سوگنامه فدک صفحه 359

صفحه 359

بن عبدود، و مرحب خیبری، و لید، و حنظله بن ابی‌سفیان، و صدها نفر دیگر را از صفحه روزگار برای ابد محو نابود سازد و سفره‌ی اسلام را آماده سازد تا شکم پرستان آن حلقه زنند و شکمی از عزا در آورند و حرمت صاحب سفره را این گونه پاس بدارند که او را از سفره بیرون کنند. آری، همیشه باید شیران شکار کنند و روبهان بخورند.

جردت من علی ذوالفقار ید

الا و اغمده فی هامه البطل

لم میقترب یوم حرب للکمی به

الا و قرب منه مده الأجل

کم کربه لأخیه المصطفی فرحت به

و کان رهین الحادث الجلل

و شاعر دیگر گفته است:

فقلت أما علی آیه خلقت

و الله اظهرها فی الناس فی رجل

مخفیه بعلی ثم الحقها

ذی الفقار و فیه قبضه الأجل

ماسله و رحاء الحرب دائره

الا و اغمده فی هامه البطل

یا صاح فی الجیش صوتا ثم اتبعه

أنا علی تولی الجیش منجفل

حتی تفری الیل عن صبحه


28) حتی تفری الیل عن صبحه، و اسفر الحق عن محضه، و نطق زعیم الدین، و خرست شقایق الشیاطین، و طاح و شیظ النفاق، و أنحلت عقد الکفر و الشقاق.

«تفری»- به فتح تا و فا و را مشدده- فعل ماضی از باب تفعیل است «تفری، تفریا» به معنای شکافتن و منشق شدن است. «اسفر»- به کسر الف و سکون سین و فتح فا و را مشدده- بر وزن «احمر» و مصدر آن «اسفرار» است یعنی نور داد و روشن شد. در لغت عرب گفته می‌شود: «اسفر الصبح، ای اضاء».

«زعیم»- به فتح زا و کسر عین- به معنای رئیس قوم. «خرست» فعل ماضی است به معنای گنگی. «شقاشق» جمع «شقشقه» به معنای ناله شتر و «طاح» فعل ماضی است «طاح، یطوح، طوحا» یعنی مشرف بر هلاک شد و ضایع گشت.

«وشیظ»- به فتح واو و کسر شین- به معنای پست و بد اصل و گوهر، یعنی گروهی از مردم که دارای یک اصل نباشند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه