ندب، ندبا به معنای دعوت کردن و مقصود آن است که خداوند متعال عوض میدهد آنچه را که از دست بندهی او گرفته شده باشد. البته در صورتی که از خدا بخواهد. پس کلمه «با» مفید سببیت است و «ها» در «امثالها» به نعمتها برمیگردد. این است آنچه ما از عبارت استفاده کردیم. و الله اعلم
و اشهد ان لا اله الا الله
5) و اشهد ان لا اله الا الله لا شریک له، کلمه جعل الاخلاص تأویلها، و ضمن القلوب موصولها، و أنار فی التفکر معقولها.
در کلمهی «تأویلها» تأویل مصدر است از باب تفعیل، و ماضی آن «أول» است به معنای برگرداندن. «ضمن»- به فتح ضاد و میم مشدده- فعل ماضی از باب تفعیل و مصدر آن «تضمین» است.
«موصول اسم مفعول است و از «وصل، یصل». «انار» فعل ماضی است بر وزن اقام، و مصدر آن «اناره» است به معنای نور بخشیدن. «معقول» اسم مفعول است از باب «عقل، یعقل». ترجمه عبارت این است:
شهادت میدهم که نیست خدایی مگر خدای یگانه که شریکی برای او نمیباشد. کلمهای که خداوند اخلاص را تأویل آن قرار داد (یعنی باید برگشت آن به اخلاص باشد و اگر از روی اخلاص نباشد اثری ندارد) و متضمن است قلوب را بر ایصال وحدانیت. و روشن ساخته در فکر واندیشه معقول و محصول آن را.
مقصود آن است که قلبی که اتصال به توحید ندارد و فکری که به نور توحید روشن نشده است فاقد ارزش است؛ چون قلوب بر فطرت توحید آفریده شده است:
(فطره الله التی فطر الناس علیها) [444] .
و پیوسته از طریق خدا- که فطرت خلق را بر مبنای آن آفریده است- پیروی کن.