سرزمین یاس صفحه 29

صفحه 29

وقتی نگاه آن یهودی به پیامبر می‌افتد می‌گوید:

ــ ای محمّد! من از قلعه «نطاه» آمده‌ام. امشب مردم آنجا به قلعه دیگر رفته‌اند.

ــ برای چه؟

ــ یهودیان قلعه «نطاه» را خالی کرده‌اند. شما می‌توانید فردا آنجا را تصرّف کنید.

ــ در آن قلعه چه چیزی هست؟

ــ در آنجا انبارهای آذوقه زیادی هست. خرما و عسل و انواع مواد خوراکی در آنجا یافت می‌شود. همچنین در آن قلعه، سلاح‌های زیادی هم وجود دارد. ساکنان آنجا فرصت نداشتند که آنها را با خود ببرند.

همه با شنیدن این خبر خوشحال می‌شوند. مرد یهودی ادامه می‌دهد:

ــ فردا من همراه شما می‌آیم و شما را به آن قلعه راهنمایی می‌کنم.

ــ به امید خدا ما فردا به آنجا می‌رویم.

ــ من از شما خواسته‌ای دارم که جانِ مرا در امان بداری.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه