امر خدا است 377
- نزدیکترین افراد به رسول خداست 377
- آقای مردان خداست 378
- دیگر اوصاف علی 380
- و انتم فی رفاهیه من العیش 382
- فلما اختار الله لنبیه 384
- فخطر فی عرصاتکم 386
- هذا و العهد قریب 388
- فهیهات منکم، و کیف بکم 390
- ثم لم تلبثوا الاریث أن تسکن نفرتها 392
- حکم ارث برای همه یکسان است 396
- و انتم تزعمون ألا ارث لنا 396
- خداوند بهترین داور است 400
- افلا تعلمون؟ بلی تجلی لکم کالشمس 400
- نفی ارث از اهلبیت حکمی جاهلی است 400
- منکرین حق و اقسام آنها 401
- ایها المسلمون أاغلب علی ارثی 402
- افعلی عمد ترتکم کتاب الله 403
- افخصکم الله بآیة أخرج منها أبی؟ 404
- فدونکها مخطومه مرحوله 406
- ثم رمت بطرفها نحو الأنصار فقالت 407
- اتقولون مات محمد 410
- ایها بنی قیله 413
- نکوهش انصار 416
- قاتلتم العرب و تحملتم الکد و التعب 416
- الا قد أری أن أخلدتم الی الخفض 418
- فأجابها أبوبکر عبدالله بن عثمان، فقال 422
- و الله ما عدوت رأی رسول الله 424
- و قد جعلنا ما حاولته فی الکراع 424
- فقالت: سبحانالله! ما کان أبی 425
- حدیث معاشر الانبیاء 427
- فقال ابوبکر: صدق الله و رسوله 429
- فالتفت فاطمه و قالت 431
- ثم انکفأت و أمیرالمؤمنین 434
- فقال امیرالمؤمنین: لا ویل علیک 438
- قال سوید بن غفله: لما مرضت فاطمه 439
- الا فاسمع و ما عشت أراک الدهر عجبا 444
- خاتمه المطاف 446
- پاورقی 449
ذبح کن و گوشتش را تقسیم نما سؤال میکنی گاو چه رنگ باشد؟ این سؤال غلط است. وقتی نوشتم فدک را واگذار کن دیگر سؤال معنی ندارد. فدک متعلق به اولاد فاطمه از نسل علی است. بنی امیه زبان به اعتراض گشودند و گفتند: تو با این عمل روش شیخین را تخطئه کردی و به مردم فهماندی که آنها اشتباه کردهاند.
برخی از مؤرخین نوشتهاند: کار از انتقاد بالاتر رفت. شخصی به نام عمرو بن قیس که اهل کوفه بود با جماعت کثیری از کوفه به شام آمد و عمربن عبدالعزیز را تهدید نمود و گفت: تو در عمل، خلفا را شدین را به غلط نسبت دادی! چون عمر بن عبدالعزیز مشاهده نمود نزدیک است فتنه بپا شود، گفت: من کاری به شیخین و روش آنها ندارم. فدک بعد از آنها به دست من رسیده است و من سهم الارث ورثهی پدرم را خریدهام و هم اکنون فدک مال من است و چون رسول خدا فرموده است: «فاطمه بصعه منی، یسخطها ما یسخطنی، و یرضنی ما یرضاها [316] » من خواستم تا فدک را که مایملک شخصی خودم میباشد به اولاد فاطمه بدهم تا زهرا را خوشحال کرده باشم و در نتیجه پیامبر مسرور باشد. آیا من اختیار مال خودم را ندارم؟ فدک که فعلا مال بیتالمال نیست که شما لب به اعتراض گشودهاید. مردم وقتی این استدلال را از او شنیدند گفتند: پس درآمد فدک را بین اولاد زهرا تقسیم کن، نه اصل آن را تا هم تو ثواب ببری و هم عمل خلفا غلط انگاشته نشود [317] . عمر از ترس مردم چنین کرد، یعنی درآمد آن را به اولاد فاطمه داد و اصل آن را همچنان برای خود محفوظ داشت.
بعد از مرگ عمر بن عبدالعزیز نوبت خلافت به یزید بن عبدالملک رسید. او درآمد فدک را ضبط نمود و دست اولاد فاطمه را کوتاه ساخت و کار بر همین منوال بود تا انقراض خلافت بنی مروان. چون خلافت بنیامیه و بنیمروان بسر آمد و منقرض گشتند و نوبت خلافت بنی عباس رسید، پس ابوالعاس سفاح،
اولی خلیفه عباسی فدک را به عبدالله بن حسن ابن حسن بن علی بن ابیطالب واگذاشت؛ ولی بعد از مرگ سفاح برادرش منصور دوانیقی و فدک را ضبط کرد. منصور مرد و پسرش مهدی عباسی خلیفه شد. او فدک را به اولاد فاطمه داد؛ ولی بعد از او پسرش موسی که برادر هارون الرشید بود فدک را ضبط کرد.
فدک در دست بنیعباس بود تا نوبت به مأمون رسید. مأمون به والی مدینه، فثم بن جعفر نوشت که: فدک را به اولاد فاطمه مسترد دارد. چون نوبت خلافت به متوکل عباسی ملعون رسید فدک را گرفت و تا آخر حکومت بنیعباس فدک در دست آنها بود [318] .
خوانندهی عزیز ملاحظه میکند که فدک بر طبق سیاست روز مراحل نقل و انتقال خویش را طی کرده است و هیچیک از خلفا براساس محبت و علاقه به اهلبیت و اینکه فدک مال آنها است آن را رد نکردند؛ بلکه برنامههای سیاسی چنین اقتضا مینمود که فدک را در برههای از زمان به اولاد فاطمه علیهاالسلام مسترد دارند.
چرا امیرالمؤمنین در زمان خلافت فدک را مسترد نداشت؟
اما علت اینکه علی علیهالسلام در زمان خلافتش فدک را ضبط نفرمود شاید به یکی از چند جهت زیر باشد:
اول آنکه علی در حکومتش کاملا مبسوطالید نبود به طوری که بتواند علنا بر خلاف روش عمر و ابوبکر اقدامی بکند و بدعتی از بدعتای آنان را بر دارد. به عبارت سادهتر، در پنج سال خلافتش هم حضرتش کاملا در تقیه بود، چنانکه شریح قاضی را که عمر در کوفه به قضاوت معین کرده بود عزل فرمود. فشار مردم و افکار عمومی و اجتماع مردم در مسجد به عنوان اعتصاب باعث شد که علی شریحی را که عزل کرده بود و به خارج کوفه فرستاده بود به کوفه برگرداند و منصب قضاوت را به او بازگرداند.