سوگنامه فدک صفحه 425

صفحه 425

میم و را و دال- جمع «مارد»- به کسر را- به معنای نابکار، «لانزوی» متکلم مع الغیر از باب «زوی، یزوی» به معنای «منع» یعنی منع نمی‌کنیم تو را، «لا ندخر»- به فتح نون و دال مشدده- متکلم مع الغیر از باب «ادخر، یدخر»، یعنی از تو چیزی را از مال خود پنهان نمی‌کنیم. در بعضی از نسخ «لا یزوی و لا یدخر» با یاء به صیغه‌ی مجهول ضبط شده است که معنای آن واضح است. «لا نضع» متکلم مع الغیر از باب «وضع، یضع» یعنی فروگذار نمی‌کنیم، و یا کوچک نمی‌شماریم اصل و فرع تو را.

ابوبکر در این فراز از کلام خود چنین می‌گوید:

و ما قرار دادیم به آنچه را که تو طلب می‌کنی (یعنیب فدک را) برای تهیه و کسب سواری و اسلحه تا مسلمین با کفار مجاهده نمایند و طاغیان سرکش نابکار را نابود سازند و این به اتفاق تمام مسلمین است و من به تنهایی چنین تصمیمی نگرفته و استبداد به رأی نداشته‌ام و این خودم و مالم از برای تو و در اختیار تو. من از آن چیزی را از تو پوشیده نمی‌داریم و مضایقه نمی‌نماییم حال آنکه تو مهتر امت پدرت هستی و شجره‌ی پاک برای اولاد خود می‌باشی. ما فضایل و مناقب تو را انکار نمی‌کنیم و اصل و فرع تو را حقیر نمی‌شماریم. حکم تو نافذ است در مال من و آنچه در اختیار من است. اما آیا شایسته می‌دانی که من در این موضوع با پدرت مخالفت کنم.

فقالت: سبحان‌الله! ما کان أبی

اشاره


52) (فقالت علیهاالسلام:) سبحان‌الله! ما کان أبی‌رسول‌الله صلی الله علیه و آله عن کتاب الله صادفا، و لا لأ حکامه مخالفا، بل کان یتبع أثره، و یقفو سوره، أفتجمعون الی الغدر اعتلالا علیه بالزور، و هذا بعد وفاته شیبه بما بغی له من الغوائل فی حیاته. هذا کتاب الله حکما عدلا، و ناطقا فصلا، یقول: (یرثنی ویرث من آل یعقوب)، (و ورث سلیمان داود) فبین عزوجل فیما وزع علیه من الأقساط، و شرع من الفرائض و المیراث، و أباح من حظ الذکران و الاناث ما أزاح عله المطلبین، و أزال التظنی و الشبهات فی الغابرین، کلا (بل سولت لکم أنفسکم أمرا فصبر جمیل و الله المستعان علی ما تصفون).

«صادفا»- به کسر دال- اسم فاعل از «صدف، یصدف» به معنای اعراض

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه