سرزمین یاس صفحه 68

صفحه 68

ــ پس من چه بنویسم؟

ــ تو اصلاً کاری به متر و اندازه درب قلعه نداشته باش. تو بی خیال یک گوشه‌ای بنشین و ماجرای بلند کردن درب را بنویس.

من قبول می‌کنم و همراه آنها می‌روم. و چنین می‌نویسم: «اینجا سرزمین خیبر است. ما کنار درب قلعه خیبر هستیم که دیروز علی(ع) آن را از جا کند. یک گروه هفت نفره می‌خواهند این درب را از زمین بلند کنند؛ امّا هر چه تلاش می‌کنند موفّق نمی‌شوند».112

اکنون ما به سوی اردوگاه باز می‌گردیم. در میان راه به یکی از یاران پیامبر به نام جابر بن عبد اللّه انصاری برخورد می‌کنیم، او رو به ما می‌کند و می‌پرسد:

ــ از دور دیدم که با رفقا کنار درب قلعه بودید؟

ــ آری، می‌خواستیم آن را بلند کنیم؛ امّا نتوانستیم.

ــ شما با این هفت نفر می‌خواستید این کار را بکنید؟

ــ آری.

ــ شما خیلی خوش خیال هستید. ما با چهل نفر رفتیم تا آن درب را بلند کنیم نتوانستیم، آن وقت شما با هفت نفر می‌خواستید این کار را بکنید.

ــ راست می‌گویی؟!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه